إسم الكتاب : نهج البلاغة ( فارسي ) ( عدد الصفحات : 581)


نهج البلاغة
برندهء جايزهء كتاب سال
بهمن ماه 1369


نهج البلاغة برندهء جايزهء كتاب سال بهمن ماه 1369

تعريف الكتاب 1


بسم الله الرحمن الرحيم


بسم الله الرحمن الرحيم

تعريف الكتاب 2


نهج البلاغة
ترجمهء دكتر سيّد جعفر شهيدى
باورداران ، مركز توليد فنى كتاب
قم : 743883 - 718436
چاپ چهاردهم ، تهران 1378


نهج البلاغة ترجمهء دكتر سيّد جعفر شهيدى باورداران ، مركز توليد فنى كتاب قم : 743883 - 718436 چاپ چهاردهم ، تهران 1378

تعريف الكتاب 3


على بن ابى طالب ( ع ) ، امام اول ، 23 قبل از هجرت - 40 ق .
[ نهج البلاغه ( فارسى - عربى ) ]
نهج البلاغه / [ على بن ابى طالب ] ؛ ترجمه جعفر شهيدى . - تهران : شركت انتشارات علمى و فرهنگى ، 1374 .
لو ، 596 ص .
25000 ريال .
فهرستنويسى بر اساس اطلاعات فيپا ( فهرستنويسى پيش از انتشار ) .
مولف اين كتاب ابوالحسن محمد بن الحسين معروف به سيد رضى است .
چاپ چهاردهم : 1378
ISBN 964 - 445 - 061 - 2
1 . على بن ابى طالب ( ع ) ، امام اول ، 23 قبل از هجرت - 40 ق . - خطبه‌ها . 2 . على بن ابى طالب ( ع ) ، امام اول ، 23 سال قبل از هجرت - 40 ق . - كلمات قصار . الف . شريف الرضى ، محمد بن حسين ، 359 - 406 ق . گرد آرونده . ب . شهيدى ، جعفر ، 1297 - ، مترجم . ج . شركت انتشارات علمى و فرهنگى . د . عنوان . ه . عنوان : نهج البلاغه ( فارسى - عربى ) .
031 / 38 BP 9515 / 297
ب 1374 ف ت / ن
2263 - 74 م
نهج البلاغه
مترجم : دكتر سيد جعفر شهيدى
صفحه آرايى : هرمز وحيد ، كامران افشار مهاجر
چاپ اول : 1368
چاپ چهاردهم : 1378 ؛ تيراژ : 10000 نسخه
آماده سازى و چاپ : شركت انتشارات علمى و فرهنگى
حق چاپ محفوظ است .
شركت انتشارات علمى و فرهنگى
* اداره فروش و فروشگاه مركزى : خيابان آفريقا ، چهار راه حقانى ( جهان كودك ) ، كوچهء كمان ، پلاك 4 ، كد پستى 15178 ؛ صندوق پستى 366 - 15175 ؛ تلفن : 71 - 8774569 ، فاكس : 8774572
* چاپخانه : خيابان آزادى ، نبش زنجان جنوبى ، محوطه سازمان ميراث فرهنگى كشور ؛ تلفن : 6013021 - 6014283
* فروشگاه يك : خيابان انقلاب ، روبروى در اصلى دانشگاه تهران ؛ تلفن : 6400786
* فروشگاه دو : خيابان انقلاب ، نبش خيابان 16 آذر ؛ تلفن : 6498467
* فروشگاه سه : خيابان جمهورى ، نبش آقا شيخ هادى ؛ تلفن : 6704300
* فروشگاه چهار : خيابان افريقا ، كوچهء گلفام ، پلاك 1 ؛ تلفن 2050326


