محمد ابراهيمى وركيانى

297

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

خبر عمرو به عامل آن ناحيه رسيد و او را دستگير كرد و نزد والى موصل و جزيره ( عبدالرحمن بن عبدالله بن عثمان ثقفى ، خواهرزاده معاويه ) فرستاد . موقعىكه او عمرو را ديد وى را شناخت و وقايع را به معاويه خبر داد . معاويه در نامه‌اى به او نوشت : « به عمرو بن حمق نُه ضربه بزن ، همان‌گونه كه به عثمان نه ضربه زده است و من در پى آن نيستم كه از اين حد تجاوز كنم » . عمرو در ضربه اول يا دوم جان سپرد . سر او را بريدند و نزد معاويه فرستادند و اين اولين سرى بود كه در اسلام از شهرى به شهرى ديگر فرستاده شد . روايت شد كه همسر عمرو ، آمنه دختر سويد ، در زندان معاويه بود و سر عمرو را نزد او فرستادند . آن زن موقعى كه سر بريده شوهرش را ديد گفت : « به‌مدت طولانى او را تبعيد كرديد و سرانجام سر بريده او را به هديه فرستاديد ! آفرين بر اين هديه كه . . . » . آنگاه معاويه همسر عمرو را به حمص تبعيد ، و در آنجا وفات كرد . « 1 » روايت شده كه عمرو بن حمق خزاعى روزى به پيامبر ( ص ) آب داد و حضرت درباره او چنين دعا كرد : « خداوندا ، او را از جوانى بهره‌مند ساز » . به همين سبب عمرو تا هشتاد سالگى يك موى سفيد نيز در سر نداشت . « 2 » رويداد شهادت عمرو به‌واقع مايه ننگ ديگرى براى معاويه بود ؛ همان‌طور كه امام حسين ( ع ) در نامه به معاويه از آن چنين ياد كرده بود : جرم آنها تنها اين بود كه فضايل ما را اظهار داشته و به حق ما احترام گذاشته‌اند و تو فقط آنها را به خاطر ترسى كشتى كه چه‌بسا قبل از آنكه موفق مىشدند درباره تو عملى انجام دهند عمر تو پايان يافته و يا آنان دنيا را وداع مىكردند . « 3 » چهار . فشار اقتصادى معاويه بر مردم مدينه در دوران خلفا كه بيشترين درآمد اقتصادى از طريق غنائم جنگى و خراج اراضى و ماليات

--> ( 1 ) . بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 282 . ( 2 ) . مجلسى ، بحارالانوار ، ج 18 ، ص 12 . ( 3 ) . بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 367 .