محمد ابراهيمى وركيانى

70

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

ازاين‌رو ، آنها با انكار يا توجيه تقدم اسلام على ( ع ) خواسته‌اند مانع را از سر راه خلفا و به‌ويژه بنىاميه بردارند ؛ غافل از آنكه اين تقدم ، تقدم زمانى نبوده ، بلكه مراد تقدم در جلسهء يوم الانذار است كه پيامبر ( ص ) بنىهاشم را به خانه خويش دعوت كرد و در آن جلسه - كه نه ابوبكر و نه هيچ فرد ديگرى جز بنىهاشم نمىتوانست حضور داشته باشد - على ( ع ) تنها فردى بود كه براى قبول وزارت پيامبر ( ص ) اعلام آمادگى كرد . انقطاع وحى برخى سيره‌نويسان و مفسران نوشته‌اند كه پس از نزول آيات اول سورهء علق در غار حرا و آيات اول سورهء مدثر در خانه خديجه ، نزول وحى به مدت و علت نامعلومى قطع شد . « 1 » پيامبر نيز از اين امر نگران بود ، تا آنكه سورهء ضحى بر او نازل شد و به دو آرامش داد : سوگند به روشنايى روز ! سوگند به شب چون آرام گيرد [ كه ] پروردگارت تو را وانگذاشته و دشمن نداشته است . قطعاً آخرت براى تو از دنيا نيكوتر است و به‌زودى پروردگارت به تو عطايى خواهد داد كه راضى شوى . . . . « 2 » در اينكه سبب انقطاع چه بوده ، پاره‌اى مفسران آن را معلول اشتباهى دانسته‌اند كه از پيامبر و يا اصحاب او سر زده است . از اين جهت ، آنان عللى را براى اين انقطاع برشمرده‌اند كه به نظر نگارنده موجه نيست . مثلًا اينكه يهوديان مطالبى را كه در سوره كهف آمده ( ازجمله اينكه اصحاب كهف چه كسانى بودند و ذىالقرنين كيست ) ، باز مىگفتند تا با آن پيامبر را بيازمايند . پيامبر نيز براى پاسخ به آنها زمانى را تعيين نمود ، بىآنكه موفقيت خود را به مشيت الهى مقيد سازند و اين موجب انقطاع وحى گرديد . اين گفتار از جهاتى مخدوش به نظر مىرسد : اول اينكه اصحاب كهف يهودى نبوده و بلكه ظاهراً مسيحى بوده‌اند ، ازاين‌رو چنين پرسش‌هايى از تعاليم يهود بىمعناست . دوم آنكه

--> ( 1 ) . علامه مجلسى در بحارالانوار ، ج 18 ، ص 245 مدت انقطاع را 15 روز و به قولى 40 روز دانسته است ؛ نيز بنگريد به : ابن‌هشام ، السيرة النبوية ، ج 1 ، ص 225 . ( 2 ) . ضحى ( 93 ) : 5 - 1 .