إسم الكتاب : حدود وقصاص وديات ( فارسي ) ( عدد الصفحات : 164)


حدود و قصاص و ديات
تأليف
العلم العلامة الحجة فخر الأمة المولى شيخ محمد باقر مجلسي « قدس الله سرّه »
تحقيق و بررسى از
على فاضل
مؤسسهء نشر آثار اسلامى


حدود و قصاص و ديات تأليف العلم العلامة الحجة فخر الأمة المولى شيخ محمد باقر مجلسي « قدس الله سرّه » تحقيق و بررسى از على فاضل مؤسسهء نشر آثار اسلامى

1


نام كتاب : حدود و قصاص و ديات
مؤلف : علامهء مجلسى
تحقيق و پاورقى : على فاضل
ناشر : مؤسسهء نشر آثار اسلامى
چاپ : چاپخانهء دفتر تبليغات اسلامى
تعداد : 5000
حق چاپ محفوظ است


نام كتاب : حدود و قصاص و ديات مؤلف : علامهء مجلسى تحقيق و پاورقى : على فاضل ناشر : مؤسسهء نشر آثار اسلامى چاپ : چاپخانهء دفتر تبليغات اسلامى تعداد : 5000 حق چاپ محفوظ است

2


< فهرس الموضوعات >
[ مقدمه ها ]
< / فهرس الموضوعات >
بسم الله الرحمن الرحيم
< فهرس الموضوعات >
مقدّمه [ محقق ] :
< / فهرس الموضوعات >
مقدّمه :
* ( وَلَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الأَلْبابِ ) * « 1 » راه و روش مكتب انبياء ابلاغ تعاليم آسمانى ، و آشنا نمودن انسان به برنامه هاى الهى ، و دور نمودن و بر حذر داشتن آنها از هواهاى نفسانى بوده است .

انبياء الهى متفقا منشأ تمام آلودگيها و انحرافها ، و علت همهء مشكلات را پيروى از مشتهيات و خواهشهاى نفس مىدانند .
< فهرس الموضوعات >
سعادت انسان :
< / فهرس الموضوعات >
سعادت انسان :
سعادت و تكامل انسان و جامعه در مكتب انبياء ، مخصوصا اسلام از دو راه پيش بينى شده است :
1 - پيشبرد فرهنگ جامعه ، و بيان ارزشهاى انسانى ، و ضرر و زيان كردارهاى خلاف .


< فهرس الموضوعات > [ مقدمه ها ] < / فهرس الموضوعات > بسم الله الرحمن الرحيم < فهرس الموضوعات > مقدّمه [ محقق ] :
< / فهرس الموضوعات > مقدّمه :
* ( وَلَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الأَلْبابِ ) * « 1 » راه و روش مكتب انبياء ابلاغ تعاليم آسمانى ، و آشنا نمودن انسان به برنامه هاى الهى ، و دور نمودن و بر حذر داشتن آنها از هواهاى نفسانى بوده است .
انبياء الهى متفقا منشأ تمام آلودگيها و انحرافها ، و علت همهء مشكلات را پيروى از مشتهيات و خواهشهاى نفس مىدانند .
< فهرس الموضوعات > سعادت انسان :
< / فهرس الموضوعات > سعادت انسان :
سعادت و تكامل انسان و جامعه در مكتب انبياء ، مخصوصا اسلام از دو راه پيش بينى شده است :
1 - پيشبرد فرهنگ جامعه ، و بيان ارزشهاى انسانى ، و ضرر و زيان كردارهاى خلاف .

--------------------------------------------------------------------------

« 1 » سوره بقره ( 2 ) : 179 ، و براى شما در قصاص حيات و زندگى است اى صاحبان خرد .

« 1 » سوره بقره ( 2 ) : 179 ، و براى شما در قصاص حيات و زندگى است اى صاحبان خرد .

3


2 - كيفر و مجازات دنيوى و اخروى ، زيرا افراد بشر از جهت پيروى از قوانين جامعه يكسان نبوده ، گروهى به قوانين الهى ، يا بشرى كه براى نظم و اداره جامعه قرار داده شده احترام مىگذارند ، و گروهى بخاطر ترس از مجازات و كيفر از قوانين خلاف نمىكنند ، در اين ميان افرادى وجود دارند كه قوانين جامعه را هتك نموده ، و نسبت به آن بىحرمتى مىكنند ، با مجازات و كيفر اين عده از تكرار جرم جلوگيرى شده ، و موجب تسلى خاطر انسانهايى كه ستم بر آنان روا شده است مىشود ، و اين كيفر سبب مىگردد كه مجرمين ديگر به خود اجازه ندهند كه بهم نوعان خود تعدى و به قانون بىحرمتى نمايند ، و همچنين سبب عبرت ديگران شده كه فكر تجاوز و خلاف قانون نكنند .

