حميد احمدى
263
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
يونس بن عبدالرحمن بپرس و از او اخذ كن . » « 1 » امامان عليهم السلام از اين طريق به عالمان و فقهاى شيعه نوعى استقلال بخشيدند و مراجعه مردم و پاسخگويى عالمان را نيز مشروعيت دادند . هرچه به زمان غيبت نزديكتر مىشويم ، اين سازوكار گستردهتر و بيشتر مىشود و امامان عليهم السلام نيز بر اصالتبخشيدن علماى شيعه و بر حفظ جايگاه و منزلت آنان تأكيد مىورزند ؛ چنانكه امام حسن عسكرى عليه السلام با تبيين جايگاه فقهاى شيعه و عالمان دينى ، به اصول مهم تعامل شيعيان و عالمان و شرايط آن مىپردازد . ايشان در حديثى مىفرمايد : اگر بعد از غيبت قائم عليه السلام ، عالمان شيعه - آن دعوتگران و راهنمايان به سوى خدا و پاسداران دين و نجاتدهندگان بندگان ضعيف خداوند . . . - نبودند ، هيچ كس نسبت به مذهب ، مقاوم باقى نمىماند ، مگر اينكه به ارتداد و بازگشت از دين محمد مبتلا مىشد . اما عالمان ، زمام قلوب شيعه را به دست مىگيرند ؛ چنانكه ناخدا سكان كشتى را به دست مىگيرد . اين عالمان ، همان برتران نزد خداوند هستند . « 2 » امام عسكرى عليه السلام به طرح مسئله تقليد و اصول و شرايط آن نيز پرداخته ، اين تعامل را به صورت يكى از اصول مسلّم شيعه نهادينه مىكند : هر كس از فقها كه خويشتندار ، نگهبان دين خود ، مخالف هواى نفسانى و پيرو ولىامر خود باشد ، بر عامه مردم است كه از او تقليد كنند . « 3 » اين زمينهسازىها و تأكيدات سبب شكلگيرى مرجعيت دينى فقها و عالمان شيعى در زمان غيبت گرديد . البته براى ورود به چنين دورانى ، يك مرحله گذار لازم بود كه با تعيين نواب خاص بهخوبى طى شد . بدينرو ، شيعه از سال 329 هجرى با آغاز غيبت كبرى وارد مرحله جديدى از حيات اجتماعى و دينى خود گرديد . ب ) عصر غيبت پس از پايان يافتن غيبت صغرى ، عصر غيبت يا همان عصر مرجعيت فقهاى شيعه فرامىرسد .
--> ( 1 ) . همان ، ص 197 . ( 2 ) . علّامه محمد تقى مجلسى ، بحار الأنوار ، تحقيق محمدباقر محمودى ، ج 2 ، ص 6 . ( 3 ) . محمد بن حسن حر عاملى ، وسائل الشيعة الى تحصيل مسائل الشريعة ، ج 18 ، ص 95 .