على بن ابى طالب ( ع ) ، امام اول ، 23 قبل از هجرت - 40 ق .
[ نهج البلاغه ( فارسى - عربى ) ] نهج البلاغه / [ على بن ابى طالب ] ؛ ترجمه جعفر شهيدى . - تهران : شركت انتشارات علمى و فرهنگى ، 1374 .
لو ، 596 ص .
25000 ريال .
فهرستنويسى بر اساس اطلاعات فيپا ( فهرستنويسى پيش از انتشار ) .
مولف اين كتاب ابوالحسن محمد بن الحسين معروف به سيد رضى است .
چاپ چهاردهم : 1378 ISBN 964 - 445 - 061 - 2 1 . على بن ابى طالب ( ع ) ، امام اول ، 23 قبل از هجرت - 40 ق . - خطبه‌ها . 2 . على بن ابى طالب ( ع ) ، امام اول ، 23 سال قبل از هجرت - 40 ق . - كلمات قصار . الف . شريف الرضى ، محمد بن حسين ، 359 - 406 ق . گرد آرونده . ب . شهيدى ، جعفر ، 1297 - ، مترجم . ج . شركت انتشارات علمى و فرهنگى . د . عنوان . ه . عنوان : نهج البلاغه ( فارسى - عربى ) .
031 / 38 BP 9515 / 297 ب 1374 ف ت / ن 2263 - 74 م نهج البلاغه مترجم : دكتر سيد جعفر شهيدى صفحه آرايى : هرمز وحيد ، كامران افشار مهاجر چاپ اول : 1368 چاپ چهاردهم : 1378 ؛ تيراژ : 10000 نسخه آماده سازى و چاپ : شركت انتشارات علمى و فرهنگى حق چاپ محفوظ است .
شركت انتشارات علمى و فرهنگى * اداره فروش و فروشگاه مركزى : خيابان آفريقا ، چهار راه حقانى ( جهان كودك ) ، كوچهء كمان ، پلاك 4 ، كد پستى 15178 ؛ صندوق پستى 366 - 15175 ؛ تلفن : 71 - 8774569 ، فاكس : 8774572 * چاپخانه : خيابان آزادى ، نبش زنجان جنوبى ، محوطه سازمان ميراث فرهنگى كشور ؛ تلفن : 6013021 - 6014283 * فروشگاه يك : خيابان انقلاب ، روبروى در اصلى دانشگاه تهران ؛ تلفن : 6400786 * فروشگاه دو : خيابان انقلاب ، نبش خيابان 16 آذر ؛ تلفن : 6498467 * فروشگاه سه : خيابان جمهورى ، نبش آقا شيخ هادى ؛ تلفن : 6704300 * فروشگاه چهار : خيابان افريقا ، كوچهء گلفام ، پلاك 1 ؛ تلفن 2050326

تعريف الكتاب 4


توضيح ناشر
شك نيست كه ترجمه فنى است ظريف و دقيق و دشوار ، و اين معنى در مورد كتابى كه آن را « فروتر از كلام خدا و فراتر از سخن بشر » گفته‌اند بمراتب صدق بيشترى دارد ، كتابى كه گردآورندهء خبير و بصير آن ، سيد شريف ابو الحسن محمد رضى ، در بارهء آن گويد : « سخنان برگزيدهء سرور ما ، امير مؤمنان ، سر چشمه و آبشخور فصاحت و منشأ و خاستگاه بلاغت است و اصول و قوانين سخن و سخنورى از آن اقتباس شده و روش آن سرمشق هر خطيب اديب و سخنور اريبى گشته و با اين همه كس در فراخناى بلاغت و پهنهء رسايى به گرد آن نرسيده است ، زيرا اين كلام نمونه‌اى از علم الهى است و بوى سخن پيامبر گرامى صلى اللَّه عليه و آله از آن به مشام جان مىرسد » ، يا به تعبير پيراسته و مسجع مترجم فاضل ، استاد دكتر سيد جعفر شهيدى ، « كتابى كه طراز فصاحت است و پيرايه بلاغت ، عربيت را بها فزايد و دين و دنيا را به كار آيد ، كه بلاغتى چنان نه در گفتارى فراهم آمده است ، و نه يكجا در كتابى هم . . . فصاحت خود را به كلام حضرتش آرايد تا به جمال رسد و بلاغت در كنار او زايد و به كمال رسد . » نهج البلاغه چندين بار به فارسى ترجمه شده و فاضلان روزگار


