إسم الكتاب : الغارات ( عدد الصفحات : 479)


الغارات
لأبي إسحاق إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي
المتوفى سنة 283
المجلد الأول
بتحقيق السيد جلال الدين
المحدث


الغارات لأبي إسحاق إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي المتوفى سنة 283 المجلد الأول بتحقيق السيد جلال الدين المحدث

تعريف الكتاب 1


از اين كتاب سه هزار نسخه در چاپخانهء بهمن بطريق افست بچاپ رسيد
شماره ثبت كتابخانه ملى 717 مورخ 13 / 5 / 2535
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله وسلام على عباده الذين اصطفى
أما بعد
اين چند كلمه پبش گفتار مختصريست در پيرامون كتاب و مؤلف آن .
اين دفتر دانش واختر بينش كه گنجى سراسر گهر ودرجى لبالب درر است
يكى از نفايس كتب باستانى ومفاخر مهم جاودانى است كه از قرن سوم هجري
بيادگار مانده است ، مؤلف كتاب أبو إسحاق إبراهيم بن محمد بن سعيد بن هلال بن
عاصم بن سعد بن مسعود ثقفي كوفى است كه از مؤلفان نامى ونويسندگان معروف
عصر خود بوده ودر حدود پنجاه جلد كتاب تأليف نموده است ، نسب وى چنانكه ياد
شد به سعد بن مسعود ثقفي عموى مختار بن أبى عبيد ثقفي مى پيوندد كه از طرف
أمير المؤمنين عليه السلام والى مداين بوده است . ابراهيم در أوايل عمر زيدي مذهب بوده سپس
بمذهب حق اماميهء اثنا عشريه گرويده است ، تاريخ ولادت وى در دست نيست
ليكن بسال دويست وهشتاد وسهء هجرى در اصفهان بدرود جهان گفته است ، وسبب
انتقال وى از كوفه باصفهان آن بوده كه وى كتابي بنام " المعرفة " در مناقب أهل بيت
عصمت وطهارت عليهم السلام ومثالب دشمنان ايشان نوشت برخى از دانشمندان كوفه او را
از نشر آن كتاب بجهت اشتمالش بر مثالب دشمنان أهل بيت مذكور منع نمودند
ليكن أو نظر باعتماد واطمينان تمام كه بآن تأليف خود داشت از نشر آن خوددارى
نكرد بلكه قدمى فراتر گذاشت وسو گند ياد نمود كه آنرا در شهر اصفهان كه آن زمان
دورتر از عقايد وآراء شيعيان ومخالفتر با مذهب و آئين ايشان بوده است نشر كند پس


از اين كتاب سه هزار نسخه در چاپخانهء بهمن بطريق افست بچاپ رسيد شماره ثبت كتابخانه ملى 717 مورخ 13 / 5 / 2535 بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله وسلام على عباده الذين اصطفى أما بعد اين چند كلمه پبش گفتار مختصريست در پيرامون كتاب و مؤلف آن .
اين دفتر دانش واختر بينش كه گنجى سراسر گهر ودرجى لبالب درر است يكى از نفايس كتب باستانى ومفاخر مهم جاودانى است كه از قرن سوم هجري بيادگار مانده است ، مؤلف كتاب أبو إسحاق إبراهيم بن محمد بن سعيد بن هلال بن عاصم بن سعد بن مسعود ثقفي كوفى است كه از مؤلفان نامى ونويسندگان معروف عصر خود بوده ودر حدود پنجاه جلد كتاب تأليف نموده است ، نسب وى چنانكه ياد شد به سعد بن مسعود ثقفي عموى مختار بن أبى عبيد ثقفي مى پيوندد كه از طرف أمير المؤمنين عليه السلام والى مداين بوده است . ابراهيم در أوايل عمر زيدي مذهب بوده سپس بمذهب حق اماميهء اثنا عشريه گرويده است ، تاريخ ولادت وى در دست نيست ليكن بسال دويست وهشتاد وسهء هجرى در اصفهان بدرود جهان گفته است ، وسبب انتقال وى از كوفه باصفهان آن بوده كه وى كتابي بنام " المعرفة " در مناقب أهل بيت عصمت وطهارت عليهم السلام ومثالب دشمنان ايشان نوشت برخى از دانشمندان كوفه او را از نشر آن كتاب بجهت اشتمالش بر مثالب دشمنان أهل بيت مذكور منع نمودند ليكن أو نظر باعتماد واطمينان تمام كه بآن تأليف خود داشت از نشر آن خوددارى نكرد بلكه قدمى فراتر گذاشت وسو گند ياد نمود كه آنرا در شهر اصفهان كه آن زمان دورتر از عقايد وآراء شيعيان ومخالفتر با مذهب و آئين ايشان بوده است نشر كند پس

