حميد احمدى
91
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
نمىخواهم . . . من از اين كار [ مقابله با حاكميت يافتن ابوبكر كه پيشنهادى بود از طرف ابوسفيان ] امتناع كردم ؛ زيرا مردم به روزگار كفر نزديك بودند و من از ايجاد تفرقه در ميان مسلمانان بيم داشتم . « 1 » امام عليه السلام در مقابل تجاوزهاى معاويه ، با ياران و بزرگان كشورى به مشورت نشست و سرانجام تصميم گرفت عليه او جهاد كند ، اما نبرد با سپاه شام به دليل « عدمهمگرايى و بافت قبيلهاى و طايفهاى در سپاه عراق » ، « ترديد و تزلزل در بسيارى از طوايف به دليل ناآگاهى از اهداف و ماهيت جريان نفاق و بنىاميه » ، « تعطيل شدن فتوحات و سرازير گشتن سپاهيانى كه محل و درآمدهايشان را از دست داده بودند » ، « عدم درك درست از جنگى كه در مقابل آنان گروهى مسلمان متمرد قرار داشتند » و سرانجام « نبودِ غنايم و اسير در آن » ، بس دشوار بود . در مقابل ، شام از جمعيتى همگون و سپاهى آماده ، كارآزموده و داراى انگيزه براى تسلط بر عراق - كه آرزوى ديرين شاميان بود - برخوردار بود . تبليغات وسيع و گسترده معاويه در معرفى عثمان به عنوان نماينده اسلام و تطميع بسيارى از سران طوايف و قبايل ، باعث انسجام و همگرايى سپاه شام شده بود . فعال شدن عناصرى از نخبگان و فرهيختگان از انصار و مهاجر و تابعين براى دفاع از امام على عليه السلام و از ديگر سو استدلالها ، خطابهها و نامههاى تكاندهنده ايشان در بيان حقايق ، مهمترين عاملى بود كه بسيارى از مردم عراق و حجاز را با امام عليه السلام در نبرد با معاويه همراه ساخت . در گزارشهاى تاريخى ، نامهها و سخنرانىهاى متعددى از محمد بن ابوبكر ، عمار ياسر ، مالك اشتر ، قيس بن سعد ، عبدالله بن بديل ، عمرو بن حمق و حجر بن عدى ثبت شده است . همچنين دهها نامه و سخنرانى امام در نهجالبلاغه به يادگار مانده است . پيام واحد همه اين اسناد ، مشروعيت حكومت امام عليه السلام و حق امامت آن حضرت ، سرزنش معاويه و بنىاميه در تمرد و طغيان و بيان حكم حقوقى و شرعى آن است . محمد بن ابوبكر در يكى از نامههايش به معاويه ، حقايق زيادى را آشكار مىسازد و معاويه نيز در پاسخ ، از حقانيت و جايگاه امام عليه السلام و مخالفت خلفا با اين حق به صراحت سخن مىگويد . در بخشى از نامه محمد بن ابوبكر آمده است :
--> ( 1 ) . نصر بن مزاحم منقرى ، وقعة صفين ، تحقيق عبدالسلام هارون ، ص 91 - 86 ؛ ابن ابىالحديد ، شرح نهجالبلاغه ، ج 15 ، ص 73 .