محمد ابراهيمى وركيانى
47
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
قريش تاريخ خود را از وفات قصى قرار داد ، تا اينكه عامالفيل رخ داد و مبدأ تاريخ شد . پس از مرگ قصى بين فرزندان او اختلاف افتاد و سرانجام توليت كعبه و رياست دارالندوه به فرزندان عبدالدار ، و ضيافت حجاج و سقايت آنان به فرزندان عبدمناف اختصاص يافت . « 1 » به گفته محققان ، قصى بن كلاب با شرك و بتپرستى مخالف بود . او ضمن اشعارى به اين معنا اشاره داشته و بتپرستى را نكوهش نموده است . « 2 » برخى نويسندگان ، توليت قصى بر كعبه را سال 440 ميلادى و بالطبع او را معاصر با بهرام گور ، پادشاه ساسانى دانستهاند . « 3 » دوران عبدمناف عبدمناف كه فرزند ارشد قصى بود ، رياست اصلى مراسم حج را برعهده داشت . او از نظر كمال و جمال ممتاز بود و از همين رو وى را « قمر البطحاء » لقب داده بودند . عبدمناف اين مسئوليت را چنان بهخوبى اداره كرد كه همه بنىهاشم و بنىاميه در اشعار خويش به خاطر انتساب به او افتخار كردهاند . هنگامى كه كار عبدمناف نظام گرفت ، خزاعه و بنوحارث نزدش آمدند و خواستار همپيمانى با او شدند تا از اين طريق عزت و سربلندى يابند . بدينترتيب بود كه پيمان حلف الأحابيش « 4 » منعقد گرديد . « 5 » توليت هاشم عبدمناف چهار پسر داشت : هاشم ( عمرو ) ، عبدالشمس ، نوفل و مطلب . هاشم و عبدالشمس دوقلوى بههم پيوسته بودند كه انگشت كوچك دست و يا پاشنه پاى آندو به هم متصل بود . آنها با جراحى مختصرى از يكديگر جدا شدند و به همين دليل برخى آن را به فال بد گرفته ،
--> ( 1 ) . ابنواضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 308 . ( 2 ) . بنگريد به : شهرستانى ، الملل و النحل ، ج 1 ، ص 256 ؛ نويرى ، نهاية الأرب ، ج 1 ، ص 45 . ( 3 ) . حسن ، تاريخ سياسى اسلام ، ج 1 ، ص 49 . ( 4 ) . بهگفتهء دكتر آيتى ، حبشى نام كوهى در پايين مكه است و چون در اين پيمان آمده بود كه ما به عهد خود وفا داريم تا هنگامى كه كوه حبشى پابرجا باشد ، بدان حلف الأحابيش گفتند . ( 5 ) . بنگريد به : ابنواضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 308 و 310 .