محمد ابراهيمى وركيانى
184
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
مىگذارد . البته از مدتها پيش حركتى هماهنگ به وجود آمده بود تا نگذارد قدرت پيامبر در خانوادهاش مستقر شود . ازاينرو ، دشمنان تا مرز جعل حديث نيز پيش رفتند ؛ تا جايى كه از پيامبر ( ص ) روايت كردند : « ابى الله ان يجمع الخلافة و النّبوّة فى بيت واحد ؛ « 1 » خداوند متعال ابا دارد از اينكه پيامبرى و خلافت را در يك خانواده جمع كند . » از زمان عثمان ، حركت ديگرى آغاز شد تا خلافت پيامبر ( ص ) را در بنىاميه - كه از نظر معنوى و افتخارات اجتماعى دورترين خاندان به پيامبراكرم ( ص ) بودند - مستقر سازد . ازاينرو ، با تبليغات دروغين و ايجاد فضايى مسموم و جعل و تحريف واقعيات ، افتخارات زندگى على ( ع ) فراموش شد ؛ تا بدانجا كه حتى اصل حادثه غدير مورد ترديد قرار گرفت و گاه نيز دلالت آن . اما با همه تلاش مخالفان ، بازهم آنقدر شواهد كافى براى اثبات حقانيت على ( ع ) وجود دارد كه چهبسا مسير اعتقادى فرد را دگرگون مىسازد . براى مثال ، به روايتى مىنگريم كه به سند صحيح از زيد بن ارقم نقل شده است : پيامبراكرم ( ص ) در غديرخم فرمود : اى مردم ! نزديك است كه به جهان ديگر دعوت شوم و دعوت خداوندى را اجابت نمايم . هم من مسئوليت دارم و هم همه شما نسبت به آنچه مىگويم . نظر شما چيست ؟ پاسخ دادند : ما شهادت مىدهيم كه رسالت خويش را ابلاغ و تلاش لازم را نمودى و آنچه شرط خيرخواهى است ، بهجا آوردى . خداوند به تو جزاى خير دهد ! پيامبر ( ص ) فرمود : آيا گواهى نمىدهيد كه خدايى جز الله سزاوار پرستش نيست و من فرستاده اويم و بهشت و دوزخ و مرگ و رستاخيز حق است و قيامت بدون ترديد خواهد رسيد و خداوند همه مردگان را زنده خواهد كرد ؟ پاسخ دادند : ما به همه اينها شهادت مىدهيم . رسولخدا ( ص ) فرمود : خدايا ! تو شاهد باش . اى مردم ! خداوند مولاى من است و من مولاى همه مؤمنانم و من از جان آنها به خودشان نزديكترم . پس هر كس كه من مولاى اويم ، اين على ( ع ) مولاى اوست . خداوندا ! هر كس كه على را دوست مىدارد ، دوستبدار و با هر كس كه على را دشمن مىدارد ، دشمن باش . سپس فرمود : مردم ! من از ميان شما مىروم و شما روزى در كنار حوض كوثر بر من
--> ( 1 ) . ابن ابىالحديد ، شرح نهجالبلاغه ، ج 1 ، ص 189 .