إسم الكتاب : الصحيفة السجادية الكاملة ( عدد الصفحات : 323)


صحيفهء كاملهء سجاديه
از انشاء
امام چهارم مولانا السجاد زين العابدين
على بن الحسين بن على بن ابي طالب عليه السلام
با دقت كامل و ترجمهء روان
به خط
اقل العباد حاج عبد الرحيم افشارى زنجانى
دفتر انتشارات اسلامي
وابسته به :
جامعهء مدرسين حوزهء علميهء قم


صحيفهء كاملهء سجاديه از انشاء امام چهارم مولانا السجاد زين العابدين على بن الحسين بن على بن ابي طالب عليه السلام با دقت كامل و ترجمهء روان به خط اقل العباد حاج عبد الرحيم افشارى زنجانى دفتر انتشارات اسلامي وابسته به :
جامعهء مدرسين حوزهء علميهء قم

1


صحيفه كامله سجاديه
از امام زين العابدين عليه السلام
* موضوع : دعا
* محل چاپ : چاپخانهء دفتر انتشارات اسلامي
* نوبت چاپ :
تعداد صفحات : 328
تيراژ : 2000
ناشر : دفتر انتشارات اسلامي
دفتر انتشارات اسلامي
وابسته به جامعهء مدرسين حوزه علميه قم


صحيفه كامله سجاديه از امام زين العابدين عليه السلام * موضوع : دعا * محل چاپ : چاپخانهء دفتر انتشارات اسلامي * نوبت چاپ :
تعداد صفحات : 328 تيراژ : 2000 ناشر : دفتر انتشارات اسلامي دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعهء مدرسين حوزه علميه قم

2


بسم الله الرحمن الرحيم
اين كتاب صحيفهء كاملهء سجاديه
در بين علماء و بزرگان به انجيل اهل بيت و زبور ال محمد ( عليهم السلام ) ملقب گرديده و همانطور كه انجيل عيسى و زبور داود ( عليهما السلام ) دو كتاب آسمانى حاوى علوم و حكم بودهء صحيفه هم علوم و حكمى را در بردارد كه جهانيان را به سعادت و نيكبختى مىرساند .
در بسيارى از اجازات علماء امامية ( چنان كه محدث نوري " عليه الرحمة " در كتاب مستدرك
الوسائل بيان كرده : اين كتاب را به أخت القران ( خواهر قران ) وصف نموده اند ونهج البلاغه
را أخ القران ( برادر قران ) گفته اند و همانطور كه قرآن كريم را خداى تعالى به زبان حضرت خاتم
الانبياء ( صلى الله عليه وآله ) بيان فرموده ، نهج البلاغه و صحيفه را هم كه سخنان آن از منبع علم
الهى تراوش كرده به زبان مقدس دو على ( عليهما السلام ) جارى گردانيد است .


بسم الله الرحمن الرحيم اين كتاب صحيفهء كاملهء سجاديه در بين علماء و بزرگان به انجيل اهل بيت و زبور ال محمد ( عليهم السلام ) ملقب گرديده و همانطور كه انجيل عيسى و زبور داود ( عليهما السلام ) دو كتاب آسمانى حاوى علوم و حكم بودهء صحيفه هم علوم و حكمى را در بردارد كه جهانيان را به سعادت و نيكبختى مىرساند .
در بسيارى از اجازات علماء امامية ( چنان كه محدث نوري " عليه الرحمة " در كتاب مستدرك الوسائل بيان كرده : اين كتاب را به أخت القران ( خواهر قران ) وصف نموده اند ونهج البلاغه را أخ القران ( برادر قران ) گفته اند و همانطور كه قرآن كريم را خداى تعالى به زبان حضرت خاتم الانبياء ( صلى الله عليه وآله ) بيان فرموده ، نهج البلاغه و صحيفه را هم كه سخنان آن از منبع علم الهى تراوش كرده به زبان مقدس دو على ( عليهما السلام ) جارى گردانيد است .

