محمد ابراهيمى وركيانى

214

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

انحطاط ارزش‌هاى اخلاقى در جامعه اسلامى تبعيض بىرويه و فاحش خليفه دوم آثار زيان‌بار و گسترده اى به‌جا گذاشت ؛ چه اينكه خليفه دوم گذشته از تبعيض در توزيع بيت‌المال و ميزان سهميه افراد ، گرايش قومى شديدى را نيز سنت گذاشت و آن برترى قريش بر همه عرب و برترى عرب بر غيرعرب بود . اين امر به‌خصوص براى ملت‌هاى ايرانى و رومى - كه تازه مسلمان شده بودند و از آيين جديد چنين انتظارى نداشتند - تحمل نشدنى بود . سرانجام نيز همين روش غلط ، سبب مرگ وى شد . ابولؤلؤ ( غلام مغيره ) خليفه را در مسجد مورد حمله قرار داد . پيش از اين گفتيم اولين كارى كه عمر پس از خلافت انجام داد ، آزادى اسيرانى بود كه در جنگ‌هاى مسلمانان با مرتدان به اسارت گرفته شده بودند . وى مىگفت : مىترسم كه بردگى در ميان ملت عرب رسم شود ؛ يعنى ملت عرب گرامىتر از آن است كه به بردگى گرفته شود . « 1 » به عبارت ديگر ، با روش خليفه دوم علاوه بر ترويج تبعيض اقتصادى ميان افراد و قبايل ، برترىجويىهاى قومى و قبيلگى نيز احيا گرديد . زيرا مهاجران را بر انصار ، قريش را بر ساير قبايل ، و عرب را بر عجم ترجيح داد ؛ تا آنجا كه ايرانيان و روميان از ورود به مدينه ممنوع بودند . « 2 » ايرانيان مسلمان از وضع ناهنجار مدينه رنج مىبردند و بارها به على ( ع ) مراجعه كردند كه ما به پيامبرى ايمان آورديم كه نزد او بلال و سلمان با بزرگ‌ترين فرد قريش يكسان بودند ، ولى اينان ما را با خود برابر نمىدانند . على ( ع ) به آنان وعده داد كه با حكومتيان سخن گويد و چون آنان سخنان آن جناب را نپذيرفتند ، به ايرانيان فرمود : تجارت پيشه كنيد و بدانيد كه خداوند شما را از عطاى ايشان بىنياز خواهد ساخت . « 3 »

--> ( 1 ) . يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 21 . آرى ، بنىاميه گرايش قومى و برترىدادن عرب بر عجم را از سيره عمر آموخته بود و همين معنا خشم غيرعرب را بر آنان برانگيخت و افرادى مانند ابومسلم خراسانى و ابوسلمه خلال و ديگر مردمى كه از اين تبعيض رنج مىبردند ، سرانجام توانستند در همكارى با عباسيان دولت اموى را سرنگون كنند . ( 2 ) . ابن‌همام صنعانى ، المصنف ، ج 6 ، ص 51 . ( 3 ) . جعفرى لنگرودى ، حقوق اسلام ، ص 57 ؛ نيز بنگريد به : مجلسى ، بحارالانوار ، ج 9 ، ص 124 . فلوتن مىنويسد : « از جمله عوامل علاقه‌مندى ايرانىها به سادات علوى همين بود كه جز در دوران على ( ع ) با عدالت روبه‌رو نشدند و رفتار پسنديده‌اى نسبت به آنان اعمال نشد » . ( بنگريد به : العاملى ، الحياة السياسية للامام الرضا ( ع ) ، ص 42 )