محمد ابراهيمى وركيانى

84

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

به فال نيك گرفته و بر اين باور بودند كه با تفرق ياران رسول‌خدا او به‌ناچار تسليم خواهد شد ، هنگامى كه دريافتند پيامبراكرم ( ص ) تسليم آنها نخواهد شد و مسلمانان نيز در حبشه در امنيت‌اند و به‌زودى آوازهء اسلام خارج از جزيرة العرب را نيز فرا مىگيرد ، بدين فكر افتادند كه مهاجران حبشه را به هر شيوهء ممكن به مكه بازگردانند . بدين‌رو ، آنان عمروعاص را كه از تجار مكه بود و با نجاشى پادشاه حبشه سابقه آشنايى داشت ، همراه با هدايايى بدانجا گسيل داشتند . عمرو نيز بهترين شيوه ديپلماسى را در اين مورد به‌كار گرفت ، ولى چون رقيبى قوىتر از خود ، يعنى جعفر بن ابىطالب را در برابر داشت ، حيله‌هاى او مؤثر نيفتاد و بدين‌ترتيب با خفت و سرافكندگى از حبشه به مكه بازگشت . پس از آن بود كه بزرگان قريش محاصره اقتصادى پيامبر و ديگر مسلمانان و همه رجال بنىهاشم را در دستور كار قرار دادند . سخنان جعفر بن ابىطالب ( ع ) در دربار نجاشى عمروعاص پس از ورود به حبشه ، پيش از ملاقات با نجاشى ، درباريان او را با خويش هماهنگ ساخت . وى در روز ملاقات با نجاشى چنين اظهار داشت : گروهى از جوانان بىخرد ما بر قوم خويش طغيان نموده و از آنان فرارى شده و به سرزمين شما گريخته‌اند و به آيينى گرويده‌اند كه نه آيين ما و نه آيين شماست . ازاين‌رو ، بزرگان قوم ، پدران ، عموها و فاميل‌هايشان كه به حال آنها آشناترند ، از شما درخواست دارند كه آنان را به خانوادهء خود بازگردانيد و با اين كار جنگ و ناامنى را كه به همين مناسبت در مكه رخ داده ، پايان دهيد . درباريان نجاشى سخنان عمرو را تأييد نمودند و سپس تأكيد كردند كه نجاشى آنان را به مكه بازگرداند ، ولى نجاشى گفت : تا وقتى سخنان مهاجران را از خود آنان نشنود و حقيقت امر مشخص نشود ، چنين نخواهد كرد . اگر حقيقت همان باشد كه اينان مىگويند ، مهاجران را در اختيارشان قرار خواهم داد و اگر جز آن بود ، مقدمشان گرامى است و تا مادامى كه در حبشه باشند ، از آنان حمايت خواهد شد . نجاشى پس از اين گفتگو افرادى را به‌سوى مهاجران اعزام داشت و از آنان دعوت نمود كه در دربار نجاشى حاضر شده و از خويش دفاع نمايند . اين خبر در آغاز براى مهاجران