محمد ابراهيمى وركيانى

313

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

هانى بن عروه ، دستگاه رهبرى كوفه فروپاشيد و ارتباط اين شهر با شهرهاى ديگر قطع شد و شرايط به‌گونه‌اى شكل گرفت كه تقريباً هم امام حسين ( ع ) و هم ديگر مسلمانان از پيروزى بر سپاه يزيد نااميد شدند . امام حسين ( ع ) در پايان كار خود ، نه‌تنها به فكر تأمين نيرو نبود ، بلكه به همه همراهان خود نيز فرمان داد متفرق شوند و تنها آنان‌كه آماده جان‌نثارى بودند باقى ماندند و هنوز كسانى وجود داشتند كه مشتاق فداكارى و شهادت در ركاب امام ( ع ) بودند ؛ ولى ابن‌زياد و لشكر او مانع مىگرديدند و يا به سبب دورى راه نتوانستند خود را به‌موقع به كربلا برسانند . در چنين شرايطى امام حسين ( ع ) بود كه مىبايست تسليم گردد و بيعت با يزيد را بپذيرد و يا شهادت در راه خدا و امربه‌معروف و نهىازمنكر را انتخاب نمايد و امام ( ع ) راه دوم را ادامه داد و نتيجه آن شد كه صحنه دلخراش كربلا رخ داد . با شهادت آن حضرت هر چند مصيبت عظيمى بر اسلام و مسلمين رخ داد ولى قدس شهادت و الگو قرارگرفتن قيام كربلا نه‌تنها مردم كوفه بلكه همه مسلمانان ديگر را بيدار ساخت و احساسات حق‌طلبان را برانگيخت و به‌تدريج اين احساسات سرانجام پس از شهادت امام حسين ( ع ) به‌صورت نهضت‌هاى توابين و ياران مختار و . . . خودنمايى كرد . به‌نقل بسيارى از مورخان ، مختار بن ابىعبيده ثقفى از آنهايى است كه در صدد پيوستن به امام حسين ( ع ) در كربلا بود . او از نامه‌نويسان به امام حسين ( ع ) و ميزبان مسلم بن عقيل ( ع ) در كوفه بود . يعقوبى مىنويسد : مختار با گروهى مسلح به قصد يارى حسين بن على ( ع ) آماده شده بود و ابن‌زياد او را گرفت و زندان كرد و چنان او را با چوب زد كه چشم او را شكافت . عبدالله بن عمر [ شوهرخواهر مختار ] درباره او به يزيد نامه نوشت و وى به عبيدالله دستور داد او را رها سازد . عبيدالله او را رها كرد ، ولى از كوفه تبعيدش نمود . اين موضع‌گيرى اختصاص به مختار نداشت بلكه مردم ديگرى نيز از بصره و ديگر نواحى به‌دنبال همين معنا بودند و حتى بعضى همراهان امام ( ع ) با اين قرار كه باز مىگردند از امام ( ع ) جدا شدند ولى به خاطر سرعت عمل ابن‌زياد در قتل امام ( ع ) فرصت نيافتند . توده مردم كوفه نيز بر خلاف سردمداران خود هيچ‌گاه امام ( ع ) را فراموش نكردند و به‌همين جهت موقعى كه مختار پس از خروج از زندان به حجاز رفت و همراه عبدالله بن زبير شد و سپس رهسپار عراق گرديد ، مقارن با قيامِ جمعى از مردم كوفه كه همراه سليمان بن صرد خزاعى به خون‌خواهى امام حسين ( ع ) خروج كرده بودند به كوفه رسيد و به مردم گفت :