حميد احمدى

102

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

امام عليه السلام با تأكيد بر اصل ضرورت حكومت مىگويد : افراد تنها مىتوانند دربارهء شرايط حاكم و چگونگى حكومت گفتگو كنند ، نه در مورد اساس و ضرورت حكومت ؛ زيرا حكومت براى اداره جامعه بشرى امرى مسلّم است . اين تفكر خوارج ناشى از خاستگاه اجتماعى و فرهنگى آنان است كه مردمانى باديه‌نشين بودند كه دولت و حكومت مسأله‌اى نوبنياد در ميان آنان بود . به همين دليل براى آنها ترجيح دادن مصالح و منافع فراقبيله‌اى و قومى بر منافع فرد و قبيله - به‌عنوان مصالح جامعه و حكومت - قابل درك نبود . از سوى ديگر ، اينان با تحليلى نادرست به دليل كوته‌نظرى و سطحىگرىشان كه مىپنداشتند معاويه دنبال صلح است ، بعد از آنكه ديدند پيروزى قطعىشان به شكافى عميق و توطئه‌اى عميق‌تر تبديل شده ، دچار سرخوردگى و يأس شدند ، اما به جاى آنكه به علل اين شكست و تحقير روى آورند و به جبران آن بپردازند ، با كوته‌نظرى به دنبال مقصر گشتند و سرانجام رهبرى جامعه را به كوتاهى و گناه متهم نمودند . آنان به تدريج به سوگيرىهاى خطرناكى در جامعه سوق يافتند و سرانجام هر مسلمانى را كه عقيده‌اى بر خلاف نظر آنان ابراز مىداشت ، به كفر متهم مىكردند . البته طبيعى بود در جامعه‌اى كه امام على عليه السلام به كفر متهم گردد ، ديگران نبايد متوقع تأييد دين و ايمانشان از سوى عده‌اى جاهل و كوته‌فكر باشند . در هر حال سخنان و گفتگوهاى امام عليه السلام و ياران او با خوارج بيشتر آنان را از صفوفشان خارج ساخت ، ولى هزاران نفر با سرسختى تمام به مقاومت ادامه دادند و بر خلاف شعار نفى نظم و سازمان ، عبدالله بن وهب راسبى را به عنوان رهبر خود تعيين كردند . او با سازماندهى نيروهاى باقىمانده از خوارج ، به نهروان رفت . با اعلام نتيجه حكميت ، امام عليه السلام مخالفت خود را با حكميت اعلام نمود و از مردم خواست تا براى نبرد با تجاوزكاران شام در اردوگاه نظامى اجتماع كنند . « 1 » امام عليه السلام از خوارج نيز براى همراهى در جنگ دعوت به عمل نمود ، اما آنان با نفى امامت انسان از همراهى سر باز زدند . خوارج در چنين اوضاعى كه امام عليه السلام مشغول تجهيز سپاه براى مقابله با شاميان بود ، به گردنكشى و كشتن افراد بىگناه روى آوردند و حتى زنى باردار را به جرم هواخواهى از امام عليه السلام به قتل رساندند . « 2 » امام

--> ( 1 ) . عبدالله بن مسلم ( ابن‌قتيبه دينورى ) ، الامامة و السياسة ، تحقيق على شيرى ، ج 1 ، ص 144 . ( 2 ) . عبدالله بن خباب ، فرماندار مداين كه با همسر باردارش عازم محل خدمت بود ، به طرز فجيعى به دست‌خوارج كشته شدند . ( بنگريد به : محمد بن جرير طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ج 5 ، ص 81 و 82 . )