توضيح ناشر شك نيست كه ترجمه فنى است ظريف و دقيق و دشوار ، و اين معنى در مورد كتابى كه آن را « فروتر از كلام خدا و فراتر از سخن بشر » گفته‌اند بمراتب صدق بيشترى دارد ، كتابى كه گردآورندهء خبير و بصير آن ، سيد شريف ابو الحسن محمد رضى ، در بارهء آن گويد : « سخنان برگزيدهء سرور ما ، امير مؤمنان ، سر چشمه و آبشخور فصاحت و منشأ و خاستگاه بلاغت است و اصول و قوانين سخن و سخنورى از آن اقتباس شده و روش آن سرمشق هر خطيب اديب و سخنور اريبى گشته و با اين همه كس در فراخناى بلاغت و پهنهء رسايى به گرد آن نرسيده است ، زيرا اين كلام نمونه‌اى از علم الهى است و بوى سخن پيامبر گرامى صلى اللَّه عليه و آله از آن به مشام جان مىرسد » ، يا به تعبير پيراسته و مسجع مترجم فاضل ، استاد دكتر سيد جعفر شهيدى ، « كتابى كه طراز فصاحت است و پيرايه بلاغت ، عربيت را بها فزايد و دين و دنيا را به كار آيد ، كه بلاغتى چنان نه در گفتارى فراهم آمده است ، و نه يكجا در كتابى هم . . . فصاحت خود را به كلام حضرتش آرايد تا به جمال رسد و بلاغت در كنار او زايد و به كمال رسد . » نهج البلاغه چندين بار به فارسى ترجمه شده و فاضلان روزگار

مقدمة 5


شرحهايى بر آن نوشته‌اند و بارها به چاپ رسيده است . تفاوت يا مزيت ترجمه‌اى كه اكنون در دست خوانندهء گرامى قرار دارد ، علاوه بر صحت و امانت و اتقان و تطبيق يكايك واژگان عربى با فارسى ، در مراعات ويژگى ادبى اين اثر جاودانى ، يعنى به كار بردن صنايع لفظى و آرايشهاى ادبى از استعاره و تشبيه و جناس و موازنه و مراعات نظير و بويژه سجع است كه در برگردان فارسى تا آنجا كه ممكن بوده مورد توجه قرار گرفته اما با اين همه معنى فداى آرايش لفظ نشده است . علاوه بر اين ، استاد شهيدى تعليقه‌هايى مناسب و بايسته بر خطبه‌ها و كلمات قصار نوشته‌اند كه در پايان كتاب آمده و در روشن ساختن وضع اشخاص و اجتماع ، معنى واژه‌ها و كاربرد آنها ، و تأثير گفتار امام همام عليه السلام در سرايندگان و نويسندگان متضمن فايدهء بسيار است .
اميد است اين خدمت فرهنگى به عالم معارف عظيم و قويم اسلامى در پيشگاه صاحب شريعت عليه آلاف التحية و السّلام و محضر حضرت مولاى متقيان و امير مؤمنان عليه السلام مقبول و مأجور و در ديدگاه اصحاب دانش و بينش منظور افتد . و من اللَّه التوفيق .


شرحهايى بر آن نوشته‌اند و بارها به چاپ رسيده است . تفاوت يا مزيت ترجمه‌اى كه اكنون در دست خوانندهء گرامى قرار دارد ، علاوه بر صحت و امانت و اتقان و تطبيق يكايك واژگان عربى با فارسى ، در مراعات ويژگى ادبى اين اثر جاودانى ، يعنى به كار بردن صنايع لفظى و آرايشهاى ادبى از استعاره و تشبيه و جناس و موازنه و مراعات نظير و بويژه سجع است كه در برگردان فارسى تا آنجا كه ممكن بوده مورد توجه قرار گرفته اما با اين همه معنى فداى آرايش لفظ نشده است . علاوه بر اين ، استاد شهيدى تعليقه‌هايى مناسب و بايسته بر خطبه‌ها و كلمات قصار نوشته‌اند كه در پايان كتاب آمده و در روشن ساختن وضع اشخاص و اجتماع ، معنى واژه‌ها و كاربرد آنها ، و تأثير گفتار امام همام عليه السلام در سرايندگان و نويسندگان متضمن فايدهء بسيار است .
اميد است اين خدمت فرهنگى به عالم معارف عظيم و قويم اسلامى در پيشگاه صاحب شريعت عليه آلاف التحية و السّلام و محضر حضرت مولاى متقيان و امير مؤمنان عليه السلام مقبول و مأجور و در ديدگاه اصحاب دانش و بينش منظور افتد . و من اللَّه التوفيق .

