حميد احمدى
258
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
واژه « تشيع » برگرفته از كلمه شيعه به معناى « ادعاى شيعه بودن » يا « پيروى كردن » است كه گاه به مذهب شيعه نيز اطلاق مىشود . « 1 » شيعه در اصطلاح مسلمانان و مورخان ، همان مذهب اماميه است ؛ با اين تفاوت كه شيعه معناى عامترى دارد و همه فرقههايى را كه به امامت امام على عليه السلام از جانب پيامبر صلى الله عليه و آله معتقدند ( اعم از اماميه ، زيديه ، فاطميون ، اسماعيليه ) شامل مىشود . اماميه يا شيعه دوازدهامامى در اصطلاح به كسانى گفته مىشود كه نه تنها به امامت و خلافت بلافصل امام على عليه السلام معتقدند ، بلكه پس از او حسن بن على عليه السلام ، حسين بن على عليه السلام و نُه فرزند امام حسين عليه السلام را نيز - كه آخرين آنها مهدى موعود عليه السلام است - امام خويش مىخوانند . « 2 » در شيعه ، امامت از اصول دين به شمار مىرود ؛ تا جايى كه ساير عقايد و ويژگىهاى متمايز را بدين اصل بازمىگردانند . « 3 » مهمترين و اساسىترين نكتهاى كه باعث تمايز جريان شيعه از ديگر مسلمانان شد ، ديدگاه آنان دربارهء « امامت على عليه السلام » بود . شيعيان اين مسئله را « امر الهى » مىدانستند و همين امر موجب شد كه آن از حالت سياسى صرف خارج گرديده ، در ساحتى اعتقادى مطرح شود . « 4 » به هر روى ، تشيع در طول تاريخ به گونههاى مختلف بروز يافت كه در بازكاوى متون تاريخى مىتوان از اين اشكال سهگانه ياد كرد : 1 . تشيع سياسى : به گروهى از مسلمانان اطلاق مىشود كه از امامان شيعه در مقابل ظلم و جور ستمگران حمايت نموده ، آنان را همراهى مىكردند . اين همراهى ، تنها بر اين پايه نبوده كه آنها منصوب از طرف خداوند و عهدهدار امر امامت الهىاند ، بلكه از روى شايستگى آنها - براى كسب مقام خلافت و رهبرى سياسى جامعه - صورت گرفته است . در ميان بسيارى از تابعان و محدثان و فقها افرادى بودند كه به امامان شيعه چنين نگرشى داشتند . در منابع اهلسنت ( همانند منابع جرح و تعديل ) تشيع بدين معنا درمورد شخصيتهاى قرن اول تا سوم بهكار رفته از آنان با تعابيرى مختلف بهعنوان شيعه ياد شده است . « 5 »
--> ( 1 ) . علىاكبر دهخدا ، لغتنامه ، ماده « تشيع » . ( 2 ) . شهرستانى ، الملل و النحل ، ج 1 ، ص 169 ؛ ابومحمد حسن بن موسى نوبختى ، فرق الشيعة ، ص 108 . ( 3 ) . بنگريد به : عضدالدين عبدالرحمن ايجى ، شرح المواقف ، تحقيق سيد شريف جرجانى ، ج 8 ، ص 344 ؛ رضا برنجكار ، آشنايى با فرق و مذاهب اسلامى ، ص 73 - 68 . ( 4 ) . بنگريد به : رسول جعفريان ، تاريخ تشيع در ايران ، ج 1 ، ص 15 . ( 5 ) . بنگريد به : همان ، ص 18 .