حميد احمدى

199

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

همكارى فرزندان امام حسن عليه السلام استقبال كردند ، اما به‌تدريج بعد از تثبيت حكومت ، عباسيان از آنان فاصله گرفتند . بدين‌رو با آشكار شدن ماهيت دولت عباسى ، علويان نيز به اين همكارى رضايت نمىدادند ؛ به‌ويژه هنگامى كه سفاح رسماً در خطبه‌اى اعلام كرد اين حكومت عباسى است و عباسى باقى خواهند ماند و براى هيچ‌كس در آن حقى نيست . « 1 » اين فرايند ادامه يافت ، تا اينكه منصور به حكومت رسيد . او نسبت به علويان برخوردى خشن و اهانت‌آميز در پيش گرفت . منصور با اطلاع از توان ، امكانات و نفوذ علويان در ميان مردم ، احساس خطر كرد ، از اين رو به مبارزه و حذف آنان كمر بست . در مقابل اين سياست قهرآميز و خشن منصور ، علويان نيز مشى خود را تغيير دادند و به مبارزه عليه حكومت روى آوردند . در اين رويكرد جديد ، محمد بن عبدالله بن حسن معروف به « نفس زكيه » و برادرش ابراهيم نخستين علويانى بودند كه در برابر حكومت عباسى قيام كردند . او در حجاز ، عراق و خراسان هوادارانى داشت و همه آنان را به قيام و دعوت به خود فراخواند . آنها ابتدا از بيعت با منصور امتناع نموده ، زندگى مخفى پيشه كردند ، تا اينكه زيد در سال 145 هجرى در مدينه دعوتش را علنى كرد و به خود لقب اميرالمؤمنين داد . « 2 » سرانجام محمد بن عبدالله تصميم گرفت خود در مدينه ، و برادرش ابراهيم در بصره هم‌زمان عليه حكومت منصور قيام كنند ، ولى به دليل بيمارى ابراهيم اين هماهنگى عملى نشد و هر يك جداگانه قيام كردند ، اما حكومتْ هر دو قيام را با يورش نظامى به شكست كشانيد . با آنكه ابراهيم بن عبدالله بر شهرهاى بصره ، اهواز ، فارس و مداين تسلط يافت ، نتوانست كارى از پيش ببرد ، اما با اين حال قيام نفس زكيه و برادرش شديدترين و گسترده‌ترين حركت مسلحانه عليه حكومت عباسيان در دو دهه نخست حكومت عباسى بود . امام صادق عليه السلام با قيام و رهبرى نفس زكيه مخالفت كرد . امام عليه السلام در پاسخ به انتقاد منصور عباسى بيان مىدارد كه اين حركت مورد حمايت مردم نيست . « 3 » عدم تأييد امام عليه السلام مورد اعتراض عبدالله بن حسن ( پدر نفس زكيه ) نيز قرار گرفت و حتى امام عليه السلام به او از سرانجامِ نافرجام اين قيام خبر داده بود ، ولى آنان بر اين قيام پاى فشردند و سرانجامْ همان شد كه امام عليه السلام گفته بود . محمد نفس زكيه نيز در اولين روزهاى جنگ كشته شد .

--> ( 1 ) . بنگريد به : محمد بن جرير طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، ج 7 ، ص 426 - 424 . ( 2 ) . ابن‌واضح احمد بن ابىيعقوب ، تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 315 . ( 3 ) . ابوسعد آبى ، نثر الدّرّ ، ج 1 ، ص 355 .