حميد احمدى

129

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

هراسناك و ناپسندى از جانب شماست . شما مردمى بوديد كه پدر مرا به قبول حكميت در صفين مجبور كرديد و وقتى كه او به خاطر خواسته‌هاى شما به حكميت تسليم شد ، عليه او برگشتيد و وقتى كه ديگر بار او از شما به جنگ با معاويه دعوت كرد ، از خود ضعف و سستى نشان داديد . پس از رحلت پدرم ، خود شما بوديد كه به سوى من آمده و با ميل و رضاى خويش با من بيعت كرديد . من بيعت شما را پذيرفتم و عليه معاويه بيرون آمدم . تنها خدا مىداند كه من چه منظور داشتم و اكنون شما همان رفتارى را كه قبل از اين با پدرم كرديد ، نسبت به من روا داشتيد . اى مردم عراق ! اگر به من در دينم افترا نمىزنيد ، اين امر براى من از شما كافى خواهد بود ! مرا در دينم فريب مىدهيد ! « 1 » در اين سخنان ، شرايط و اوضاعى كه حضرت را به كناره‌گيرى از حكومت وادار كرد ، روشن مىگردد . در تحليل ديگر ايشان ، عراقيان مردمى بودند كه به هنگام سخنْ بسيار با هيجان و پرتحرك ، اما به گاهِ عمل ناپايدار بودند . با اين حال ، امام عليه السلام به معاويه پيشنهاد صلح نداد . معاويه از ابتدا همواره بر صلح با امام عليه السلام تأكيد داشت و بدين منظور نامه‌ها و پيك‌هاى متعددى نزد ايشان فرستاد . البته صلح از ديدگاه معاويه ، كناره‌گيرى امام عليه السلام از حكومت بود . سرانجام هنگامى كه امام عليه السلام وضعيت بحرانى سپاه ، ناپايدارى عراقيان و خيانت اشراف و ترديد برخى ديگر از آنان را مشاهده كرد ، ناگزير پذيراى صلحى گرديد كه به او تحميل شده بود . علل صلح امام حسن عليه السلام 1 . عدم‌حضور و رغبت مردم به جنگ با سپاه شام : جنگْ بدون حضور فعال مردم امكان نداشت ؛ زيرا تركيب و بافت سپاه به گونه‌اى بود كه مردم داوطلب از گروه‌ها و قبايل مختلف مىبايست آن را تشكيل مىدادند . مردم شهرهاى مختلف سپاهيانى را براى مرزبانى به مرزهاى پهناور اسلامى اعزام داشته بودند و شام و مصر نيز در تصرف معاويه بود . آشوب و تعرّض سپاه معاويه به فارس و يمن نيز بخشى از نيروها را به خود مشغول داشته بود . بسيارى از عراقيان به دليل فتنه خوارج با از دست دادن نزديكانشان ديگر به جنگ تمايلى نداشتند و از حضور خوارج نيز بيمناك بودند . از

--> ( 1 ) . ابومحمد احمد بن اعثم كوفى ، الفتوح ، ج 4 ، ص 157 .