المقدمة 1


به اصفهان كوچيده ودر آنجا رحل اقامت انداخت وبنشر كتاب خود در آن شهر پرداخت
حتى گروهى از علماى بزرگ قم ، از آن جمله احمد بن أبى عبد الله برقى ، از أعاظم
علماى شيعه ومؤلف كتاب شريف " المحاسن " ، بخدمت وى آمده از أو در خواست
نمودند كه بقم منتقل شود وى نپذيرفت وتا آخر عمر در آنجا بسربرد و گروهى از راويان
بزرگ اصفهان از قبيل حسن زعفراني اصفهاني واحمد بن علويهء اصفهاني وغير ايشان
از محضرش استفاده نمودند واز اين روى او را " ابراهيم بن سعيد اصفهاني " نيز مينامند .
محدث قمى ( ره ) در تتمة المنتهى گفته ( ص 270 ) :
" ودر سنهء 283 ابراهيم بن محمد ثقفي وفات كرد واين شيخ جليل از أحفاد
سعيد بن مسعود عم مختار بن أبى عبيد بن مسعود است كه أمير المؤمنين عليه السلام
اورا والى مداين كرده بود ودر زمان حضرت امام حسن عليه السلام نيز والى بود و حضرت
امام حسن بعد از آنكه جراح بن سنان در مظلم ساباط مداين 1 آن جناب رازخم
زد براو وارد شد واو جراح آورد وبمعالجهء زخم آن جناب مشغول شد .
وبالجملة ابراهيم اولا زيدي مذهب بوده وپس از آن بمذهب امامية منتقل
شد وأصلش كوفى بود ليكن به اصفهان انتقال نمود وسببش آن بود كه چون كتاب
" معرفت " را تأليف كرد كه مشتمل بود آن كتاب بر مناقب أئمهء أطهار عليهم السلام ومثالب
أعداء ايشان ، كوفيين تأليف آن كتاب را عظيم شمردند چه وضعش بر خلاف تقيه
بوده وبا وى گفتند : مصلحت آنست كه اين كتاب را نقل نكنى وبيرون نياورى ،
فقال : أي البلاد أبعد من الشيعة ؟ پرسيد كه كدام بلد است كه شيعهء أو كمتر واز
شيعه دور تر است ؟ - گفتند : اصفهان ، پس ابراهيم قسم ياد كرد كه آن كتاب را
نقل نكند وروايت ننمايد مگر در اصفهان .
پس از كوفه منتقل شد بشهر اصفهان وآن كتاب را كه بر خلاف تقيه بود