3


أبو جعفر محمد ابن على ابن شهر آشوب سروى مازندرانى ( رحمه الله ) متوفى سال پانصد و هشتاد
و هشت در مجلد دوم كتاب مناقب آل ابي طالب ( عليهم السلام ) در فصلى كه معجزات حضرت على ابن
الحسين ( عليه السلام ) را بيان مىفرمايد مىنويسد :
و ذكر فصاحة الصحيفة الكاملة عند بليغ في البصرة فقال : خذوا عنى حتى املى عليكم ، واخذ القلم وأطرق رأسه فما رفعه حتى مات
در بصره نزد دانشمند زبان اورى سخن از فصاحت صحيفهء كامله بيان آمد ، او گفت : از من
فرا گيريد تا بر شما " مانند آن را " املاء كنم ، و قلم به دست گرفت و سر به زير افكند پس سر بلند نكرد تا مرد .
سيد علي خان ( عليه الرحمة ) در پايان ديباجه شرح صحيفهء خود پس ان نقل اين حكايت ( با
اندك اختلاف در عبارت ) مىنويسد : ولعمري لقد رام شططا فنال سخطا ( و
بجان خودم سوگند كه آن مرد خواسته از حد خود تجاوز كند ، به غضب و خشم گرفتار شده )
از مقدمهء مرحوم فيض الاسلام


أبو جعفر محمد ابن على ابن شهر آشوب سروى مازندرانى ( رحمه الله ) متوفى سال پانصد و هشتاد و هشت در مجلد دوم كتاب مناقب آل ابي طالب ( عليهم السلام ) در فصلى كه معجزات حضرت على ابن الحسين ( عليه السلام ) را بيان مىفرمايد مىنويسد :
و ذكر فصاحة الصحيفة الكاملة عند بليغ في البصرة فقال : خذوا عنى حتى املى عليكم ، واخذ القلم وأطرق رأسه فما رفعه حتى مات در بصره نزد دانشمند زبان اورى سخن از فصاحت صحيفهء كامله بيان آمد ، او گفت : از من فرا گيريد تا بر شما " مانند آن را " املاء كنم ، و قلم به دست گرفت و سر به زير افكند پس سر بلند نكرد تا مرد .
سيد علي خان ( عليه الرحمة ) در پايان ديباجه شرح صحيفهء خود پس ان نقل اين حكايت ( با اندك اختلاف در عبارت ) مىنويسد : ولعمري لقد رام شططا فنال سخطا ( و بجان خودم سوگند كه آن مرد خواسته از حد خود تجاوز كند ، به غضب و خشم گرفتار شده ) از مقدمهء مرحوم فيض الاسلام

4


بسمه تعالى
صحيفهء سيد الساجدين زبور آل محمد و أخت قرآن و وسيله ارتباط بين
الخالق والمخلوق است .
صحيفهء سجاديه ، مشعل ونور و هادى انسانها است .
صحيفهء سجاديه مناجات و راز و نيازهاى بازماندهء واقعهء طف ( كربلا )
است كه از دلى سوزان و از چشمى گريان و از ضميرى مطمئن در آن
تاريكيها وظلمت ها و فساد وافساد طاغيان نشأت گرفته است .
آرى صحيفه مانند صحف انبياء ، در اوساط ملكوتى مى درخشد .
اين دفتر ، ترجمه و متن آن را كه به خط حجة الاسلام حاج شيخ
عبد الرحيم افشارى زنجانى كه بر اساس نسخهء مترجم مرحوم فيض
الاسلام تنظيم نموده است مورد بررسى كامل و تصحيح قرارداده ، و اينك
در اختيار علاقه مندان به معارف الهى از خاندان وحى و رسالت
عليهم السلام قرار مى دهد اميد است جوامع اسلامي توفيق استضائه از مفاهيم و مقاصد عالى آن را دارا شوند .
دفتر انتشارات اسلامي
وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم


بسمه تعالى صحيفهء سيد الساجدين زبور آل محمد و أخت قرآن و وسيله ارتباط بين الخالق والمخلوق است .
صحيفهء سجاديه ، مشعل ونور و هادى انسانها است .
صحيفهء سجاديه مناجات و راز و نيازهاى بازماندهء واقعهء طف ( كربلا ) است كه از دلى سوزان و از چشمى گريان و از ضميرى مطمئن در آن تاريكيها وظلمت ها و فساد وافساد طاغيان نشأت گرفته است .
آرى صحيفه مانند صحف انبياء ، در اوساط ملكوتى مى درخشد .
اين دفتر ، ترجمه و متن آن را كه به خط حجة الاسلام حاج شيخ عبد الرحيم افشارى زنجانى كه بر اساس نسخهء مترجم مرحوم فيض الاسلام تنظيم نموده است مورد بررسى كامل و تصحيح قرارداده ، و اينك در اختيار علاقه مندان به معارف الهى از خاندان وحى و رسالت عليهم السلام قرار مى دهد اميد است جوامع اسلامي توفيق استضائه از مفاهيم و مقاصد عالى آن را دارا شوند .
دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم

5


مقدمه مرجع شهيد و متفكر اسلام
سيد محمد باقر صدر ( ره ) ( 1 )
بسم الله الرحمن الرحيم
سپاس ، ويژهء خداى جهان آفرين است . و درود و سلام بر واپسين
پيامبران و رسولان حق ، محمد و تبار طاهرين و باران راستينش .
بعد از سپاس و درود ، صحيفهء سجاديه ، مجموعه‌اى از دعاهائى است
كه از امام زين العابدين به دست آمده است . امام زين العابدين على
فرزند حسين فرزند على بن ابي طالب ( عليهم السلام ) يكى از امامان اهل
بيت است كه خدا آنها را از هرگونه پليدى زدوده و به هر پاكى آراسته
است .
اين امام ، چهارمين پيشوا از امامان اهل بيت است . نياى او ، امام
امير المؤمنين على بن ابي طالب وصى پيامبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) ، و
اول كسى كه به او ايمان آورد و كسى كه طبق گفتهء خود پيامبر ( صلى
الله عليه وآله ) ارتباطش با او ، همچون رابطهء هارون با موسى بود .
ما در بزرگش فاطمهء زهرا ، دخت پيامبر خدا ( صلى الله عليه وآله )
و پاره‌اى از تن او ، جگر گوشهء او و به توصيف پدر بانوى بانوان جهان ،
مى باشد .


مقدمه مرجع شهيد و متفكر اسلام سيد محمد باقر صدر ( ره ) ( 1 ) بسم الله الرحمن الرحيم سپاس ، ويژهء خداى جهان آفرين است . و درود و سلام بر واپسين پيامبران و رسولان حق ، محمد و تبار طاهرين و باران راستينش .
بعد از سپاس و درود ، صحيفهء سجاديه ، مجموعه‌اى از دعاهائى است كه از امام زين العابدين به دست آمده است . امام زين العابدين على فرزند حسين فرزند على بن ابي طالب ( عليهم السلام ) يكى از امامان اهل بيت است كه خدا آنها را از هرگونه پليدى زدوده و به هر پاكى آراسته است .
اين امام ، چهارمين پيشوا از امامان اهل بيت است . نياى او ، امام امير المؤمنين على بن ابي طالب وصى پيامبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) ، و اول كسى كه به او ايمان آورد و كسى كه طبق گفتهء خود پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) ارتباطش با او ، همچون رابطهء هارون با موسى بود .
ما در بزرگش فاطمهء زهرا ، دخت پيامبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) و پاره‌اى از تن او ، جگر گوشهء او و به توصيف پدر بانوى بانوان جهان ، مى باشد .

--------------------------------------------------------------------------

( 1 ) مقدمه مذكور كه به فارسى ترجمه شده است اثرى است از شهيد بزرگوار آيت الله العظمى
سيد محمد باقر صدر ( رضوان الله تعالى عليه ) كه بر صحيفه سجاديه مرقوم فرموده اند .

( 1 ) مقدمه مذكور كه به فارسى ترجمه شده است اثرى است از شهيد بزرگوار آيت الله العظمى سيد محمد باقر صدر ( رضوان الله تعالى عليه ) كه بر صحيفه سجاديه مرقوم فرموده اند .

