محمد ابراهيمى وركيانى
311
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
امر مىفرمود ، تا بعد از مرگ معاويه اگر امام ( ع ) زنده باشد و آنان نيز همانگونه آماده مبارزه باشند ، بدانچه صلاح بداند رفتار كند . عراقيان پس از شهادت امام مجتبى ( ع ) بيش از گذشته با امام در ارتباط بودند و جاسوسان معاويه پياپى او را از اين امر آگاه مىكردند و همين امر موجب نامهنگارى بين امام ( ع ) و معاويه شد . معاويه ترجيح داد با امام حسين ( ع ) درگير نشود ؛ هر چند وليعهدى يزيد را نپذيرد . عراقيان بيعت نكردن امام با يزيد را مغتنم شمرده ، همواره از او مىخواستند رهبرى مبارزه بر ضد امويان را به عهده بگيرد . پس از مرگ معاويه ، يزيد جز با بيعت امام ( ع ) راضى نمىشد و اين چيزى بود كه حتى ابنزبير و عبدالله بن عمر نيز آن را نپذيرفتند . هنگامىكه امام ( ع ) امنيت خود را در مدينه از دست داد ، به مكه رفت و آنجا نيز بهحقيقت امنيت نداشت ، مگر اينكه مانند ابنزبير خانه خدا را پناهگاه قرار دهد و در داخل حرم ، جنگ با يزيد را رهبرى كند و اين رفتار نهتنها براى امام حسين ( ع ) كه براى مسلمانان پذيرفتنى نبود و شايد يكى از عوامل مهم شكست ابنزبير نيز همين بود كه حرم خدا را معركه پيكار با يزيد قرار داد . او پس از مرگ يزيد نيز مكه را رها نساخت . امام خود بارها بدين امر تصريح كرد كه نمىخواهد بدينوسيله حرمت حرم شكسته شود . « 1 » ناصحان و خيرخواهان امام ( ع ) نيز بر تأمين امنيت براى امام ( ع ) قدرتى نداشتند و تنها
--> ( 1 ) . احمد نويرى در نهاية الارب مىنويسد : عبدالله بن زبير به امام حسين ( ع ) گفت : اگر من مانند تو شيعيانى در عراق داشتم بهجاى ديگرى نمىرفتم . بعد ترسيد كه امام ( ع ) او را متهم كند گفت : اگر در حجاز هم بمانى و خواسته باشى امير باشى نسبت به تو مخالفتى نمىكنيم ، بلكه كمك خواهيم كرد و با تو بيعت و برايت خيرخواهى مىكنيم ، امام حسين ( ع ) فرمود : پدرم برايم حديث كرد كه قوچى ( سالارى ) در مكه كشته خواهد شد كه با ريختن خون او حرمت مكه در هم شكسته خواهد شد . دوست ندارم كه آن قوچ باشم . ابنزبير گفت : اگر مىخواهى همينجا بمان و مرا قائممقام خود كن كه در آن صورت هم از تو اطاعت خواهد شد و بر خلاف ميل تو كارى انجام نمىگيرد . فرمود : اين كار را هم نمىخواهم . آنگاه لحظاتى آهسته با يكديگر سخن گفتند و امام حسين ( ع ) روى به حاضران كرد و گفت . . . مىگويد در همين مسجد قيام كن و مردم را گرد خود جمع كن و حال آنكه بهخدا سوگند اگر يك وجب دور تر از آن كشته شوم ، دوستتر مىدارم از آنكه در اين مسجد كشته شوم . . . بهخدا سوگند اگر در لانه خزندگان باشم مرا بيرون خواهند كشيد تا خواستهء خود را برآورند و بهخدا كه دربارهء من ستم خواهند كرد همچنان كه يهوديان در مورد شنبه كار از حد گذراندند . ( نويرى ، نهاية الارب ، ج 7 ، ص 157 ؛ نيز بنگريد به : طوسى ، تفسير تبيان ، ج 1 ، ص 289 به بعد )