به اصفهان كوچيده ودر آنجا رحل اقامت انداخت وبنشر كتاب خود در آن شهر پرداخت حتى گروهى از علماى بزرگ قم ، از آن جمله احمد بن أبى عبد الله برقى ، از أعاظم علماى شيعه ومؤلف كتاب شريف " المحاسن " ، بخدمت وى آمده از أو در خواست نمودند كه بقم منتقل شود وى نپذيرفت وتا آخر عمر در آنجا بسربرد و گروهى از راويان بزرگ اصفهان از قبيل حسن زعفراني اصفهاني واحمد بن علويهء اصفهاني وغير ايشان از محضرش استفاده نمودند واز اين روى او را " ابراهيم بن سعيد اصفهاني " نيز مينامند .
محدث قمى ( ره ) در تتمة المنتهى گفته ( ص 270 ) :
" ودر سنهء 283 ابراهيم بن محمد ثقفي وفات كرد واين شيخ جليل از أحفاد سعيد بن مسعود عم مختار بن أبى عبيد بن مسعود است كه أمير المؤمنين عليه السلام اورا والى مداين كرده بود ودر زمان حضرت امام حسن عليه السلام نيز والى بود و حضرت امام حسن بعد از آنكه جراح بن سنان در مظلم ساباط مداين 1 آن جناب رازخم زد براو وارد شد واو جراح آورد وبمعالجهء زخم آن جناب مشغول شد .
وبالجملة ابراهيم اولا زيدي مذهب بوده وپس از آن بمذهب امامية منتقل شد وأصلش كوفى بود ليكن به اصفهان انتقال نمود وسببش آن بود كه چون كتاب " معرفت " را تأليف كرد كه مشتمل بود آن كتاب بر مناقب أئمهء أطهار عليهم السلام ومثالب أعداء ايشان ، كوفيين تأليف آن كتاب را عظيم شمردند چه وضعش بر خلاف تقيه بوده وبا وى گفتند : مصلحت آنست كه اين كتاب را نقل نكنى وبيرون نياورى ، فقال : أي البلاد أبعد من الشيعة ؟ پرسيد كه كدام بلد است كه شيعهء أو كمتر واز شيعه دور تر است ؟ - گفتند : اصفهان ، پس ابراهيم قسم ياد كرد كه آن كتاب را نقل نكند وروايت ننمايد مگر در اصفهان .
پس از كوفه منتقل شد بشهر اصفهان وآن كتاب را كه بر خلاف تقيه بود

--------------------------------------------------------------------------

1 - ياقوت در معجم البلدان گفته : " مظلم وآنرا مظلم ساباط گويند اضافه شده بساباط
كه در نزديك مداين است ، جايى است در آنجا ، ونميدانم كه چرا باين نام ناميده شده است "
وفيروز ابادى گفته : ( مظلم بروزن محسن است " يعنى بضم ميم وسكون ظاء وكسر لام است .

1 - ياقوت در معجم البلدان گفته : " مظلم وآنرا مظلم ساباط گويند اضافه شده بساباط كه در نزديك مداين است ، جايى است در آنجا ، ونميدانم كه چرا باين نام ناميده شده است " وفيروز ابادى گفته : ( مظلم بروزن محسن است " يعنى بضم ميم وسكون ظاء وكسر لام است .

