إسم الكتاب : مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) ( عدد الصفحات : 467)


مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة
در تزكيه نفس و حقايق و معارف الهى
منسوب به
امام ششم حضرت امام صادق ( ع )
ترجمه و شرح
حسن مصطفوى
انجمن اسلامى حكمت و فلسفه ايران
تهران 1360


مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة در تزكيه نفس و حقايق و معارف الهى منسوب به امام ششم حضرت امام صادق ( ع ) ترجمه و شرح حسن مصطفوى انجمن اسلامى حكمت و فلسفه ايران تهران 1360

تعريف الكتاب 1


وزارت فرهنگ و آموزش عالى
بنياد فرهنگ و هنر ايران
انتشارات
انجمن اسلامى حكمت و فلسفه ايران
شماره 66
فروردين 1360 هجرى شمسى
جمادى الثانى 1401 هجرى قمرى
قيمت 720 ريال


وزارت فرهنگ و آموزش عالى بنياد فرهنگ و هنر ايران انتشارات انجمن اسلامى حكمت و فلسفه ايران شماره 66 فروردين 1360 هجرى شمسى جمادى الثانى 1401 هجرى قمرى قيمت 720 ريال

تعريف الكتاب 2



با تأييد و توجه پروردگار مهربان
در مقدمهء كتاب مصباح الشريعة كه متن آن به وسيلهء اينجانب منتشر شده است ، به طور تفصيل و تحقيق از خصوصيات آن كتاب شريف بحث و بيان گرديده است ، و فعلا فرصت براى تحقيق وتتبع بيشترى ندرايم .
در اينجا اضافه مىكنم كه : اين كتاب به طور مسلم از مراكز وحى و الهام گرفته شده ، و به وسيلهء شخصيتى كه ارتباط با عالم غيب داشته است تأليف شده است .
در اين كتاب دقائق معارف و اسرار حقايق و لطائف اخلاقيات و مراحل سير و سلوك و خصوصيات مراتب ايمان ، به اندازه اى دقيق و تحقيقى و عميق ذكر شده است كه كمترين نقطهء ضعف و انحراف و سستى در خلال جملات و مطالب آن ديده نمىشود ، و آنچه مسلم است اين كتاب در مرتبهء فوق كتب مؤلفهء متداولهء علماء و محققين و عرفاء است .
روى اين نظر با تأييد پروردگار متعال و توفيق او خواستم ترجمه و توضيحى از اين كتاب ، به اندازهء فهم محدود و ضعيف خود ، بيان كنم ، تا برادران عزيز كه علاقه مند به اين مطالب بوده ، و در صراط سير و سلوك و تكميل نفس و درك فيوضات الهى هستند ، از حقائق و معارف و لطائف اين كتاب شريف استفاده كنند . و چون اصل كتاب و همچنين ترجمه و توضيح آن به اختصار و اجمال نوشته شده است ، از مطالعه كنندگان گرامى تقاضا مىشود كه در مطالعهء آن كمال دقت را داشته و هر باب و فصلى را با نهايت توجه و دقت مطالعه نمايند .


با تأييد و توجه پروردگار مهربان در مقدمهء كتاب مصباح الشريعة كه متن آن به وسيلهء اينجانب منتشر شده است ، به طور تفصيل و تحقيق از خصوصيات آن كتاب شريف بحث و بيان گرديده است ، و فعلا فرصت براى تحقيق وتتبع بيشترى ندرايم .
در اينجا اضافه مىكنم كه : اين كتاب به طور مسلم از مراكز وحى و الهام گرفته شده ، و به وسيلهء شخصيتى كه ارتباط با عالم غيب داشته است تأليف شده است .
در اين كتاب دقائق معارف و اسرار حقايق و لطائف اخلاقيات و مراحل سير و سلوك و خصوصيات مراتب ايمان ، به اندازه اى دقيق و تحقيقى و عميق ذكر شده است كه كمترين نقطهء ضعف و انحراف و سستى در خلال جملات و مطالب آن ديده نمىشود ، و آنچه مسلم است اين كتاب در مرتبهء فوق كتب مؤلفهء متداولهء علماء و محققين و عرفاء است .
روى اين نظر با تأييد پروردگار متعال و توفيق او خواستم ترجمه و توضيحى از اين كتاب ، به اندازهء فهم محدود و ضعيف خود ، بيان كنم ، تا برادران عزيز كه علاقه مند به اين مطالب بوده ، و در صراط سير و سلوك و تكميل نفس و درك فيوضات الهى هستند ، از حقائق و معارف و لطائف اين كتاب شريف استفاده كنند . و چون اصل كتاب و همچنين ترجمه و توضيح آن به اختصار و اجمال نوشته شده است ، از مطالعه كنندگان گرامى تقاضا مىشود كه در مطالعهء آن كمال دقت را داشته و هر باب و فصلى را با نهايت توجه و دقت مطالعه نمايند .

