حميد احمدى
93
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
از ما اين راه را نپيموده بود ، ما با پسر ابوطالب مخالفتى نمىكرديم و به او تسليم مىشديم ، ولى ديديم پدرت چنان كرد و ما نيز گام به جاى گام او نهاديم و رفتار او را سرمشق خود ساختيم . « 1 » نبرد صفين امام عليه السلام بعد از ارسال نامههاى پندآميز و احتجاجهاى زياد با معاويه - كه هر يك با گردنكشى و خدعه پاسخ داده شد - بار ديگر به درخواست اصحابش نامهاى به معاويه مىنويسد و او را به كتاب خدا ، سنت و سيره پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و جلوگيرى از خونريزى فراخواند ، اما معاويه با شعرى پاسخ داد كه ميان آنها جز شمشير حاكم نخواهد بود . « 2 » امام عليه السلام در پاسخ به نامهاى كه معاويه او را به جنگ فرا خوانده بود ، نوشت : و گفتى كه من و يارانم را پاسخى جز شمشير نيست . راستى كه خنداندى [ و ] از پس آن اشك ريزاندى . كى پسران عبدالمطلب را ديدى كه از پيش دشمنان پس روند و از شمشير ترسانده شوند ؟ لختى بپاى ! جمل به جنگ مىپيوندد . « 3 » زودا كسى را كه مىجويى ، تو را جويد و آن را كه دور مىپندارى ، به نزد تو راه پويد . من با لشكرى از مهاجران و انصار و تابعينْ - آنان كه راهشان را به نيكويى پيمودند - به سوى تو مىآيم ، لشكرى بسيار و آراسته و گَرد آن [ به ] آسمان برخاسته ؛ جامههاى مرگ بر تن ايشان ، و خوشترين ديدار براى آنان ديدار پروردگارشان . همراهشان فرزندان « بدريان » اند و شمشيرهاى « هاشميان » ، كه مىدانى در آن نبرد تيغ آن رزمآوران با برادر و دايى و جد و خاندان تو چه كرد و ضرب دست آنان از ستمكاران دور نيست ، و امروزشان با ديروز يكى است . « 4 » معاويه در تبليغات عمومى براى همراه نمودن افكار عمومى با خود عليه امام على عليه السلام به
--> ( 1 ) . عزالدين هبةالله بن محمد بن ابىالحديد مدائنى ، شرح نهجالبلاغه ، ج 3 ، ص 188 . ( 2 ) . نصر بن مزاحم منقرى ، وقعة صفين ، تحقيق عبدالسلام هارون ، ص 150 و 151 . ( 3 ) . ترجمه نيمى از بيتى است كه هنگام عزم به رزم در عصر پيامبر سروده شده است ( بنگريد به : گردآورندهمحمد بن حسين ( سيد رضى ) ، نهجالبلاغه ، ترجمه سيدجعفر شهيدى ، ص 520 ) ( 4 ) . گردآورنده محمد بن حسين ( سيد رضى ) ، نهجالبلاغه ، ترجمه سيدجعفر شهيدى ، نامه 28 .