حميد احمدى

64

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

مهم‌ترين فعاليت عمر صرف توسعه قلمرو سرزمين اسلامى و فتوحات گرديد و بخش‌هاى زيادى از ايران ، تمامى عراق و شام و مصر در زمان خليفه فتح شد . گسترش سرزمين و تكثر جمعيت با فرهنگ‌ها و قوميت‌هاى متنوع ، مشكلات زيادى را براى حكومت ايجاد كرد . افزون بر اين ، حساسيت خليفه نسبت به اقوام و نژاد غيرعرب و برترى دادن اعراب بر آنان باعث شد احساسات ميهنى در سرزمين‌هاى فتح‌شده زبانه كشد . « 1 » خليفه به مردمان سرزمين‌هاى فتح‌شده به‌عنوان ملتى مغلوب مىنگريست . نگاه برترىجويانه و شرافتمندانه به عربهاى مسلمان به‌خصوص ساكنان مكه و مدينه سبب گرديد كه در تقسيم درآمدهاى عمومى و غنايم نيز آنان بر غيرعربها ترجيح يابند . بدين‌رو پيشينه اسلام ملاك امتياز قرار گرفت و به‌طور طبيعى ساكنان مدينه و مكه در موقعيت ممتازى قرار گرفتند . همين امر سبب شد كه در سرزمين اسلامى ، اشرافيت جديد با تكيه بر امتيازات نژادى و دينى براساس معيارهاى نادرست شكل گيرد . تحقير موالى و راه ندادن غيرعربها به مدينه به دستور خليفه ، همگى متأثر از نوع نگاه خليفه به غيرعرب‌ها بود . او به حدّى از غيراعراب متنفر بود كه روايت كرده‌اند خليفه هنگامى كه در طواف مشاهده كرد دو نفر به « زبان فارسى » سخن مىگويند ، بدانها گفت به غيرعربى سخن نگوييد . او همچنين مىگفت كسى كه زبان فارسى بياموزد ، مروت او از بين خواهد رفت . « 2 » همچنين روايت شده است كه خليفه سنتى بنا نهاده بود مبنى بر اينكه عربها اجازه داشتند از ميان غيرعرب زن بگيرند ، اما به آنها زن نمىدادند . « 3 » سياست ديگر خليفه ، ابداع راهبردى به نام « مشاطره » بود كه براساس آن اموال فرمانداران را بعد از چند سال فعاليت يا در پايان مأموريت نصف مىكرد و نصف آن را به نفع بيت‌المال مصادره مىكرد ؛ زيرا همه آنان را خطا كار مىدانست . او با همه سخت‌گيرىهايى كه نسبت به كارگزاران خود در شهرهاى مختلف داشت ، نسبت به معاويه ( فرماندار شام ) با تساهل و مداراى خاص برخورد مىكرد و حتى او را كسراى عرب مىخواند . « 4 » وى مغيرة بن شعبه و همچنين نعمان بن عدى را كه

--> ( 1 ) . عبدالفتاح عبدالمقصود ، امام على بن ابيطالب عليه السلام ، ترجمه محمد مهدى جعفرى ، ج 2 ، ص 80 . ( 2 ) . ابن‌تيميه ، اقتضاء صراطالمستقيم ، ص 205 ؛ السهمى ، تاريخ‌جرجان ، به‌اهتمام عبدالمعيدخان ، ص 486 . ( 3 ) . فضل بن شاذان نيشابورى ، الايضاح ، ص 154 ؛ و نيز بنگريد به : رسول جعفريان ، تاريخ سياسى اسلام ( تاريخ خلفا ) ، ج 2 . ( 4 ) . محمد بن عبد ربّه اندلسى ، العقد الفريد ، به كوشش احمد امين ، ج 3 ، ص 365 .