مقدمه 3


ضمناً متن كتاب براساس تصحيح سابق تنظيم شده است ، و چون دو نسخه خطى ديگر و يك نسخهء شرح لاهيجانى كه با همت بلند دوست عزيز و دانشمند معظم جناب آقاى محدث ارموى ( وفقه الله تعالى لمرضاته ) ، مطبوع شده است ، در اختيار ما بود ، در بعضى از موارد استدراك شده ، و تغييرات مختصرى حاصل شده است .
پس اين مجموعه گذشته از ترجمه و توضيح ، از لحاظ تصحيح و مقابلهء متن كتاب نيز بر نسخهء سابق در مواردى امتياز پيدا مىكند ، و ما در مقام اختلاف نسخ آنچه را كه مناسبتر است متن قرار داده ، و عبارات و كلمات ديگر رادر ميان پرانتز ذكر نموديم . و هر باب را به دو يا سه قسمت تقسيم كرده ، و بعد از ذكر متن ، ترجمه آن را توأم با مختصر توضيح نوشته ، و سپس نتيجهء دقيق و حاصل آن مطالب را به بيان ساده يادآور شديم . ضمناً معلوم شود كه تأليف اين كتاب شريف در ايام مسافرتهاى اينجانب به زيارت اعتاب مقدسه و بدون وسائل عادى صورت گرفته است ، و از اين لحاظ از نقل روايات وارده و مطالب منقولهء ديگر معذور بودم ، و فقط براى استشهاد و شيرين بودن ، اشعار مناسبى بعداً آورده شد . اميد است از اين مجموعه بهرهء معنوى و اخروى براى مطالعه كنندگان عزيز و براى اين بندهء محجوب حاصل گردد .
و ما توفيقى الا بالله العزيز المتعال عليه توكلت و اليه انيب
طهران 1398 هجرى
حسن مصطفوى


ضمناً متن كتاب براساس تصحيح سابق تنظيم شده است ، و چون دو نسخه خطى ديگر و يك نسخهء شرح لاهيجانى كه با همت بلند دوست عزيز و دانشمند معظم جناب آقاى محدث ارموى ( وفقه الله تعالى لمرضاته ) ، مطبوع شده است ، در اختيار ما بود ، در بعضى از موارد استدراك شده ، و تغييرات مختصرى حاصل شده است .
پس اين مجموعه گذشته از ترجمه و توضيح ، از لحاظ تصحيح و مقابلهء متن كتاب نيز بر نسخهء سابق در مواردى امتياز پيدا مىكند ، و ما در مقام اختلاف نسخ آنچه را كه مناسبتر است متن قرار داده ، و عبارات و كلمات ديگر رادر ميان پرانتز ذكر نموديم . و هر باب را به دو يا سه قسمت تقسيم كرده ، و بعد از ذكر متن ، ترجمه آن را توأم با مختصر توضيح نوشته ، و سپس نتيجهء دقيق و حاصل آن مطالب را به بيان ساده يادآور شديم . ضمناً معلوم شود كه تأليف اين كتاب شريف در ايام مسافرتهاى اينجانب به زيارت اعتاب مقدسه و بدون وسائل عادى صورت گرفته است ، و از اين لحاظ از نقل روايات وارده و مطالب منقولهء ديگر معذور بودم ، و فقط براى استشهاد و شيرين بودن ، اشعار مناسبى بعداً آورده شد . اميد است از اين مجموعه بهرهء معنوى و اخروى براى مطالعه كنندگان عزيز و براى اين بندهء محجوب حاصل گردد .
و ما توفيقى الا بالله العزيز المتعال عليه توكلت و اليه انيب طهران 1398 هجرى حسن مصطفوى

