حميد احمدى
104
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
نگرديد . حضرت از اين سستى مردم گلهمند و دلتنگ بود ؛ آنسان كه در چندين نوبت به ملامت آنان پرداخت : انسان اگر به سبب اين خوارى از شدت اندوه بميرد ، به نظر من شايسته سرزنش نيست ؛ زيرا سزاوار است بميرد . شگفتا ! دل آب مىشود و اندوه بر جان مىنشيند و شعله غم در دل مىافروزد ، وقتى كه مىبينم اين قوم در باطلشان هماهنگاند و شما در حق خود پراكنده . . . . اى به صورت مردان كه نه مرداناند ! اى دار و دسته بىخردان كه چون كودكان در عقل و درايت ، عروسان حجلهنشين را مانند . خدا داند كه از زيستن در ميان شما ملول شدهام ! دوست دارم خدا مرا از ميان شما برگيرد و به آستان رحمت خود برد . . . . « 1 » معاويه كه بىترديد از اوضاع عراق و سستى مردم آن ناحيه آگاه بوده ، مصمم شد تا با تجاوز به نواحى مختلف تحت حاكميت امام عليه السلام در جزيرةالعرب و حتى عراق ، از قدرت امام عليه السلام بكاهد و راه را براى گشودن عراق فراهم سازد . وى هدف خود را از اين تهاجم اينگونه بيان مىدارد : اين قتل و تاراجها مردم عراق را مىترساند و كسانى را كه در زمره مخالفاناند يا تصميم به جدايى دارند ، در كار خود دلير مىگرداند و آنان را كه از كشاكشها بيمناكاند ، به نزد ما فرامىخواند . « 2 » اين حملات و تجاوزات كه به اصطلاح « غارات » ناميده مىشده ، به شهادت شيعيان و ياران خاص حضرت عليه السلام مىانجاميده است ؛ تجاوزاتى كه اطرافيان معاويه به فجيعترين شكل انجام مىدادند ، چنانكه بُسر بن ارطاه خشنترين چهره شام و سردسته اوباش ، به دستور و حمايت معاويه به شهرهاى مدينه ، يمن و مكه و تاخت و شيعيان آنجا را قتل عام كرد . زمانى كه امام عليه السلام مصمم گرديد به شام حمله كند و اين فتنهها و آشوبها را پايان بخشد ، صبحگاه نوزدهم رمضان سال 40 هجرى با دسيسه منافقان و متحجران ترور شد و سه روز بعد در بيستويكم رمضان به شهادت رسيد .
--> ( 1 ) . همان ، خطبه 27 . ( 2 ) . ابواسحاق ابراهيم بن محمد ثقفى ، الغارات ، ترجمه عبدالمحمد آيتى ، ص 176 .