6


پدرش امام حسين يكى از دو سرور جوانان بهشت ، دو فرزند رسول ،
و دو گل بوستان أو ، كسى كه دربارهء أو نياى بزرگوارش گفت : " حسين منى
وانا من حسين " أو كه در كربلا روز عاشورا به دفاع از اسلام و مسلمين ،
شربت شهادت نوشيد .
أو خود ، يكى از دوازده امامى است كه پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله )
طبق حديث صحيح بخارى و صحيح مسلم و ديگر صحاح در آنجا كه فرمود :
" الخلفاء بعدى اثنا عشر كلهم من قريش " ، از آنان خبر داده است امام
على بن الحسين ( عليه السلام ) به سر برد ، آنگاه در مكتب عمويش
حسن ( عليه السلام ) ، و پدرش حسين ( عليه السلام ) ، دو فرزند پيامبر ( صلى
الله عليه وآله ) رشد كرد ، و از علوم نبوت و دست آوردهاى پدران پاكش ،
تغذيه نمود . تا جايى كه در زمينهء علمي وديني مبرز گرديد ، در دين خدا
امام شد ، و مشعل علم و حكمت ، و مرجع حلال و حرام گرديد . واو در ورع
و پرستش خدا و پارسائى ، نمونهء جهان وزمان شد . همهء مسلمانان به
دانشش ، به استقامتش ، و به برترى اش ايمان آوردند . و هوشياران تسليم
رهبرى و فقاهت و مرجعيت أو گرديدند .
زهرى گويد : " در ميان بنى هاشم ، برتر از على بن الحسين وفقيه تر از
أو كسى را نديدم " در سخن ديگرش گويد :
" من هيج قرشى كه از او برتر باشد نديده‌ام " . سعيد بن مسيب گويد :
" من هيچ گاه مثل على بن الحسين كسى را نيافتم " . " مالك " پيشواى مسلمانان اهل سنت گويد : " أو را به خاطر كثرت
خدا پرستى اش زين العابدين لقب دادند " .


پدرش امام حسين يكى از دو سرور جوانان بهشت ، دو فرزند رسول ، و دو گل بوستان أو ، كسى كه دربارهء أو نياى بزرگوارش گفت : " حسين منى وانا من حسين " أو كه در كربلا روز عاشورا به دفاع از اسلام و مسلمين ، شربت شهادت نوشيد .
أو خود ، يكى از دوازده امامى است كه پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) طبق حديث صحيح بخارى و صحيح مسلم و ديگر صحاح در آنجا كه فرمود :
" الخلفاء بعدى اثنا عشر كلهم من قريش " ، از آنان خبر داده است امام على بن الحسين ( عليه السلام ) به سر برد ، آنگاه در مكتب عمويش حسن ( عليه السلام ) ، و پدرش حسين ( عليه السلام ) ، دو فرزند پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) رشد كرد ، و از علوم نبوت و دست آوردهاى پدران پاكش ، تغذيه نمود . تا جايى كه در زمينهء علمي وديني مبرز گرديد ، در دين خدا امام شد ، و مشعل علم و حكمت ، و مرجع حلال و حرام گرديد . واو در ورع و پرستش خدا و پارسائى ، نمونهء جهان وزمان شد . همهء مسلمانان به دانشش ، به استقامتش ، و به برترى اش ايمان آوردند . و هوشياران تسليم رهبرى و فقاهت و مرجعيت أو گرديدند .
زهرى گويد : " در ميان بنى هاشم ، برتر از على بن الحسين وفقيه تر از أو كسى را نديدم " در سخن ديگرش گويد :
" من هيج قرشى كه از او برتر باشد نديده‌ام " . سعيد بن مسيب گويد :
" من هيچ گاه مثل على بن الحسين كسى را نيافتم " . " مالك " پيشواى مسلمانان اهل سنت گويد : " أو را به خاطر كثرت خدا پرستى اش زين العابدين لقب دادند " .