مقدمه 4


تقريظ
از غلامرضا قدسى
< شعر >
خواهى نگرى روشن سيماى شريعت را * بايد كه به دست آرى ( مصباح شريعت ) را
آويزهء گوش جان كن گوهر لفظش را * وز جلوهء معنايش درياب حقيقت را
هر فصل بديع آن گنجيست معانى را * كز لطف بيان بخشد بس رشد ، قريحت را
هر صفحه ز مفهومش بحرى است پر از مرجان * برگير از اين دريا مرجان فضيلت را
هر سطر وى انگارد بر صفحهء دل نقشى * نقشى همه روشنگر ارباب طريقت را
هر جملهء زيبايش نورى است كه بزدايد * ز آئينهء دل زنگ اوهام فضيحت را
هر حرف دل آويزش پندى است خرد آموز * از دست مده اى دوست اين گنج نصيحت را
از خواندن آن شايد بر نفس ظفر يابى * كين نفس بد انديش است سرمايه رذيلت را
همگام حقيقت شد در راه طريقت شد * هر كس كه ز جان آموخت ( مصباح شريعت ) را
< / شعر >


تقريظ از غلامرضا قدسى < شعر > خواهى نگرى روشن سيماى شريعت را * بايد كه به دست آرى ( مصباح شريعت ) را آويزهء گوش جان كن گوهر لفظش را * وز جلوهء معنايش درياب حقيقت را هر فصل بديع آن گنجيست معانى را * كز لطف بيان بخشد بس رشد ، قريحت را هر صفحه ز مفهومش بحرى است پر از مرجان * برگير از اين دريا مرجان فضيلت را هر سطر وى انگارد بر صفحهء دل نقشى * نقشى همه روشنگر ارباب طريقت را هر جملهء زيبايش نورى است كه بزدايد * ز آئينهء دل زنگ اوهام فضيحت را هر حرف دل آويزش پندى است خرد آموز * از دست مده اى دوست اين گنج نصيحت را از خواندن آن شايد بر نفس ظفر يابى * كين نفس بد انديش است سرمايه رذيلت را همگام حقيقت شد در راه طريقت شد * هر كس كه ز جان آموخت ( مصباح شريعت ) را < / شعر >

مقدمه 4


بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
( [ قسمت اول از ] متن )
الحمد الله الذى نور قلوب العارفين بذكره ، و قدس ارواحهم بسره ، و نزه أفئدتهم لفكره ( بفكره ) ، و شرح صدورهم بنوره ، و أنطقهم بثنائه و شكره ، و شغلهم بخدمته ، و وفقهم لطاعته ، و استعبدهم بالعبادة على مشاهدته ، و دعاهم الى رحمته و صلى الله على محمد امام المتقين و قائد الموحدين و مونس المقربين ، و على آله المنتجبين الابرار الاخيار ، و سلم تسليما كثيرا .
[ ( ترجمه ) ]
حمد و ستايش مخصوص پروردگاريست كه قلوب عارفين را به واسطهء ذكر و ياد خود منور و روشن فرموده است ، و ارواح آنان را به توجه باطنى و فيض معنوى خود تقديس و پاك كرده است ، و باطن دلهاى آنان را از تيرگيها تنزيه و تطهير نموده است تا توفيق تفكر در بارهء او را پيدا كنند ، و سينه‌هاى آنان را به نور خود منشرح و باز كرده است ، و زبان آنان را به ثناء و شكر خود گويا فرموده است ، و پيوسته آنان را به خدمت و بندگى خود مشغول ساخته است ، و آنان را به طاعت خود موفق فرموده است ، و آنان را به بندگى دعوت كرده است كه به وسيلهء عبادت به مقام مشاهدهء انوار جلال و


بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ( [ قسمت اول از ] متن ) الحمد الله الذى نور قلوب العارفين بذكره ، و قدس ارواحهم بسره ، و نزه أفئدتهم لفكره ( بفكره ) ، و شرح صدورهم بنوره ، و أنطقهم بثنائه و شكره ، و شغلهم بخدمته ، و وفقهم لطاعته ، و استعبدهم بالعبادة على مشاهدته ، و دعاهم الى رحمته و صلى الله على محمد امام المتقين و قائد الموحدين و مونس المقربين ، و على آله المنتجبين الابرار الاخيار ، و سلم تسليما كثيرا .
[ ( ترجمه ) ] حمد و ستايش مخصوص پروردگاريست كه قلوب عارفين را به واسطهء ذكر و ياد خود منور و روشن فرموده است ، و ارواح آنان را به توجه باطنى و فيض معنوى خود تقديس و پاك كرده است ، و باطن دلهاى آنان را از تيرگيها تنزيه و تطهير نموده است تا توفيق تفكر در بارهء او را پيدا كنند ، و سينه‌هاى آنان را به نور خود منشرح و باز كرده است ، و زبان آنان را به ثناء و شكر خود گويا فرموده است ، و پيوسته آنان را به خدمت و بندگى خود مشغول ساخته است ، و آنان را به طاعت خود موفق فرموده است ، و آنان را به بندگى دعوت كرده است كه به وسيلهء عبادت به مقام مشاهدهء انوار جلال و

1


جمال الهى نائل گردند ، و آنان را به سوى رحمت خود خوانده است .
و صلوات و رحمت پروردگار بر خاتم النبيين محمد ( ص ) باد كه پيشواى پرهيزگاران و رهبر اهل توحيد و انيس مقربين است ، و بر آل اطهار او باد كه پاكان و نيكوكاران و برگزيدگان از مردم هستند ، خداوند آنان را سلام و درود فراوان برساند .
[ ( شرح ) ]
به طورى كه در اين خطبهء شريفه مىگويد : تنها وسيلهء نورانيت قلوب ذكر و ياد خداوند متعال است ، و نورانيت قلوب وسيلهء انشراح صدور است ، و هنگامى قلوب منشرح و منور گردد كه تاريكىهاى اعمال و اخلاق سوء از زواياى دل بر طرف و زائل گردد ، تا اعضاء و جوارح براى طاعت و عبادت پروردگار متعال مهيا شده و آثار طهارت و نورانيت باطن در ظواهر هويدا گشته و جبروت سلطان حق در پرتو قلوب افكند .
( [ قسمت دوم از ] متن )
اما بعد : فهذا كتاب مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ، من كلام الامام - الحاذق و فياض الحقائق ، جعفر بن محمد الصادق ، على آبائه و عليه الصلاة و السلام ، و هو مبوب على مائة باب .
[ ( ترجمه ) ]
بعد از حمد و صلوات و سلام : اين كتاب ( مصباح الشريعة و مفتاح - الحقيقة ) است ، از سخنان امام حاذق و بخشاينده و آموزندهء حقايق ، جعفر بن محمد صادق ، كه درود پروردگار و مؤمنين بر پدران بزرگوار و بر حضرت او باد ، و اين كتاب در صد باب مرتب گشته است .
[ ( شرح ) ]
[ ( شرح ) ] و تفصيل خصوصيات اين كتاب و انتساب آن را به حضرت امام جعفر بن محمد صادق ( ع ) در مقدمهء آن كه در سال ( 1378 - ه ) در طهران طبع و منتشر شده است ، ذكر نموده ، و