مقدمة 6


[ مقدمهء مترجم ]
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
و صلَّى اللَّه على سيّدنا محمّد و آله الطَّاهرين كتابى كه با ترجمهء فارسى اين كمترين خدمتگزار دين و دانش در اختيار خواننده قرار دارد ، براى او نا آشنا نيست . بسا كه خود فقره‌هايى از آن و يا ترجمه‌اى از آن فقره‌ها را خوانده يا از گويندگان دينى و يا از معلمان خويش شنيده است . « نهج البلاغه » يا راه سخن رسا گفتن اين تركيب زيبا نامى است كه سيد شريف رضى رحمة اللَّه عليه بر گرد آورده خود از خطبه‌ها ، نامه‌ها و گفتارهاى كوتاه مولى امير المؤمنين على عليه السّلام نهاده است .
در ميان هزاران نام كه مصنفان ، مؤلفان و يا مترجمان حوزهء مسلمانى بر كتابهاى خود نهاده‌اند ، هيچ نامى چون « نهج البلاغه » با محتواى كتاب منطبق نيست و مىتوان گفت اين نام از عالم غيب بر دل روشن شريف رضى رحمه اللَّه إفاضه گرديده است ، كه « الأسماء تنزل من السّماء » راه سخن رسا گفتن را در اين مجموعه بايد يافت .
آنكه بخواهد عربى بنويسد يا به عربى سخن گويد و گفتهء وى پخته باشد و به جمال آراسته و لفظ آن سخته و از واژهء نابجا پيراسته ، بايد در اين مجموعه بنگرد و آنرا بارها بخواند ، و فقره‌هايش را بكار برد تا ملكهء بلاغت در گفته و يا نوشته او پديد گردد ، و سخنش مورد قبول همگان افتد . چنانكه


[ مقدمهء مترجم ] بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم و صلَّى اللَّه على سيّدنا محمّد و آله الطَّاهرين كتابى كه با ترجمهء فارسى اين كمترين خدمتگزار دين و دانش در اختيار خواننده قرار دارد ، براى او نا آشنا نيست . بسا كه خود فقره‌هايى از آن و يا ترجمه‌اى از آن فقره‌ها را خوانده يا از گويندگان دينى و يا از معلمان خويش شنيده است . « نهج البلاغه » يا راه سخن رسا گفتن اين تركيب زيبا نامى است كه سيد شريف رضى رحمة اللَّه عليه بر گرد آورده خود از خطبه‌ها ، نامه‌ها و گفتارهاى كوتاه مولى امير المؤمنين على عليه السّلام نهاده است .
در ميان هزاران نام كه مصنفان ، مؤلفان و يا مترجمان حوزهء مسلمانى بر كتابهاى خود نهاده‌اند ، هيچ نامى چون « نهج البلاغه » با محتواى كتاب منطبق نيست و مىتوان گفت اين نام از عالم غيب بر دل روشن شريف رضى رحمه اللَّه إفاضه گرديده است ، كه « الأسماء تنزل من السّماء » راه سخن رسا گفتن را در اين مجموعه بايد يافت .
آنكه بخواهد عربى بنويسد يا به عربى سخن گويد و گفتهء وى پخته باشد و به جمال آراسته و لفظ آن سخته و از واژهء نابجا پيراسته ، بايد در اين مجموعه بنگرد و آنرا بارها بخواند ، و فقره‌هايش را بكار برد تا ملكهء بلاغت در گفته و يا نوشته او پديد گردد ، و سخنش مورد قبول همگان افتد . چنانكه

