محمد ابراهيمى وركيانى

291

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

آيا تو آن نيستى كه زياد بن سميه را كه بر بستر عبيد ثقفى متولد شده بود برادر خود پنداشتى ، درحالىكه پيامبر اكرم ( ص ) فرموده است : « فرزند متعلق به صاحب بستر [ مشروع ] است و زناكار را پاداشى جز سنگ نيست » و تو آگاهانه سنت پيامبر ( ص ) را ترك كردى و بدون برهان شرعى تنها براساس هواى نفس او را به برادرى گرفتى و بر بصره و كوفه فرماندار ساختى ، تا دست و پاى مسلمانان را قطع نموده و به چشم آنان ميل بكشد و بر شاخه‌هاى درخت خرما به‌دار آويزد . چنان‌كه گويا تو از اين امت نبوده و اينان با تو از يك امت نيستند . آيا تو آن نيستى كه براساس نوشته پسر سميه - كه آن دو حضرمى « 1 » بر دين على ( ع ) هستند - آنها را كشتى و به پسر سميه نوشتى هر آن كس را كه بر دين على است ، بكش و او نيز آنان را به دستور تو كشت و مثله كرد ! درحالىكه دين على ( ع ) همان دينى است كه على ( ع ) تو و پدرت را با شمشير بدان وارد ساخت و براساس همان دين و افتخار مسلمانى ، امروز چنين جايگاهى يافته‌اى و اگر اين دين نبود افتخار تو و پدرت از همان افتخار سفر تابستانى و زمستانى تجاوز نمىكرد . همچنين در نامه‌ات نوشته‌اى كه مواظب خود و دينم باشم و مصلحت امت محمد ( ص ) را در نظر بگيرم و آنها را به تفرقه و فتنه نيندازم ! درحالىكه من فتنه و فسادى را بالاتر از آن سراغ ندارم كه تو زمامدار جامعه اسلامى هستى و خيرى براى خود ، دينم و امت اسلام برتر از اين سراغ ندارم كه با تو جهاد نمايم . بنابراين اگر چنين كنم فقط به خاطر خداست و اگر از آن بپرهيزيم از خداوند آمرزش مىطلبم و از او مىخواهم كه مرا به وظيفه خويش موفق بدارد . نيز نوشته‌اى كه اگر منكر [ موقعيت ] تو باشم ، تو نيز مرا انكار خواهى كرد و اگر با تو حيله نمايم حيله خواهى كرد ! هم‌اكنون به تو اعلان مىدارم كه هر كار

--> ( 1 ) . حضرميان مردمى از « حضرموت » بودند كه در ساحل درياى عمان مىزيستند . در مورد نام آن دو حضرمى در كتاب‌هاى تاريخ خبر روشنى وجود ندارد ؛ جز اينكه محمد بن حبيب بغدادى در كتاب المحبر ، ص 479 مىنويسد : « زياد ، مسلم بن زيمر و عبدالله بن نجى را كه هر دو حضرمى بودند در جلوِ در خانه‌شان به دار آويخت . اين‌دو از مردان نامور شيعه بودند و اين كار به دستور معاويه انجام گرفت » . ( امينى ، الغدير فى الكتاب و السنة و الأدب ، ج 11 ، ص 61 ؛ ابن‌نديم در الفهرست ، ص 119 ، محمد بن حبيب بغدادى صاحب المحبّر را مؤلف آثار بسيارى ياد كرده است . )