جمال الهى نائل گردند ، و آنان را به سوى رحمت خود خوانده است .
و صلوات و رحمت پروردگار بر خاتم النبيين محمد ( ص ) باد كه پيشواى پرهيزگاران و رهبر اهل توحيد و انيس مقربين است ، و بر آل اطهار او باد كه پاكان و نيكوكاران و برگزيدگان از مردم هستند ، خداوند آنان را سلام و درود فراوان برساند .
[ ( شرح ) ] به طورى كه در اين خطبهء شريفه مىگويد : تنها وسيلهء نورانيت قلوب ذكر و ياد خداوند متعال است ، و نورانيت قلوب وسيلهء انشراح صدور است ، و هنگامى قلوب منشرح و منور گردد كه تاريكىهاى اعمال و اخلاق سوء از زواياى دل بر طرف و زائل گردد ، تا اعضاء و جوارح براى طاعت و عبادت پروردگار متعال مهيا شده و آثار طهارت و نورانيت باطن در ظواهر هويدا گشته و جبروت سلطان حق در پرتو قلوب افكند .
( [ قسمت دوم از ] متن ) اما بعد : فهذا كتاب مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ، من كلام الامام - الحاذق و فياض الحقائق ، جعفر بن محمد الصادق ، على آبائه و عليه الصلاة و السلام ، و هو مبوب على مائة باب .
[ ( ترجمه ) ] بعد از حمد و صلوات و سلام : اين كتاب ( مصباح الشريعة و مفتاح - الحقيقة ) است ، از سخنان امام حاذق و بخشاينده و آموزندهء حقايق ، جعفر بن محمد صادق ، كه درود پروردگار و مؤمنين بر پدران بزرگوار و بر حضرت او باد ، و اين كتاب در صد باب مرتب گشته است .
[ ( شرح ) ] [ ( شرح ) ] و تفصيل خصوصيات اين كتاب و انتساب آن را به حضرت امام جعفر بن محمد صادق ( ع ) در مقدمهء آن كه در سال ( 1378 - ه ) در طهران طبع و منتشر شده است ، ذكر نموده ، و

2


ثابت كرديم كه اين كتاب شريف ، لفظ و عبارات آن حضرت نيست ، و بلكه بهترين و پر ارزشترين مجموعه ايست كه يكى از بزرگان برجستهء شيعه ، آداب و معارف و اخلاق و سنن مذهب شيعهء جعفرى را در مقابل مؤلفات مذاهب ديگر تأليف و تدوين فرموده ، و به تناسب اين مرام آن را به حضرت صادق ( ع ) كه يگانه مروج و مبين أحكام و آداب اين مذهب است نسبت داده است و حقيقت اين نسبت از لحاظ معنى و حقيقت است نه لفظ و عبارت .
احتمال قوى دارد كه مؤلف بزرگوار اين كتاب شريف ، تمام اين مطالب را از روايات و أخبار منقوله از حضرت صادق ( ع ) استنباط و استنتاج كرده ، و مضامين و معانى آنها را به اين صورت ترتيب و تنظيم كرده است .
به هر صورت ، اين كتاب شريف از بهترين و جامعترين كتب شيعه است كه در آداب و حكم و معارف كتابى به اين اختصار كه جامع دقايق و لطايف اخلاق بوده ، و در عين - حال در نهايت اتقان و اعتبار تأليف شده باشد ، به دست ما نرسيده است .
اينست كه سيد جليل و علامهء زاهد على بن طاوس ( رضى الله عنه ) مىفرمايد : لازمست كه شخص مسافر اين كتاب شريف را با خود همراه بردارد ، زيرا آن بهترين كتاب جامع و لطيفى است كه انسان را در راه سلوك به خدا كمك كرده ، و اسرار و حقايق آئين مقدس اسلام را تعليم مىدهد .