مقدمة 7


گويندگان و مترسلان عرب از سدهء نخستين هجرت به بعد چنين كرده‌اند .
عبد الحميد بن يحيى عامرى مقتول به سال 132 ه . ق كاتب مروان بن محمد آخرين خليفهء مروانى است . در بارهء او گفته‌اند هنر كتابت به عبد الحميد آغاز گرديد . عبد الحميد گفته است : هفتاد خطبه از خطبه‌هاى أصلع را از بر كردم و اين خطبه‌ها در ذهن من پى در پى ( چون ) چشمه‌اى جوشيد .
و ابو عثمان جاحظ ( م - 255 ه . ق ) كه او را امام ادب عربى شمرده‌اند و مسعودى وى را فصيحترين نويسندگان سلف دانسته است پس از نوشتن اين فقره از سخنان امام « قيمة كلّ امرىء ما يحسن » . چنين نويسد :
اگر از اين كتاب جز همين جمله را نداشتيم ، آنرا شافى ، كافى ، بسنده و بىنياز كننده مىيافتيم . بلكه آنرا فزون از كفايت و منتهى به غايت مىديديم و نيكوترين سخن آنست كه اندك آن تو را از بسيار ، بىنياز سازد و معنى آن در ظاهر لفظ آن بود .
ابن نباته عبد الرحيم بن محمد بن اسماعيل ( م - 374 ه . ق ) كه از اديبان بنام ، و خطيبان مشهور عرب است و در حلب در عهد سيف الدوله منصب خطابت داشته است ، گويد : از خطابه‌ها گنجى از بر كردم كه هر چند از آن بردارم نمىكاهد ، و افزون مىشود و بيشتر آنچه از بر كردم يك صد فصل از موعظتهاى على بن ابى طالب است .
زكى مبارك در كتاب « النّثر الفنّى » آنجا كه از سبك ابو اسحاق صابى ( م - 380 ) سخن مىگويد فقره‌اى از نوشتهء صابى را آورده و چنين نويسد : اگر ما اين عبارت را با همانند آن كه شريف رضى از گفتار على آورده برابر كنيم ، مىبينيم صابى و شريف رضى هر دو از يك آبشخور سيراب شده‌اند .
پژوهنده هرگاه خطبه‌ها و رساله‌هاى اديبان عرب و بلكه شعرهاى شاعران عربى زبان پس از اسلام را بررسى كند ، خواهد ديد كمتر شاعر و اديبى است كه معنيى را از سخنان على ( ع ) نگرفته و يا گفتهء او را در نوشته و يا سرودهء خويش تضمين نكرده باشد .


