محمد ابراهيمى وركيانى
155
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
مسلمانان بشمار نمىآمدند . بهدنبال تسليم يهوديان خيبر ، يهوديان حاضر در فدك و تيماء نيز كه در صدد پيوستن به خيبريان بودند ، نااميد شدند و با پيامبر به توافق رسيدند كه با همان امتيازاتى كه آن حضرت به خيبريان داده بود ، زندگى كنند و از امنيت همهجانبه مقررات اسلامى برخوردار گردند . « 1 » بازگشت مهاجران حبشه به مدينه همزمان با فتح خيبر ، جعفر بن ابىطالب ( ع ) كه از سال پنجم بعثت همراه جمعى از مسلمانان به حبشه مهاجرت كرده بود ، به پيامبر ( ص ) پيوست . حضرت آنچنان از ملاقات جعفر ( ع ) شاد گرديد كه فرمود : قسم به خدا كه نمىدانم از كداميك از اين دو حادثه خوشحالترم : فتح خيبر يا آمدن جعفر ! « 2 » نامهء پيامبر ( ص ) به پادشاهان جهان پيامبراكرم ( ص ) كه با انعقاد صلح حديبيه و پيروزى بر يهوديان خيبر حاكميت خود بر جزيرة العرب را قطعى مىديد ، پس از مراجعت از خيبر در صدد برآمد تا با پادشاهان ايران ، روم ، مصر ، حبشه و بحرين - كه در مجاورت جزيرة العرب بودند و بعضاً بر بخشهايى از جزيرة العرب نيز حاكميت داشتند - مكاتبه كنند و آنان را به اسلام بخواند ؛ چراكه به حكم قرآن و ضرورت سنت نبوى ، شريعت پيامبر آخرالزمان به صورت آيين جهانى مىبايد همهء ملل ( الهى و غيرالهى ) را دربرگيرد ، چنانكه خداوند نيز جهانگير شدن اين آيين را تضمين نموده : مبارك است خداوندگارى كه فرقان را بر بندهء خودش نازل فرمود تا براى همهء جهانيان نذير و هشداردهنده بوده باشد . « 3 » بىترديد اين هدف جز با اعلان موجوديت جهانى و دعوت جهانيان به پيروى از اين شريعت امكانپذير نيست . البته اين بدان معنا نيست كه اسلام بهعنوان شريعت جهانى و
--> ( 1 ) . همان ، ص 706 . ( 2 ) . ابنواضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 415 ؛ نيز بنگريد به : مسعودى ، التنبيه و الاشراف ، ص 236 . ( 3 ) . فرقان ( 25 ) : 1 .