محمد ابراهيمى وركيانى
200
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
على ( ع ) در پاسخ به نامه معاويه ، پس از بيان فضايل و بزرگوارىهاى خويش مىفرمايد : در نكوهش من گفتى كه مرا مانند شتر سركش براى بيعت مىبردند . بهحق خدا كه خواستى نكوهش كنى ، ولى ستودهاى و خواستى رسوا سازى ، ولى خود را رسوا نمودهاى . مسلمان را چه نقصان كه مظلوم باشد ، مادام كه در دين خويش شك نداشته باشد و يقين او استوار و از دودلى بر كنار باشد . اين استدلال را كه در اين نامه آوردهام ، در حقيقت مخاطب من تو نيستى ، بلكه براى غير تو [ آنانكه خواهان حق هستند ] مىگويم . « 1 » اين همه اندوه اين خون جگر * اين زمان بگذار تا وقت دگر حوادث ديگر دوران خليفه اول ابوبكر كه در شوراى سقيفه قدرت خلافت را در اختيار گرفته بود ، بهتدريج توانست از بنىهاشم و هواداران آنان مانند سلمان ، ابوذر و عمار بيعت بگيرد . بهگفته اهل تسنن سرانجام على ( ع ) به قولى پس از چهل روز يا حداكثر شش ماه پس از وفات پيامبر ( ص ) ، با ابوبكر بيعت كرد . تنها فردى كه با ابوبكر از انصار بيعت نكرد ، سعد بن عباده بود . از آنجا كه سعد از نقباى دوازدهگانهاى بود كه در عقبه منا در جريان پيمان عقبه با پيامبر ( ص ) بيعت كرده بود و بهعنوان بزرگ خزرج از موقعيت اجتماعى ممتازى برخوردار بود ، ابوبكر او را مجبور به بيعت نساخت . اولينكار ابوبكر پس از تسلط بر اوضاع ، اعزام سپاه اسامه بهسوى روميان بود . اين سپاه را پيامبر ( ص ) فراهم آورده بود ، ولى بهدليل بيمارى آن حضرت و كارشكنى صحابيانى چون عمر و ابوبكر متوقف شده بود . ازاينرو ، ابوبكر با وجود مخالفت بعضى از اصحاب ، سپاه اسامه را روانه ساخت و اسامه پس از چهل روز يا بيشتر ، به مدينه بازگشت و جنگ مهمى بين سپاه او با روميان رخ نداد . بهدنبال اعزام سپاه اسامه ، ابوبكر براى سركوب گروهى از مخالفان كه در خارج از مدينه مىزيستند و هريك بهنوعى از اطاعت حكومت وى سر باز مىزدند ، سپاه ديگرى را فراهم
--> ( 1 ) . سيد رضى ، نهجالبلاغه ، نامه 28 .