گويندگان و مترسلان عرب از سدهء نخستين هجرت به بعد چنين كرده‌اند .
عبد الحميد بن يحيى عامرى مقتول به سال 132 ه . ق كاتب مروان بن محمد آخرين خليفهء مروانى است . در بارهء او گفته‌اند هنر كتابت به عبد الحميد آغاز گرديد . عبد الحميد گفته است : هفتاد خطبه از خطبه‌هاى أصلع را از بر كردم و اين خطبه‌ها در ذهن من پى در پى ( چون ) چشمه‌اى جوشيد .
و ابو عثمان جاحظ ( م - 255 ه . ق ) كه او را امام ادب عربى شمرده‌اند و مسعودى وى را فصيحترين نويسندگان سلف دانسته است پس از نوشتن اين فقره از سخنان امام « قيمة كلّ امرىء ما يحسن » . چنين نويسد :
اگر از اين كتاب جز همين جمله را نداشتيم ، آنرا شافى ، كافى ، بسنده و بىنياز كننده مىيافتيم . بلكه آنرا فزون از كفايت و منتهى به غايت مىديديم و نيكوترين سخن آنست كه اندك آن تو را از بسيار ، بىنياز سازد و معنى آن در ظاهر لفظ آن بود .
ابن نباته عبد الرحيم بن محمد بن اسماعيل ( م - 374 ه . ق ) كه از اديبان بنام ، و خطيبان مشهور عرب است و در حلب در عهد سيف الدوله منصب خطابت داشته است ، گويد : از خطابه‌ها گنجى از بر كردم كه هر چند از آن بردارم نمىكاهد ، و افزون مىشود و بيشتر آنچه از بر كردم يك صد فصل از موعظتهاى على بن ابى طالب است .
زكى مبارك در كتاب « النّثر الفنّى » آنجا كه از سبك ابو اسحاق صابى ( م - 380 ) سخن مىگويد فقره‌اى از نوشتهء صابى را آورده و چنين نويسد : اگر ما اين عبارت را با همانند آن كه شريف رضى از گفتار على آورده برابر كنيم ، مىبينيم صابى و شريف رضى هر دو از يك آبشخور سيراب شده‌اند .
پژوهنده هرگاه خطبه‌ها و رساله‌هاى اديبان عرب و بلكه شعرهاى شاعران عربى زبان پس از اسلام را بررسى كند ، خواهد ديد كمتر شاعر و اديبى است كه معنيى را از سخنان على ( ع ) نگرفته و يا گفتهء او را در نوشته و يا سرودهء خويش تضمين نكرده باشد .

مقدمة 8


در ايران اسلامى نيز سيرت شاعران و نويسندگان بر اين بوده است كه نوشته‌هاى خود را به گفته‌هاى امام بيارايند ، يا معنىهاى بلند سخنان وى را در شعر خود بياورند و آنچه موجب روى آوردن اين اديبان و سخنگويان به گفتار امير المؤمنين على عليه السلام بوده است گذشته از كمال معنى و جمال لفظ ، بلاغت است كه در عبارتهاى امام نهفته است : گنجاندن معنى بسيار در كمتر لفظ ، بدون اخلال در معنى .
بلاغت چيست ؟
در تعريف بلاغت گفته‌اند ، متناسب بودن سخن فصيح است با مقتضاى حال ، يعنى رعايت كردن وضع شنونده و يا خواننده از جهت ميزان دريافت ، و مقدار اطلاع وى ، نيز رعايت موقعيت زمان و مكان و ديگر خصوصيتها كه موجب شود سخن يا نوشته ، در شنونده و يا خواننده اثرى مطلوب بجا نهد . به تعبير كوتاه‌تر بليغ كسى است كه سخن را پيرايه بندد و دراز گويد آنجا كه بايد و كوتاه سازد و لفظ وى ساده بود آنجا كه دراز گفتن و پيرايه بستن لفظ را نشايد . دقت در مجموعهء فراهم آوردهء سيد شريف رضى روشن مىسازد كه خطبه‌ها ، نامه‌ها و گفتارهاى كوتاه امام ( ع ) مصداق درست چنين تعريفى است . هنگامى كه خطبه مىخواند و بايد شنوندگان را از آنچه به سود دين و دنياى آنان است بياگاهاند ، گفته‌اش به تفصيل است و آنجا كه شايد و سزاست و بايد كه سخن در دل شنونده نشيند ، و جاى گيرد و او از آن سخن پند پذيرد ، معنى را در عبارتهاى گونه‌گون نشاند ، چنانكه هر عبارت نكته‌اى نو را رساند ، هر فقره درسى را آموزد ، و چراغ دل شنونده را بيشتر برافروزد .
به سخنان او كه در خطبهء نخستين و در بارهء فرشتگان و در خطبهء غرا و اشباح و در چگونگى زندگى و مرگ انسان آمده بنگريد .
در اين خطبه‌ها صحنه‌ها و حالتها را چنان وصف مىكند كه گوئى شنونده خود در آنجا به سر مىبرد . اينها نه تنها نشان دهنده بلكه آموزندهء دقت در لطف تعبير و حسن تركيب و زيبائى لفظ و بلندى معنى است . اما نكتهء