المقدمة 2


در اصفهان روايت كرد ، پس جماعتى از قميين مانند أحمد بن محمد بن خالد وغير او
به اصفهان رفتند واز او خواهش نمودند كه بقم منتقل شود قبول ننمود ودر اصفهان
اقامت فرمود .
مؤلف گويد : از اينجا معلوم شد كه أهل اصفهان در آن أعصار غير
امامى بودند بلكه از جاى ديگر معلوم شده كه در طريق نصب وعناد بودند پس
أحاديثى كه در مذمت اهل اصفهان وارد شده محمول بر زمانهاى سابق است " .
آنگاه سه حديث كه بر اين مدعا دلالت ميكند نقل كرده و گفته است :
" احاديث مذكور وامثال اينها تمام مخصوص همان زمانها بوده والا در ازمنهء
متأخره خصوص از زمانهاى سلاطين صفويه تا زمان ما بحمد الله بلدهء اصفهان
قبة الاسلام ومحط رحال أهل ايمان وهميشه مركز علم وعلماء بوده وقبور شريفهء
بسيارى از أعاظم علما كه حصر نتوان نمود در آن بلده است " .
اين مختصريست از شرح حال مؤلف كه محصل بيانات بزرگان شيعه است ،
مانند نجاشى وشيخ طوسى وعلامهء حلى ، وطالب تفصيل بمقدمهء عربى مراجعه نمايد .
من از مفصل اين قصه مجملى گفتم * تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل
هدف مؤلف
چون هدف مؤلف در اين تأليف آن بوده غارتهايى را كه بعد از جنگ نهروان
بقلمرو أمير المؤمنين على عليه السلام و سرزمينهاى تحت تصرف او از طرف معاويه شده
است ياد كند آنرا " الغارات " ناميده است واين نوع تأليف در آن زمان ميان ارباب
سير وتواريخ متداول بوده حتى جماعتى مانند كلبى وأبو مخنف ومدايني ونصر بن
مزاحم كه همه از مشايخ مؤلف هستند نيز هريك كتابى در اين موضوع بهمين نام
گرد آورده است .
اگر چه غرض اصلى از تأليف اين كتاب ذكر غارات بوده ليكن چون مؤلف
بسيار با اطلاع وپرمايه بوده ودر فن تصنيف وتأليف مهارت وتبحر تمام داشته در
مطاوى اين كتاب ولابلاى اوراق آن مطالب بسيار ارزنده‌تر از اصل موضوع را


در اصفهان روايت كرد ، پس جماعتى از قميين مانند أحمد بن محمد بن خالد وغير او به اصفهان رفتند واز او خواهش نمودند كه بقم منتقل شود قبول ننمود ودر اصفهان اقامت فرمود .
مؤلف گويد : از اينجا معلوم شد كه أهل اصفهان در آن أعصار غير امامى بودند بلكه از جاى ديگر معلوم شده كه در طريق نصب وعناد بودند پس أحاديثى كه در مذمت اهل اصفهان وارد شده محمول بر زمانهاى سابق است " .
آنگاه سه حديث كه بر اين مدعا دلالت ميكند نقل كرده و گفته است :
" احاديث مذكور وامثال اينها تمام مخصوص همان زمانها بوده والا در ازمنهء متأخره خصوص از زمانهاى سلاطين صفويه تا زمان ما بحمد الله بلدهء اصفهان قبة الاسلام ومحط رحال أهل ايمان وهميشه مركز علم وعلماء بوده وقبور شريفهء بسيارى از أعاظم علما كه حصر نتوان نمود در آن بلده است " .
اين مختصريست از شرح حال مؤلف كه محصل بيانات بزرگان شيعه است ، مانند نجاشى وشيخ طوسى وعلامهء حلى ، وطالب تفصيل بمقدمهء عربى مراجعه نمايد .
من از مفصل اين قصه مجملى گفتم * تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل هدف مؤلف چون هدف مؤلف در اين تأليف آن بوده غارتهايى را كه بعد از جنگ نهروان بقلمرو أمير المؤمنين على عليه السلام و سرزمينهاى تحت تصرف او از طرف معاويه شده است ياد كند آنرا " الغارات " ناميده است واين نوع تأليف در آن زمان ميان ارباب سير وتواريخ متداول بوده حتى جماعتى مانند كلبى وأبو مخنف ومدايني ونصر بن مزاحم كه همه از مشايخ مؤلف هستند نيز هريك كتابى در اين موضوع بهمين نام گرد آورده است .
اگر چه غرض اصلى از تأليف اين كتاب ذكر غارات بوده ليكن چون مؤلف بسيار با اطلاع وپرمايه بوده ودر فن تصنيف وتأليف مهارت وتبحر تمام داشته در مطاوى اين كتاب ولابلاى اوراق آن مطالب بسيار ارزنده‌تر از اصل موضوع را