7


" سفيان بن عيينه " گويد : " هيچ فردي از بنى هاشم را برتر و آگاهتر
از زين العابدين نديدم " .
" شافعي " امام ديگر اهل سنت ، على بن الحسين را آگاهترين مردم
مدينة شمرده است .
اين حقيقت را حتى زمامداران معاصرش خلفاى بنى اميه با همهء
بد خواهى ها كه نسب به أو داشتند ، پذيرفته اند ، براى نمونه " عبد الملك
بن مروان " به امام ( عليه السلام ) گويد :
" خدا چنان دانش ، دين و پارسائى به تو داده كه هيچ كس قبل از تو
جز پدرانت بدان تشرف نيافته اند " .
در اين باره عمر بن عبد العزيز گفت : " زين العابدين چراغ دنيا و جمال
اسلام است " .
مسلمانان عموما نسبت به اين امام ، وابستگى عاطفى شديدى در
خود ، احساس مى كردند و در عمق دل به أو مهرى ويژه داشتند . پايگاه
ملى امام ( عليه السلام ) در همه جاى جهان اسلام ، در دل هاى امت
گسترش يافته بود ، چنان كه وقتى در آن مراسم حج شركت كرده طواف
خانه گزارد ، خواست استلام حجر كند از كثرت جمعيت نتوانست .
منبرى برايش نصب كردند روى آن برنشست منتظر مانده بود كه ناگاه
امام زين العابدين ( عليه السلام ) از در مسجد روى آورده به طواف خانهء
خدا پرداخت ( هشام خود مى ديد و مردم همه نظاره مى كردند كه ) امام
هر وقت به محل حجر الاسود مى رسيد ، جمعيت راه را براى أو باز
مى كردند ، مردم از اطراف حجر الاسود دور مى شدند تا أو بتواند استلام
حجر كند ، زيرا مردم همه أو را خوب مى شناختند و به أو مهر مى ورزيدند


" سفيان بن عيينه " گويد : " هيچ فردي از بنى هاشم را برتر و آگاهتر از زين العابدين نديدم " .
" شافعي " امام ديگر اهل سنت ، على بن الحسين را آگاهترين مردم مدينة شمرده است .
اين حقيقت را حتى زمامداران معاصرش خلفاى بنى اميه با همهء بد خواهى ها كه نسب به أو داشتند ، پذيرفته اند ، براى نمونه " عبد الملك بن مروان " به امام ( عليه السلام ) گويد :
" خدا چنان دانش ، دين و پارسائى به تو داده كه هيچ كس قبل از تو جز پدرانت بدان تشرف نيافته اند " .
در اين باره عمر بن عبد العزيز گفت : " زين العابدين چراغ دنيا و جمال اسلام است " .
مسلمانان عموما نسبت به اين امام ، وابستگى عاطفى شديدى در خود ، احساس مى كردند و در عمق دل به أو مهرى ويژه داشتند . پايگاه ملى امام ( عليه السلام ) در همه جاى جهان اسلام ، در دل هاى امت گسترش يافته بود ، چنان كه وقتى در آن مراسم حج شركت كرده طواف خانه گزارد ، خواست استلام حجر كند از كثرت جمعيت نتوانست .
منبرى برايش نصب كردند روى آن برنشست منتظر مانده بود كه ناگاه امام زين العابدين ( عليه السلام ) از در مسجد روى آورده به طواف خانهء خدا پرداخت ( هشام خود مى ديد و مردم همه نظاره مى كردند كه ) امام هر وقت به محل حجر الاسود مى رسيد ، جمعيت راه را براى أو باز مى كردند ، مردم از اطراف حجر الاسود دور مى شدند تا أو بتواند استلام حجر كند ، زيرا مردم همه أو را خوب مى شناختند و به أو مهر مى ورزيدند