در ايران اسلامى نيز سيرت شاعران و نويسندگان بر اين بوده است كه نوشته‌هاى خود را به گفته‌هاى امام بيارايند ، يا معنىهاى بلند سخنان وى را در شعر خود بياورند و آنچه موجب روى آوردن اين اديبان و سخنگويان به گفتار امير المؤمنين على عليه السلام بوده است گذشته از كمال معنى و جمال لفظ ، بلاغت است كه در عبارتهاى امام نهفته است : گنجاندن معنى بسيار در كمتر لفظ ، بدون اخلال در معنى .
بلاغت چيست ؟
در تعريف بلاغت گفته‌اند ، متناسب بودن سخن فصيح است با مقتضاى حال ، يعنى رعايت كردن وضع شنونده و يا خواننده از جهت ميزان دريافت ، و مقدار اطلاع وى ، نيز رعايت موقعيت زمان و مكان و ديگر خصوصيتها كه موجب شود سخن يا نوشته ، در شنونده و يا خواننده اثرى مطلوب بجا نهد . به تعبير كوتاه‌تر بليغ كسى است كه سخن را پيرايه بندد و دراز گويد آنجا كه بايد و كوتاه سازد و لفظ وى ساده بود آنجا كه دراز گفتن و پيرايه بستن لفظ را نشايد . دقت در مجموعهء فراهم آوردهء سيد شريف رضى روشن مىسازد كه خطبه‌ها ، نامه‌ها و گفتارهاى كوتاه امام ( ع ) مصداق درست چنين تعريفى است . هنگامى كه خطبه مىخواند و بايد شنوندگان را از آنچه به سود دين و دنياى آنان است بياگاهاند ، گفته‌اش به تفصيل است و آنجا كه شايد و سزاست و بايد كه سخن در دل شنونده نشيند ، و جاى گيرد و او از آن سخن پند پذيرد ، معنى را در عبارتهاى گونه‌گون نشاند ، چنانكه هر عبارت نكته‌اى نو را رساند ، هر فقره درسى را آموزد ، و چراغ دل شنونده را بيشتر برافروزد .
به سخنان او كه در خطبهء نخستين و در بارهء فرشتگان و در خطبهء غرا و اشباح و در چگونگى زندگى و مرگ انسان آمده بنگريد .
در اين خطبه‌ها صحنه‌ها و حالتها را چنان وصف مىكند كه گوئى شنونده خود در آنجا به سر مىبرد . اينها نه تنها نشان دهنده بلكه آموزندهء دقت در لطف تعبير و حسن تركيب و زيبائى لفظ و بلندى معنى است . اما نكتهء

مقدمة 9


اصلى يعنى بلاغت يا مطابقت گفته يا مقتضاى حال را ، چنانكه بايد آن گاه درمىيابيم كه وضع اجتماعى عصر و حالت مستمعان امام را در نظر بگيريم چه آگاهى از وضع آنان در آن روزگار است كه ما را از سر تكرار چنين نكته‌ها در چند خطبه آگاه مىسازد .
آنانكه تاريخ اجتماعى اسلام را خوانده‌اند ، مىدانند از سال بيست و پنجم هجرى ( تقريبا ) اندك اندك مقدمات جدائى مسلمانان از عصر نبوت و بازگشت به زندگانى پيش از بعثت آغاز گرديد . بزرگان و قدرتطلبان قريش كه تا فتح مكه مسلمان نشده بودند ، پس از گشوده شدن اين شهر مقدس پيشپاى خود راهى جز پذيرفتن اسلام نديدند ، اما گروهى از آنان جز كلمهء توحيد و نبوت كه به زبان آوردند تا زنده مانند از اسلام چه مىدانستند ؟ هيچ ! و شايد هم نمىخواستند بدانند .
دوران زندگانى پربركت رسول اكرم ، پس از اين فتح بيش از سه سال نبود . و پس از رحلت او عصر فتوحات آغاز گرديد .
بيشتر اين بزرگان با منصب فرماندهى روانهء ميدانهاى جنگ شدند و يا ولايت شهرهاى گشوده را يافتند . سرگرمى سران مهاجر و انصار در جنگهاى برون مرزى از يكسو و سادگى وضع عموم مسلمانان ، نيز سختگيرى نسبى دو زمامدار پس از پيغمبر از سوى ديگر بآنان رخصت نمىداد كه هر چه مىخواهند بكنند . اما از سال بيست و پنجم به بعد زمينه براى تاخت و تاز قريش و خاندان اموى آماده گرديد . مساوات اسلامى اندك اندك از ميان رفت ، و كسانى كه خود را صحابى پيغمبر و حافظ سنت او مىديدند ترجيح دادند زندگى بىدردسرى داشته باشند و از غنيمتهاى جنگى و خزانهء مسلمانان هر چه بيشتر بردارند و خدا و روز جزا را هر چه كمتر به ياد آرند . دل بستگى آنان به اين جهان روزافزون ، و علاقمندىشان به آن جهان و فراهم آوردن ساز آن اندك . پس از شورش مسلمانان و كشته شدن عثمان و بيعت مهاجر و انصار با امير مؤمنان ، اين دسته از مردم نيز در جمع اصحاب او در آمدند . اما چون عدالت على را در تقسيم بيت المال و زهد او را در امارت


