محمد ابراهيمى وركيانى
285
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
فصل چهارم : امامت سيدالشهدا ، حسين بن على ( ع ) زمامدارى يزيد بن معاويه بهعنوان خليفه رسول خدا ( ص ) براى هيچ جمعى از مسلمانان مشروع نمىنمود . با وجودى كه به خاطر تهديد و تطميع معاويه ، بسيارى از بزرگان عراق ، شام ، حجاز و مصر با يزيد بيعت كرده بودند در حقيقت خواهان قيام چهرههاى معروف جامعه اسلامى از رجال قريش بودند كه در رأس همگان ، امام حسين بن على ( ع ) ، سبط اصغر رسول خدا قرار داشت . از اين نظر مردم عراق قبل و پس از مرگ معاويه همواره با امام حسين ( ع ) مكاتبه داشته و آمادگى خود را براى جانفشانى در ركابش اعلام نموده و امام ( ع ) نيز اين معنا را به بعد از مرگ معاويه موكول مىكردهاند . چه اينكه قيام بر ضد او را در حقيقت با صلح امام حسن ( ع ) سازگار ندانسته و از سويى قدرت لازم براى سرنگونى معاويه را نداشتند ولى پس از مرگ وى شرايط مهيا بود زيرا جامعه اسلامى در عدم صلاحيت يزيد ترديدى نداشت و با وجود امام حسين ( ع ) و حتى عبدالله بن زبير خلافت يزيد را غيرمشروع مىدانست چنانكه زياد بن ابيه نيز طرح بيعت با يزيد را موكول به زمانى نمود كه يزيد افتخارات بيشترى را كسب نمايد و نعمان بن بشير والى كوفه نيز در گفتگوى با عبدالله بن زبير او را از هر نظر اصلح از يزيد دانست و متعهد شد كه هيچگاه بيعت با يزيد را از عبدالله نخواهد .