محمد ابراهيمى وركيانى

272

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

كه خبر حركت معاويه به امام حسن ( ع ) رسيد او نيز براى آماده‌سازى لشكر و احضار مسلمانان ، به‌وسيله حجر بن عدى به واليان شهرها فرمان داد تا مردم را براى جنگ با معاويه فراهم سازند و خود در كوفه مردم را به نماز جماعت دعوت فرمود . هنگامى كه مردم در مسجد از همه طرف فراهم آمدند امام ( ع ) در سخنان خود به ايشان فرمود : اكنون به من خبر رسيده كه به معاويه گفته‌اند كه ما در صدد جنگ با او هستيم . او نيز به همين سبب از دمشق براى جنگ بيرون آمده است . بنابراين بايد مهيا باشيد و در لشكرگاه نخيله حاضر شويد تا بنگريم و بنگريد و درباره اين مهم نظر دهيم . « 1 » سخنان امام ( ع ) در اين گفتگو چنان بود كه گويا از اطاعت مردم نسبت به خود واهمه دارد و مردم نيز ساكت مانده و هيچ‌كس جوابى نمىداد . عدى بن حاتم كه وضع را چنين ديد به‌پاخاست و فرياد زد : « من پسر حاتم هستم . سبحان الله ! چقدر زشت است اين صحنه . آيا شما به امام خود و پسر دختر پيامبر ( ص ) خويش پاسخ دلخواه نمىدهيد ؟ كجايند سخنوران مردم مضر ؟ كجا رفته‌اند مسلمانان ؟ ! » آنگاه رو به امام حسن ( ع ) كرد و گفت : « خداوند تو را در همه كارهاى خير موفق بدارد و بدىها را از تو دور سازد و به‌كارى وادارد كه آغاز و انجامش مايه نيك‌نامى است . ما گفتار تو را شنيديم و مطيع فرمان تو هستيم ، به هرگونه كه بگويى و نظر دهى آماده‌ايم . اكنون من روانه لشكرگاه هستم و هر كس كه خواهد به من بپيوندد » . عدى بن حاتم از مسجد خارج و به لشكرگاه نخيله روانه شد و به پيشكارش دستور داد كه هرچه لوازم جنگ دارد فراهم سازد . او اولين كسى بود كه به لشكرگاه رسيد . به‌دنبال وى قيس بن سعد انصارى و معقل بن قيس و زياد بن صعصعه به‌پاخاستند و مردم را به جنگ تشويق كردند و از نافرمانى برحذر داشتند و مانند عدى اعلان وفادارى نمودند . امام حسن ( ع ) درباره آنان دعا كرد و صدق نيت و خيرخواهى هميشگى آنان را نسبت به خود ستود . ديگر مردم كوفه نيز از آن پس با شور و نشاط زيادى در لشكرگاه جمع شدند و

--> ( 1 ) . بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 280 .