8


با اينكه از بلاد و خانواده هاى مختلفى بودند . فرزدق شاعر ، موفق شد در
قصيدهء دلنشين معروفش اين حقيقت را ثبت كند .
بايد بدانيم اعتماد مردم به امام زين العابدين ( عليه السلام ) ، تنها از
ناحيهء آگاهى هاى مذهبى و خصائل روانى اش نبود ، بلكه أو را رهبر خود
وملجأ و پناه در همهء مشكلات و مسائل زندگى مى ديدند ، به نزد أو
مى شتافتند تا همچون پدران طاهرينش به مسائل آنها رسيدگى فرمايد .
از اين رو وقتى عبد الملك خليفهء اموى با پادشاه روم درگيرى
پيدا كرد ، وپادشاه روم از نياز آن روز مسلمانان بهره بردارى كرده او را
تهديد كردند كه نقدينه‌هاى آنان را براى تحقير مسلمانان از كشور روم وارد
كند و در مقابل آن ، هر قراردادى كه خواست با آنها ببندد ، در اينجا
عبد الملك متحير و بيچاره شد . عرصهء زمين بر او تنگ آمد ، با خود
گفت : گمان مى كنم من بدترين فرزندى باشم كه در اسلام متولد شده
است ، لذا مسلمانان را دعوت به گردهمايى كرد و با آنها به مشورت
پرداخت .
هيچ كدام نظرى كه بتواند آن را به كار بندد ، اظهار نكردند ، در آنجا
مردم به أو گفتند : تو خود مى دانى راه فرار از اين مشكل به دست چه
شخص است . فرياد برداشت واى بر شما چه كسى اين كار از او ساخته
ست ؟ گفتند : بازماندهء اهل بيت پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) گفت :
راست گفتيد : و همينطور هم بود أو براى رفع اين مشكل به امام زين
العابدين ( عليه السلام ) پناهنده شد .
امام ( عليه السلام ) فرزند خود محمد بن على الباقر را به شام گسيل
داشت ، و تعليمات لازم را به أو داد . در آنجا امام باقر طرحى نو ، براى
تنظيم پول مسلمانان ارائه داد و كشور اسلامي را از موقعيت استعمارى


با اينكه از بلاد و خانواده هاى مختلفى بودند . فرزدق شاعر ، موفق شد در قصيدهء دلنشين معروفش اين حقيقت را ثبت كند .
بايد بدانيم اعتماد مردم به امام زين العابدين ( عليه السلام ) ، تنها از ناحيهء آگاهى هاى مذهبى و خصائل روانى اش نبود ، بلكه أو را رهبر خود وملجأ و پناه در همهء مشكلات و مسائل زندگى مى ديدند ، به نزد أو مى شتافتند تا همچون پدران طاهرينش به مسائل آنها رسيدگى فرمايد .
از اين رو وقتى عبد الملك خليفهء اموى با پادشاه روم درگيرى پيدا كرد ، وپادشاه روم از نياز آن روز مسلمانان بهره بردارى كرده او را تهديد كردند كه نقدينه‌هاى آنان را براى تحقير مسلمانان از كشور روم وارد كند و در مقابل آن ، هر قراردادى كه خواست با آنها ببندد ، در اينجا عبد الملك متحير و بيچاره شد . عرصهء زمين بر او تنگ آمد ، با خود گفت : گمان مى كنم من بدترين فرزندى باشم كه در اسلام متولد شده است ، لذا مسلمانان را دعوت به گردهمايى كرد و با آنها به مشورت پرداخت .
هيچ كدام نظرى كه بتواند آن را به كار بندد ، اظهار نكردند ، در آنجا مردم به أو گفتند : تو خود مى دانى راه فرار از اين مشكل به دست چه شخص است . فرياد برداشت واى بر شما چه كسى اين كار از او ساخته ست ؟ گفتند : بازماندهء اهل بيت پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) گفت :
راست گفتيد : و همينطور هم بود أو براى رفع اين مشكل به امام زين العابدين ( عليه السلام ) پناهنده شد .
امام ( عليه السلام ) فرزند خود محمد بن على الباقر را به شام گسيل داشت ، و تعليمات لازم را به أو داد . در آنجا امام باقر طرحى نو ، براى تنظيم پول مسلمانان ارائه داد و كشور اسلامي را از موقعيت استعمارى