المقدمة 3


كه ذكر غارات مذكور باشد گنجانده است بطوريكه خواننده از آن مطالب فرعى
وتبعي كه بطفيل موضوع اصلى ياد شده است بيشتر استفاده ميكند ، غالب اين مطالب
كه مؤلف بعنوان پيش گفتار وتمهيد مقدمه وزمينه سازى براى دخول در اصل موضوع
در اختيار خوانند گان گذارده در پيرامون آنست كه مختصرى از وضع حيات
وچگونگى زندگانى أمير المؤمنين عليه السلام وروش ادارى وسياسي واخلاقي آنحضرت را
كه درسى آموزنده وتأمين كنندهء سعادت جاودانى براى نوع بشر است در دسترس
خواننده بگذارد تا وى از روى بصيرت از مطالب كتاب بهره‌مند شود وبداند كه اين
غارتها همانا انگيزهء جهل ونادانى ووسيلهء حق كشى ونابود كردن عدالت ودست آويز
تمايلات و اغراض نفسانى وزائيدهء هوى وهوس مشتى دنيا طلب بوده است تا در نتيجه
ظالم ومظلوم خود بخود از همديگر جدا شده و هر يك از حق و باطل روشن و پيدا
و آشكار و هويدا گردد .
آثار مؤلف
چنانكه ياد شد مؤلف ( ره ) قريب به پنجاه جلد كتاب تأليف نموده ومتأسفانه
دستبردهاى روزگار وپيش آمدهاى ناگوار همهء آنها را مانند بسيارى از آثار
نفيسه گذشتگان از ميان برده ، وبنابر اطلاعى كه از تتبع فهارس كتب موجود
بر ميآيد نشانى از آنها بر روى زمين باقى نمانده است و فقط كتاب " الغارات " حاضر
است كه از اين خطر نابودى جان بدر برده و اكنون بفضل خدا در دسترس فضلا و
خوانند گان قرار ميگيرد و بدين وسيله نام مؤلف را زنده و روح وى را شاد ميگرداند .
اين كتاب از زمانهاى پيشين و ادوار گذشته مورد استفادهء علماى بزرگ اسلام
بوده و دانشمندان نامى و برجستهء فريقين مطاوى آن را در كتب خود نقل نموده‌اند
تا آنجا كه ابن ابي الحديد معتزلي بغدادي در شرح نهج البلاغه بسيارى از قصص
و روايات آنرا درج كرده و بر ساير كتب تاريخ مقدم شمرده است تا چه رسد بعلماى
شيعه كه طبق تصريح علامهء مجلسي وشيخ حر عاملي ومحدث نوري وجمعى ديگر


كه ذكر غارات مذكور باشد گنجانده است بطوريكه خواننده از آن مطالب فرعى وتبعي كه بطفيل موضوع اصلى ياد شده است بيشتر استفاده ميكند ، غالب اين مطالب كه مؤلف بعنوان پيش گفتار وتمهيد مقدمه وزمينه سازى براى دخول در اصل موضوع در اختيار خوانند گان گذارده در پيرامون آنست كه مختصرى از وضع حيات وچگونگى زندگانى أمير المؤمنين عليه السلام وروش ادارى وسياسي واخلاقي آنحضرت را كه درسى آموزنده وتأمين كنندهء سعادت جاودانى براى نوع بشر است در دسترس خواننده بگذارد تا وى از روى بصيرت از مطالب كتاب بهره‌مند شود وبداند كه اين غارتها همانا انگيزهء جهل ونادانى ووسيلهء حق كشى ونابود كردن عدالت ودست آويز تمايلات و اغراض نفسانى وزائيدهء هوى وهوس مشتى دنيا طلب بوده است تا در نتيجه ظالم ومظلوم خود بخود از همديگر جدا شده و هر يك از حق و باطل روشن و پيدا و آشكار و هويدا گردد .
آثار مؤلف چنانكه ياد شد مؤلف ( ره ) قريب به پنجاه جلد كتاب تأليف نموده ومتأسفانه دستبردهاى روزگار وپيش آمدهاى ناگوار همهء آنها را مانند بسيارى از آثار نفيسه گذشتگان از ميان برده ، وبنابر اطلاعى كه از تتبع فهارس كتب موجود بر ميآيد نشانى از آنها بر روى زمين باقى نمانده است و فقط كتاب " الغارات " حاضر است كه از اين خطر نابودى جان بدر برده و اكنون بفضل خدا در دسترس فضلا و خوانند گان قرار ميگيرد و بدين وسيله نام مؤلف را زنده و روح وى را شاد ميگرداند .
اين كتاب از زمانهاى پيشين و ادوار گذشته مورد استفادهء علماى بزرگ اسلام بوده و دانشمندان نامى و برجستهء فريقين مطاوى آن را در كتب خود نقل نموده‌اند تا آنجا كه ابن ابي الحديد معتزلي بغدادي در شرح نهج البلاغه بسيارى از قصص و روايات آنرا درج كرده و بر ساير كتب تاريخ مقدم شمرده است تا چه رسد بعلماى شيعه كه طبق تصريح علامهء مجلسي وشيخ حر عاملي ومحدث نوري وجمعى ديگر