ثابت كرديم كه اين كتاب شريف ، لفظ و عبارات آن حضرت نيست ، و بلكه بهترين و پر ارزشترين مجموعه ايست كه يكى از بزرگان برجستهء شيعه ، آداب و معارف و اخلاق و سنن مذهب شيعهء جعفرى را در مقابل مؤلفات مذاهب ديگر تأليف و تدوين فرموده ، و به تناسب اين مرام آن را به حضرت صادق ( ع ) كه يگانه مروج و مبين أحكام و آداب اين مذهب است نسبت داده است و حقيقت اين نسبت از لحاظ معنى و حقيقت است نه لفظ و عبارت .
احتمال قوى دارد كه مؤلف بزرگوار اين كتاب شريف ، تمام اين مطالب را از روايات و أخبار منقوله از حضرت صادق ( ع ) استنباط و استنتاج كرده ، و مضامين و معانى آنها را به اين صورت ترتيب و تنظيم كرده است .
به هر صورت ، اين كتاب شريف از بهترين و جامعترين كتب شيعه است كه در آداب و حكم و معارف كتابى به اين اختصار كه جامع دقايق و لطايف اخلاق بوده ، و در عين - حال در نهايت اتقان و اعتبار تأليف شده باشد ، به دست ما نرسيده است .
اينست كه سيد جليل و علامهء زاهد على بن طاوس ( رضى الله عنه ) مىفرمايد : لازمست كه شخص مسافر اين كتاب شريف را با خود همراه بردارد ، زيرا آن بهترين كتاب جامع و لطيفى است كه انسان را در راه سلوك به خدا كمك كرده ، و اسرار و حقايق آئين مقدس اسلام را تعليم مىدهد .

3


الباب الاول - في البيان ( 1 )
( [ قسمت اول از ] متن )
( في بيان نجوى العارفين )
قال الصادق ( ع ) نجوى العارفين تدور على ثلاثة أصول : الخوف و الرجاء و الحب . فالخوف فرع العلم و الرجاء فرع اليقين و الحب فرع المعرفة . فدليل - الخوف الهرب ، و دليل الرجاء الطلب ، و دليل الحب إيثار المحبوب على ما سواه .
فإذا تحقق العلم في الصدر خاف ، و إذا صح الخوف هرب ، و إذا هرب نجا .
و إذا أشرق نور اليقين في القلب شاهد الفضل ، و إذا تمكن من رؤية الفضل رجى ، و إذا وجد حلاوة الرجاء طلب ، و إذا وفق للطلب وجد . و إذا تجلى ضياء المعرفة في الفؤاد هاج ريح المحبة ، و إذا هاج ريح المحبة و استأنس ( استأنس ) في ظلال المحبوب ( المحبة ) آثر . ( و آثر ) المحبوب على ما سواه و باشر أوامره و اجتنب نواهيه و اختارهما على كل شيء غيرهما ، و إذا استقام على بساط الأنس بالمحبوب مع أداء أوامره و اجتناب نواهيه وصل إلى روح المناجاة و القرب .


الباب الاول - في البيان ( 1 ) ( [ قسمت اول از ] متن ) ( في بيان نجوى العارفين ) قال الصادق ( ع ) نجوى العارفين تدور على ثلاثة أصول : الخوف و الرجاء و الحب . فالخوف فرع العلم و الرجاء فرع اليقين و الحب فرع المعرفة . فدليل - الخوف الهرب ، و دليل الرجاء الطلب ، و دليل الحب إيثار المحبوب على ما سواه .
فإذا تحقق العلم في الصدر خاف ، و إذا صح الخوف هرب ، و إذا هرب نجا .
و إذا أشرق نور اليقين في القلب شاهد الفضل ، و إذا تمكن من رؤية الفضل رجى ، و إذا وجد حلاوة الرجاء طلب ، و إذا وفق للطلب وجد . و إذا تجلى ضياء المعرفة في الفؤاد هاج ريح المحبة ، و إذا هاج ريح المحبة و استأنس ( استأنس ) في ظلال المحبوب ( المحبة ) آثر . ( و آثر ) المحبوب على ما سواه و باشر أوامره و اجتنب نواهيه و اختارهما على كل شيء غيرهما ، و إذا استقام على بساط الأنس بالمحبوب مع أداء أوامره و اجتناب نواهيه وصل إلى روح المناجاة و القرب .

--------------------------------------------------------------------------

( 1 ) نجوته و ناجيته أي ساررته ، و انتجوا و تناجوا اى تساروا و انتجاه اى خصه بمناجاته و الاسم النجوى . و البيان ما يتبين به الشيء من الدلالة و غيرها ، و بان الشيء و تبين اى اتضح .

