محمد ابراهيمى وركيانى

107

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

4 . يهوديان بنىعوف به رسمى كه داشتند ، خون‌بهاى همديگر را به‌عهده گيرند و هر طايفه‌اى فديه اسيران خويش را بر پايه عدالت و عرف بين مؤمنان بپردازند . 5 . مؤمنان هيچ شخص عيالمند و قرض‌دارى را بىآنكه خون‌بها يا فديه او را بپردازند ، به حال خويش وانمىگذارند . 6 . هيچ مؤمنى با برده مؤمنى ديگر پيمان نمىبندد ( مگر با اجازه آن مؤمن ) . 7 . مؤمنان پرهيزكار عليه كسى از آنان كه ستم كند ، يا در صدد ستم برآيد ، يا مرتكب جرم شود ، يا به تجاوزى دست يازد و يا ميان مؤمنان فتنه و فساد كند ، قواى خود را به‌طور دسته‌جمعى عليه او به‌كار گيرند ؛ حتى اگر فرزند يكى از ايشان باشد . 8 . هيچ مؤمنى فرد ديگرى را به جاى كافرى نكشد و كافرى را بر ضد مؤمنى يارى نكند . 9 . عهد و پيمان خدا يكى است . كوچك‌ترين فرد مسلمان اگر كسى را در پناه خود آورد ، همه آن را مىپذيرند . 10 . مؤمنان همه دوست و متحدند و با ديگران كارى ندارند . 11 . از يهوديان هركس هم‌پيمان ما باشد ، با او ياورى و برابرى مىشود و كسى به وى ستم نمىكند و بر ضد او يارى نمىكند . 12 . صلح مؤمنان يكى است . هيچ مؤمنى نبايد بدون موافقت مؤمن ديگر صلح كند ؛ زيرا هر دو در راه خدا وارد جنگ شده‌اند . اين صلح را نيز بايد بر پايه مساوات و عدالت انجام دهند . 13 . هرگاه جنگ آغاز شود ، همه با هم ( مسلمانان و يهوديان ) در دفاع شركت خواهند كرد . 14 . مؤمنان در پرداخت خون‌بهاى كسى كه در راه خدا كشته مىشود ، ذمه‌دار يكديگرند . 15 . مؤمنان پرهيزكار بر استوارترين راه قرار خواهند داشت . 16 . هيچ‌يك از مشركان حق ندارد مال قريش يا شخصى از آنان را در پناه و حمايت خود بگيرد و مؤمنى را از تسلط بر آن منع كند . 17 . هر كس كه مؤمنى را بكشد و خيانت او به اثبات رسد ، بايد قصاص شود ، مگر اينكه اولياى مقتول رضايت دهند . در غير اين صورت ، تمام مؤمنان بايد عليه قاتل قيام كنند و جز قيام بر ضد او كار ديگرى روا نيست .