المقدمة 4


از ساير فحول علماى ما - رضوان الله عليهم - اين كتاب مورد قبول واعتماد فرقهء حقهء
امامية بوده ودر عداد كتب معتبره بشمار رفته واحاديث وروايات آن در ميان ايشان
محل تمسك ومأخذ احكام واقع شده وبا اين همه متأسفانه نسخ آن ناياب گرديده است .
كلمات اهل فن در بارهء نسخهء " الغارات "
وكيفيت نسخه‌اى كه اساس طبع كتاب بر آن است
نظر بآنكه نسخهء مخطوط كتاب " الغارات " كه متعلق بنگارنده و اساس طبع
كتاب حاضر است مشوش ومندمج و درهم و برهم وغير مصحح بود از اين روى در صدد
بر آمدم كه نسخهء ديگرى را از آن بدست آورم تا در تصحيح كتاب از آن نيز كمك
گرفته واز هر دو استفاده كنم متأسفانه تير اين آرزو بهدف مقصود نرسيد .
توضيح اين اجمال آنكه بعد از مراجعه بفهارس كتب كه مظنهء ذكر موارد وجود
اين قبيل نسخ است معلوم شدكه نسخه‌اى از آن در دسترس نيست .
بروكلمن در تاريخ الادب العربي گفته 1 : " ابراهيم بن محمد الثقفى ابتدا از
زيديه بود سپس امامى اثناعشرى شد ودر سال 283 در اصفهان در گذشت چنانكه
در منهج المقال استرابادى صفحهء 26 مذكور است ، مجلسى با آنكه كتابهاى
تاريخي بسيارى داشته از كتاب الغارات او بطور وفور نقل مى كند ( اين را ريتر
گفته است ) " .
شيخ آقا بزرگ طهراني ( ره ) در الذريعة گفته : " نسخه‌اى از الغارات ثقفي
نزد مجلسي ( ره ) بوده است ودر بحار از آن نقل ميكند ، ونسخه‌اى نيز بدست شيخ ما
حاجى ميرزا حسين نوري ( ره ) رسيده وآن بزرگوار آنرا بخط خود نسخه بردارى
نموده است ، ونيز نسخه‌اى از آن در كتابخانهء راجه در فيض آباد ( مارى 2 )
هست " .


