زهرا اسلامى فرد

13

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )

داشته و دارند . از همين‌روست كه ويل دورانت مورخ بزرگ معاصر در كتاب تاريخ تمدن خود مىنويسد : اگر داستان ما از شرق آغاز مىشود ، نه‌تنها از آن جهت است كه آسيا قديمىترين نمايشگاه مدنيت است ، بلكه از آن‌روست كه اين تمدن‌ها به‌منزله خميرمايه و شالوده فرهنگ يونان و روم‌اند . اگر نيك بدانيم كه چه مقدار از اختراعات لازم و همچنين سازمان اقتصادى و سياسى يا علوم و ادبيات و آنچه در فلسفه و دين داريم ، از مصر و مشرق برخاسته ، دچار حيرت خواهيم شد . . . . نوشتن تاريخ به سنت قديم ( يعنى سده‌هاى 18 و 19 ) ، به اين ترتيب كه از يونان و روم شروع شود و تمام آسيا در چند سطر خلاصه گردد ، نه‌تنها خطايى علمى است ، بلكه نقص بزرگى در نماياندن واقعيت‌ها به‌شمار مىرود و ممكن است نتايج شومى به‌بار آورد . « 1 » در هرحال ، دانشمندان و محققان غربى با تحقيقات بيشتر ، اين واقعيت را پذيرفتند كه تمدن بشرى از يك‌سو پيشينه‌اى بس كهن و طولانى دارد و از سويى ديگر ، ويژه يونانيان نبوده و همه ملت‌هاى قبل يا هم‌عصر با يونان و بعد از فروپاشى آن ، در پيدايش تمدن سهيم بوده‌اند . در اين اثر برآنيم تا بخش‌هايى از فرهنگ و تمدن پرافتخار اسلامى را به تصوير كشيم و تا حدى شكوه ، معنويت ، نورانيت و پويندگى اسلام را آشكار سازيم . نگاشته پيش‌رو با عنوان « تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام » ، در هفت فصل براساس سرفصل‌هاى معاونت امور اساتيد ودروس معارف اسلامى بدين ترتيب تنظيم يافته است : مباحث مقدماتى ، علل و عوامل شكل‌گيرى فرهنگ و تمدن اسلامى ، شكوفايى علوم در تمدن اسلامى ، نهادهاى سياسى - اجتماعى تمدن اسلامى ، هنر در تمدن اسلامى ، تأثير تمدن اسلامى بر تمدن غربى و پيدايش رنسانس و درنهايت زمينه‌ها و عوامل ركود تمدن اسلامى . بىترديد اين تأليف را كاستىها و نارسايىهايى است كه به‌دليل گسترده بودن مباحث ، امرى بديهى مىنمايد ، اما به هر روى اميد است صاحب‌نظران ارجمند مرا در رفع آن يارى رسانند . با آرزوى اعتلاى دوباره اسلام زهرا اسلامىفرد زمستان 1388

--> ( 1 ) . ويليام جيمز دورانت ، تاريخ تمدن ( مشرق زمين ، گاهواره تمدن ) ، ج 1 ، پيشگفتار .