اصلى يعنى بلاغت يا مطابقت گفته يا مقتضاى حال را ، چنانكه بايد آن گاه درمىيابيم كه وضع اجتماعى عصر و حالت مستمعان امام را در نظر بگيريم چه آگاهى از وضع آنان در آن روزگار است كه ما را از سر تكرار چنين نكته‌ها در چند خطبه آگاه مىسازد .
آنانكه تاريخ اجتماعى اسلام را خوانده‌اند ، مىدانند از سال بيست و پنجم هجرى ( تقريبا ) اندك اندك مقدمات جدائى مسلمانان از عصر نبوت و بازگشت به زندگانى پيش از بعثت آغاز گرديد . بزرگان و قدرتطلبان قريش كه تا فتح مكه مسلمان نشده بودند ، پس از گشوده شدن اين شهر مقدس پيشپاى خود راهى جز پذيرفتن اسلام نديدند ، اما گروهى از آنان جز كلمهء توحيد و نبوت كه به زبان آوردند تا زنده مانند از اسلام چه مىدانستند ؟ هيچ ! و شايد هم نمىخواستند بدانند .
دوران زندگانى پربركت رسول اكرم ، پس از اين فتح بيش از سه سال نبود . و پس از رحلت او عصر فتوحات آغاز گرديد .
بيشتر اين بزرگان با منصب فرماندهى روانهء ميدانهاى جنگ شدند و يا ولايت شهرهاى گشوده را يافتند . سرگرمى سران مهاجر و انصار در جنگهاى برون مرزى از يكسو و سادگى وضع عموم مسلمانان ، نيز سختگيرى نسبى دو زمامدار پس از پيغمبر از سوى ديگر بآنان رخصت نمىداد كه هر چه مىخواهند بكنند . اما از سال بيست و پنجم به بعد زمينه براى تاخت و تاز قريش و خاندان اموى آماده گرديد . مساوات اسلامى اندك اندك از ميان رفت ، و كسانى كه خود را صحابى پيغمبر و حافظ سنت او مىديدند ترجيح دادند زندگى بىدردسرى داشته باشند و از غنيمتهاى جنگى و خزانهء مسلمانان هر چه بيشتر بردارند و خدا و روز جزا را هر چه كمتر به ياد آرند . دل بستگى آنان به اين جهان روزافزون ، و علاقمندىشان به آن جهان و فراهم آوردن ساز آن اندك . پس از شورش مسلمانان و كشته شدن عثمان و بيعت مهاجر و انصار با امير مؤمنان ، اين دسته از مردم نيز در جمع اصحاب او در آمدند . اما چون عدالت على را در تقسيم بيت المال و زهد او را در امارت

مقدمة 10

لا يتم تسجيل الدخول!