از ساير فحول علماى ما - رضوان الله عليهم - اين كتاب مورد قبول واعتماد فرقهء حقهء امامية بوده ودر عداد كتب معتبره بشمار رفته واحاديث وروايات آن در ميان ايشان محل تمسك ومأخذ احكام واقع شده وبا اين همه متأسفانه نسخ آن ناياب گرديده است .
كلمات اهل فن در بارهء نسخهء " الغارات " وكيفيت نسخه‌اى كه اساس طبع كتاب بر آن است نظر بآنكه نسخهء مخطوط كتاب " الغارات " كه متعلق بنگارنده و اساس طبع كتاب حاضر است مشوش ومندمج و درهم و برهم وغير مصحح بود از اين روى در صدد بر آمدم كه نسخهء ديگرى را از آن بدست آورم تا در تصحيح كتاب از آن نيز كمك گرفته واز هر دو استفاده كنم متأسفانه تير اين آرزو بهدف مقصود نرسيد .
توضيح اين اجمال آنكه بعد از مراجعه بفهارس كتب كه مظنهء ذكر موارد وجود اين قبيل نسخ است معلوم شدكه نسخه‌اى از آن در دسترس نيست .
بروكلمن در تاريخ الادب العربي گفته 1 : " ابراهيم بن محمد الثقفى ابتدا از زيديه بود سپس امامى اثناعشرى شد ودر سال 283 در اصفهان در گذشت چنانكه در منهج المقال استرابادى صفحهء 26 مذكور است ، مجلسى با آنكه كتابهاى تاريخي بسيارى داشته از كتاب الغارات او بطور وفور نقل مى كند ( اين را ريتر گفته است ) " .
شيخ آقا بزرگ طهراني ( ره ) در الذريعة گفته : " نسخه‌اى از الغارات ثقفي نزد مجلسي ( ره ) بوده است ودر بحار از آن نقل ميكند ، ونسخه‌اى نيز بدست شيخ ما حاجى ميرزا حسين نوري ( ره ) رسيده وآن بزرگوار آنرا بخط خود نسخه بردارى نموده است ، ونيز نسخه‌اى از آن در كتابخانهء راجه در فيض آباد ( مارى 2 ) هست " .

--------------------------------------------------------------------------

1 - رجوع شود به ص 40 جلد سوم ترجمهء كتاب برو كلمن بقلم دكتر عبد الحليم نجار .

1 - رجوع شود به ص 40 جلد سوم ترجمهء كتاب برو كلمن بقلم دكتر عبد الحليم نجار .

المقدمة 5


چون بقرينهء ساير موارد از " الذريعة " معلوم است كه مراد او از اين
كتابخانه " كتابخانهء راجه محمد مهدى " است كه در فيض آباد بوده است پس من جريان را
به انجمن آثار ملى گزارش نمودم انجمن نيز نامه‌اى بسفارت كبراى شاهنشاهى در هند
نوشته ودر خواست تهيهء ميكرو فيلم آنرا نمود ، همچنين نگارنده اين تقاضا را از
دوست گرامى خود آقاى ايرج افشار مدير كتابخانهء مركزى و مركز اسناد دانشگاه
نمود ايشان هم نامه‌اى برايزنى فرهنگى ايران نوشته وتقاضاى ميكرو فيلم از نسخهء
هند را فرمودند رايزن محترم فرهنگى ايران نيز پاسخى براى نامهء آقاى ايرج افشار
فرستادند كه صورت آن عينا در صفحهء آينده ( ص ز - ح ) درج ميشود .
دكتر صلاح الدين منجد كه از رجال اين فن واز مردان اين ميدان اند ،
واز خبرت واطلاع بر نسخ مخطوطهء عربي حظى وافر ونصيبى كامل دارند ودر
كنگرهء بزر گداشت سيبويه كه در اوايل سال جارى ( 7 - 13 ارديبهشت 1353 ) در
شيراز بر گزار شد شرف حضور داشتند نگارنده اين مطلب را با ايشان در ميان
گذاشته وسراغ نسخهء غارات را از ايشان گرفت ايشان اظهار داشتند كه فعلا
نسخه‌اى را از آن در نظر ندارم ليكن بعد از بر گشتن به بيروت ، مراجعهء دقيقتر
كه قابل اطمينان تر باشد نموده ونتيجه را بشما مينويسم پس بعد از بر گشتن به
بيروت نامه‌اى نوشته ونسبت بغارات چنين اظهار نظر نموده اند :
" اما در پاسخ پرسشى كه نسبت بكتاب " الغارات ثقفي " كرده‌ايد اظهار ميدارد :
من بفيشهائى كه در موضوع نسخه‌هاى خطى دارم نگاه كردم وبهمهء مظان
مخطوطات عربي نيز مراجعه نمودم باين نتيجه رسيدم كه كتاب " الغارات ثقفي "
از بين رفته است ونسخهء مخطوطي از آن در هيچ يك از كتابخانه‌هاى جهان طبق
فهارسى كه در دست است وجود ندارد ونصوصى كه از آن كتاب نقل شده است همانا
قسمتهائى است كه عالم متبحر وثقهء ناقد ابن أبى الحديد در شرح معروف خود
بكتاب نهج البلاغه نقل نموده است وبس " .
( صورت نامهء دكتر منجد در صفحهء ط درج خواهد شد )