9


نجات داد .
مقدر چنين بود كه امام ( عليه السلام ) مسؤوليت هاى رهبرى ،
و روحانى خود را بعد از شهادت پدرش به دست گيرد . اين مقام مقدس
را در نيمهء دوم قرن اول ، در باريكترين شرائطى كه بر امت اسلامي
مى گذشت ، يعنى مرحله‌اى كه موج فتوحات صدر استلام پيامدهائى به
دنبال آورده بود ، تعهد فرمود . اين موج با هيجان روحي اش ، با حماسهء
رزمى ايدهئولوژىاش ، تا آن زمان كشيده شده بود ، موجى كه قدرت
فرمانروايى كسراها و قيصرها را متزلزل ساخت ، و ملل مختلف وبلاد
گسترده‌اى را ، به دعوت جديد فراخواند و در پيامد آن ، مسلمانان آن روز ،
يعنى نيمهء دوم قرن اول هجرى زمامدار بخش عظيمى از جهان متمدن
شدند .
با اينكه اين زمامدارى گسترده ، نيروى عظيمى در زمينهء جهانى براى
مسلمانان از نظر سياسي و نظامى به وجود آورد ، آنان را در برابر دو خطر
بزرگ ، بيرون از حدود سياسي و نظامى قرارداد ، و ضرورت ايجاب مى كرد
از همان ابتداء با يك حركت قاطع جلو آن دو خطر ايستادگى شود .
يكى از آن دو ، خطر آگاهى مسلمانان از فرهنگ هاى متنوع و مبانى
قانونگزارى ديگران و اوضاع اجتماعى مختلف آنان بود ، كه بر اثر بر خورد
با ملت هايى كه فوج فوج به اسلام وارد مى شدند فرهنگ
و تمدن اسلامي را مورد تهديد قرارد مى داد . از اين رو و لازم
بود در زمينهء علمي كارى انجام شود تا مسلمانان به اصالت
فكرى و شخصيت قانونگزارى ويژهء خود ، كه از كتاب و سنت در
اسلام الهام مى گيرد ، واقف گردند .
در اينجا ضرورت يك حركت فكرى اجتهادى به نظر مى رسيد تا در


نجات داد .
مقدر چنين بود كه امام ( عليه السلام ) مسؤوليت هاى رهبرى ، و روحانى خود را بعد از شهادت پدرش به دست گيرد . اين مقام مقدس را در نيمهء دوم قرن اول ، در باريكترين شرائطى كه بر امت اسلامي مى گذشت ، يعنى مرحله‌اى كه موج فتوحات صدر استلام پيامدهائى به دنبال آورده بود ، تعهد فرمود . اين موج با هيجان روحي اش ، با حماسهء رزمى ايدهئولوژىاش ، تا آن زمان كشيده شده بود ، موجى كه قدرت فرمانروايى كسراها و قيصرها را متزلزل ساخت ، و ملل مختلف وبلاد گسترده‌اى را ، به دعوت جديد فراخواند و در پيامد آن ، مسلمانان آن روز ، يعنى نيمهء دوم قرن اول هجرى زمامدار بخش عظيمى از جهان متمدن شدند .
با اينكه اين زمامدارى گسترده ، نيروى عظيمى در زمينهء جهانى براى مسلمانان از نظر سياسي و نظامى به وجود آورد ، آنان را در برابر دو خطر بزرگ ، بيرون از حدود سياسي و نظامى قرارداد ، و ضرورت ايجاب مى كرد از همان ابتداء با يك حركت قاطع جلو آن دو خطر ايستادگى شود .
يكى از آن دو ، خطر آگاهى مسلمانان از فرهنگ هاى متنوع و مبانى قانونگزارى ديگران و اوضاع اجتماعى مختلف آنان بود ، كه بر اثر بر خورد با ملت هايى كه فوج فوج به اسلام وارد مى شدند فرهنگ و تمدن اسلامي را مورد تهديد قرارد مى داد . از اين رو و لازم بود در زمينهء علمي كارى انجام شود تا مسلمانان به اصالت فكرى و شخصيت قانونگزارى ويژهء خود ، كه از كتاب و سنت در اسلام الهام مى گيرد ، واقف گردند .
در اينجا ضرورت يك حركت فكرى اجتهادى به نظر مى رسيد تا در

10

لا يتم تسجيل الدخول!