محمد ابراهيمى وركيانى
182
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
معرفى مىشد كه توانايى تأمين نيازهاى علمى ، سياسى و معنوى امت را داشته باشد . بىترديد هر نوع كوتاهى در اين زمينه ، درحقيقت كوتاهى در رسالت عظيم اسلام بشمار مىآمد . از تاريخ ، سيره و احاديث نبوى برمىآيد كه پيامبراسلام به نكات يادشده اهتمام ويژهاى داشت و در ارائه برنامه كامل جهانى خويش و بهويژه معرفى فردى كه خلأ وجودى آن حضرت را پر كند ، به هيچرو كوتاهى نكرده است . اصرار رسولخدا ( ص ) به كتابت قرآن و عمل به آن و از سويى معرفى على ( ع ) بهعنوان جانشين خويش گواهى بر اين مدعاست . پيش از اين در رويداد يوم الدار و يوم الانذار گذشت كه در اولين روز علنىشدن بعثت و دعوتِ جمعى بنىهاشم ، پيامبر پس از سخنانى درباره معاد - كه مهمترين اصل مورد اختلاف اديان الهى با عقايد مشركان بود - به دو نكته اساسى اشاره كرد : اعلام رسالت خود و همچنين معرفى اولين مؤمن و بيان نقش ممتاز او در آينده اسلام . ازاينرو ، ايشان بيست سال پيش از رويداد غديرخم ، على ( ع ) را برادر ، وصى ، وارث و خليفه پس از خويش معرفى كرد . بنابراين امامت و جايگاه ممتاز على ( ع ) همراه با رسالت مطرح گرديد و پيامبراكرم بهكرّات اين واقعيت را مطرح ساخت كه على بن ابىطالب عالمترين ، عادلترين ، مؤمنترين و فداكارترين فرد از ياران آن حضرت بشمار مىآيد . به همينرو ، طبيعى بود كه پيامبر رهبرى و هدايت امت را پس از وفاتش به فردى جز على بن ابىطالب ( ع ) نسپارد . بدين روايات بنگريد : انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لانبى بعدى . « 1 » انّك ترى ما أرى و تسمع ما اسمع الّا انّك لست بنبى . « 2 » انا و على ابوا هذه الامّة . « 3 » انا مدينة العلم و على بابها . « 4 »
--> ( 1 ) . طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 569 . نيز بنگريد به : مسعودى ، التنبيه و الاشراف ، ص 249 . ( 2 ) . سيد رضى ، نهجالبلاغه ، خطبه قاصعه . ( 3 ) . ابنشهر آشوب ، مناقب آل ابىطالب ، ج 2 ، ص 300 . ( 4 ) . ابنطاووس ، التحصين ، ص 550 .