چون بقرينهء ساير موارد از " الذريعة " معلوم است كه مراد او از اين كتابخانه " كتابخانهء راجه محمد مهدى " است كه در فيض آباد بوده است پس من جريان را به انجمن آثار ملى گزارش نمودم انجمن نيز نامه‌اى بسفارت كبراى شاهنشاهى در هند نوشته ودر خواست تهيهء ميكرو فيلم آنرا نمود ، همچنين نگارنده اين تقاضا را از دوست گرامى خود آقاى ايرج افشار مدير كتابخانهء مركزى و مركز اسناد دانشگاه نمود ايشان هم نامه‌اى برايزنى فرهنگى ايران نوشته وتقاضاى ميكرو فيلم از نسخهء هند را فرمودند رايزن محترم فرهنگى ايران نيز پاسخى براى نامهء آقاى ايرج افشار فرستادند كه صورت آن عينا در صفحهء آينده ( ص ز - ح ) درج ميشود .
دكتر صلاح الدين منجد كه از رجال اين فن واز مردان اين ميدان اند ، واز خبرت واطلاع بر نسخ مخطوطهء عربي حظى وافر ونصيبى كامل دارند ودر كنگرهء بزر گداشت سيبويه كه در اوايل سال جارى ( 7 - 13 ارديبهشت 1353 ) در شيراز بر گزار شد شرف حضور داشتند نگارنده اين مطلب را با ايشان در ميان گذاشته وسراغ نسخهء غارات را از ايشان گرفت ايشان اظهار داشتند كه فعلا نسخه‌اى را از آن در نظر ندارم ليكن بعد از بر گشتن به بيروت ، مراجعهء دقيقتر كه قابل اطمينان تر باشد نموده ونتيجه را بشما مينويسم پس بعد از بر گشتن به بيروت نامه‌اى نوشته ونسبت بغارات چنين اظهار نظر نموده اند :
" اما در پاسخ پرسشى كه نسبت بكتاب " الغارات ثقفي " كرده‌ايد اظهار ميدارد :
من بفيشهائى كه در موضوع نسخه‌هاى خطى دارم نگاه كردم وبهمهء مظان مخطوطات عربي نيز مراجعه نمودم باين نتيجه رسيدم كه كتاب " الغارات ثقفي " از بين رفته است ونسخهء مخطوطي از آن در هيچ يك از كتابخانه‌هاى جهان طبق فهارسى كه در دست است وجود ندارد ونصوصى كه از آن كتاب نقل شده است همانا قسمتهائى است كه عالم متبحر وثقهء ناقد ابن أبى الحديد در شرح معروف خود بكتاب نهج البلاغه نقل نموده است وبس " .
( صورت نامهء دكتر منجد در صفحهء ط درج خواهد شد )

المقدمة 6


نامهء آقاى افشار


نامهء آقاى افشار

المقدمة 7


نامهء رايزنى فرهنگى ايران


نامهء رايزنى فرهنگى ايران

المقدمة 8


نامهء آقاى دكتر منجد


نامهء آقاى دكتر منجد

المقدمة 9

لا يتم تسجيل الدخول!