( 1 ) نجوته و ناجيته أي ساررته ، و انتجوا و تناجوا اى تساروا و انتجاه اى خصه بمناجاته و الاسم النجوى . و البيان ما يتبين به الشيء من الدلالة و غيرها ، و بان الشيء و تبين اى اتضح .

4


[ ( ترجمه ) ]

باب اول در ظهور مراتب مكنونات قلب
حضرت صادق ( ع ) فرمود : مكنونات قلب اهل عرفان روى سه اساس قرار مىگيرد : روى خوف و رجاء و محبت .
اما خوف : پس آن اثر و فرع علم است .
و اما رجاء : پس آن فرع و نتيجهء حصول يقين است .
و اما محبت : پس آن در اثر معرفت حاصل مىشود .
و علامت خوف : فرار و پرهيز كردن است .
و علامت رجاء : طلب و درخواستن است .
و علامت محبت : اختيار كردن و برگزيدن محبوب است به چيزهاى ديگر .
به عبارت روشنتر ، هر گاه علم در سينهء كسى حاصل شد و از عظمت و مقام طرف اطلاع پيدا كرد ، قهرا از او خائف خواهد شد ، و چون خوف در دل او برقرار شد ، از خلاف و غضب او فرار خواهد كرد ، و چون از خلاف و عصيان پرهيز و خوددارى كرد ، از خطر و ضرر نجات خواهد يافت ، و هر گاه نور يقين در قلب انسان تابيد فضيلت و صفات جود و كرم و لطف طرف را مشاهده خواهد كرد ، و چون توانست از فضائل و صفات برجستهء طرف اطلاع پيدا كند ، البته به لطف و فضل او اميدوار خواهد بود ، و چون حقيقت و حلاوت اميدوارى را در خود يافت قهرا به مقام جستجو و طلب خواهد آمد ، و هر كه در صدد طلب شد و در اين مرحله توفيق يافت ، مطلوب و مقصود خود را به دست خواهد آورد .
دست از طلب ندارم تا كام من برآيد ، يا جان رسد به جانان يا خود ز تن برآيد


[ ( ترجمه ) ] باب اول در ظهور مراتب مكنونات قلب حضرت صادق ( ع ) فرمود : مكنونات قلب اهل عرفان روى سه اساس قرار مىگيرد : روى خوف و رجاء و محبت .
اما خوف : پس آن اثر و فرع علم است .
و اما رجاء : پس آن فرع و نتيجهء حصول يقين است .
و اما محبت : پس آن در اثر معرفت حاصل مىشود .
و علامت خوف : فرار و پرهيز كردن است .
و علامت رجاء : طلب و درخواستن است .
و علامت محبت : اختيار كردن و برگزيدن محبوب است به چيزهاى ديگر .
به عبارت روشنتر ، هر گاه علم در سينهء كسى حاصل شد و از عظمت و مقام طرف اطلاع پيدا كرد ، قهرا از او خائف خواهد شد ، و چون خوف در دل او برقرار شد ، از خلاف و غضب او فرار خواهد كرد ، و چون از خلاف و عصيان پرهيز و خوددارى كرد ، از خطر و ضرر نجات خواهد يافت ، و هر گاه نور يقين در قلب انسان تابيد فضيلت و صفات جود و كرم و لطف طرف را مشاهده خواهد كرد ، و چون توانست از فضائل و صفات برجستهء طرف اطلاع پيدا كند ، البته به لطف و فضل او اميدوار خواهد بود ، و چون حقيقت و حلاوت اميدوارى را در خود يافت قهرا به مقام جستجو و طلب خواهد آمد ، و هر كه در صدد طلب شد و در اين مرحله توفيق يافت ، مطلوب و مقصود خود را به دست خواهد آورد .
دست از طلب ندارم تا كام من برآيد ، يا جان رسد به جانان يا خود ز تن برآيد

5

لا يتم تسجيل الدخول!