محمد ابراهيمى وركيانى
288
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
امام حسين ( ع ) را نيز در سال سوم ذكر كردهاند . « 1 » پس از شهادت حضرت مجتبى ( ع ) با اينكه شيعيان از امام حسين ( ع ) مىخواستند كه رهبرى جهاد با معاويه را در دست بگيرد و با حمايت بىدريغ حجر و يارانش به جنگ با معاويه اقدام نمايد ، آن حضرت ( ع ) نپذيرفت و آنان را به صبر فرمان داد و مىفرمود : تا هنگامى كه معاويه زنده است حاضر نيستم بر خلاف پيمان صلح برادرم اقدامى بر ضد او انجام دهم . سپس به آنان وعده داد كه پس از مرگ معاويه اگر زنده باشد آنچه وظيفه عقلى و شرعى اوست با همراهى آنان انجام دهد . « 2 » معاويه نيز از اين موضعگيرى به خوبى آگاه بود و تا زنده بود روش خود را در رابطه با امام حسين ( ع ) تغيير نداد و اقدامى خصمانه در برابر حضرت از خود نشان نداد و در مواقع احساس خطر نيز ترجيح مىداد كه به تذكر و دعوت آن حضرت به وفاى به پيمان اكتفا نمايد . « 3 » نامه معاويه به امام حسين ( ع ) رفتوآمد شيعيان عراق به مدينه و مكه و ملاقات آنان با امام حسن و امام حسين ( عليهما السلام ) بعد از وفات امام مجتبى ( ع ) نيز با شدت بيشترى ادامه داشت و اين موضوع معاويه و ديگر مردان بنىاميه را نگران مىساخت ؛ بهويژه آنكه مروان بن حكم و ديگر افراد بنىاميه كه در مدينه بهسر مىبردند اين موضوع را نگرانكنندهتر از آنچه بوده به معاويه گزارش مىدادند . مروان ( والى مدينه ) به معاويه نوشت : عمرو بن عثمان به ما گزارش داده كه مردانى از عراق و بزرگان حجاز با حسين بن على ( ع ) آمدورفت دارند و او بعيد نمىداند كه حسين بن على بر ضد تو قيام نمايد . من درباره اين خبر بررسى نمودم و نتيجه گرفتم كه او اكنون در صدد
--> ( 1 ) . شيخ كلينى در جلد اول كافى ، ص 463 مىنويسد : « حسين ( ع ) در سال سوم متولد و در سال 61 وفات كرد و فاصله تولد آن بزرگوار با برادرش امام حسن ( ع ) شش ماه و ده روز بوده است » . ( 2 ) . بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 361 ؛ دينورى ، اخبار الطوال ، ص 269 . ( 3 ) . بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 367 .