قانون قصاص و اسلام :
قصاص و كيفر و مجازات مجرم در ميان عرب قبل از اسلام فقط از راه قتل صورت مىگرفت ، و هيچ گونه حد و حدودى در كار نبود ، و صرفا بستگى به قوت و ضعف طرف داشت ، گاهى فردى را عوض ديگرى مىكشتند ، و گاهى ده نفر ، يا قبيله‌اى را مقابل يك نفر از بين مىبردند ، ولى اسلام كه در هر موضوع واقع را در نظر مىگيرد ، نه هم چون يهود تنها بر قصاص تكيه مىكند ، و نه مانند مسيحيان فقط راه عفو ، و يا ديه را ملتزم مىشود ، زيرا در شرائطى ممكن است الزام به قصاص توليد مفاسدى كند ، و حتمى بودن آن در اين صورت خلاف عقل است ، نظير آن كه قاتل برادر مقتول ، يا پيوند ديگرى با وى داشته باشد ، در اين موارد اجبار بر قصاص علاوه بر غم و اندوهى كه نصيب فاميل از ناحيهء مقتول شده ، داغ ديگرى بايد از ناحيهء قصاص متحمل شوند . بدين سبب اسلام حد وسطى را انتخاب نموده ، نه به كلى قصاص را لغو كرده ، و نه راه را در آن منحصر دانسته است ، بلكه اجازهء قصاص داده ، و در عين حال عفو و ديه را نيز مجاز شمرده است ، و فرموده * ( وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى ) * « 1 » در عين حال مساوات بين قاتل و مقتول را شرط نموده ، و آزاد را مقابل آزاد ، و بنده را مقابل بنده ، و زن را مقابل زن قرار داده است .


2 - كيفر و مجازات دنيوى و اخروى ، زيرا افراد بشر از جهت پيروى از قوانين جامعه يكسان نبوده ، گروهى به قوانين الهى ، يا بشرى كه براى نظم و اداره جامعه قرار داده شده احترام مىگذارند ، و گروهى بخاطر ترس از مجازات و كيفر از قوانين خلاف نمىكنند ، در اين ميان افرادى وجود دارند كه قوانين جامعه را هتك نموده ، و نسبت به آن بىحرمتى مىكنند ، با مجازات و كيفر اين عده از تكرار جرم جلوگيرى شده ، و موجب تسلى خاطر انسانهايى كه ستم بر آنان روا شده است مىشود ، و اين كيفر سبب مىگردد كه مجرمين ديگر به خود اجازه ندهند كه بهم نوعان خود تعدى و به قانون بىحرمتى نمايند ، و همچنين سبب عبرت ديگران شده كه فكر تجاوز و خلاف قانون نكنند .
قانون قصاص و اسلام :
قصاص و كيفر و مجازات مجرم در ميان عرب قبل از اسلام فقط از راه قتل صورت مىگرفت ، و هيچ گونه حد و حدودى در كار نبود ، و صرفا بستگى به قوت و ضعف طرف داشت ، گاهى فردى را عوض ديگرى مىكشتند ، و گاهى ده نفر ، يا قبيله‌اى را مقابل يك نفر از بين مىبردند ، ولى اسلام كه در هر موضوع واقع را در نظر مىگيرد ، نه هم چون يهود تنها بر قصاص تكيه مىكند ، و نه مانند مسيحيان فقط راه عفو ، و يا ديه را ملتزم مىشود ، زيرا در شرائطى ممكن است الزام به قصاص توليد مفاسدى كند ، و حتمى بودن آن در اين صورت خلاف عقل است ، نظير آن كه قاتل برادر مقتول ، يا پيوند ديگرى با وى داشته باشد ، در اين موارد اجبار بر قصاص علاوه بر غم و اندوهى كه نصيب فاميل از ناحيهء مقتول شده ، داغ ديگرى بايد از ناحيهء قصاص متحمل شوند . بدين سبب اسلام حد وسطى را انتخاب نموده ، نه به كلى قصاص را لغو كرده ، و نه راه را در آن منحصر دانسته است ، بلكه اجازهء قصاص داده ، و در عين حال عفو و ديه را نيز مجاز شمرده است ، و فرموده * ( وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى ) * « 1 » در عين حال مساوات بين قاتل و مقتول را شرط نموده ، و آزاد را مقابل آزاد ، و بنده را مقابل بنده ، و زن را مقابل زن قرار داده است .

--------------------------------------------------------------------------

« 1 » سوره بقره ( 2 ) : 237 ، اگر شما گذشت كنيد به پرهيزكارى نزديكتر است .

« 1 » سوره بقره ( 2 ) : 237 ، اگر شما گذشت كنيد به پرهيزكارى نزديكتر است .

4


< فهرس الموضوعات >
اعتراضاتى كه بر قصاص شده :
< / فهرس الموضوعات >
اعتراضاتى كه بر قصاص شده :
بر حكم قصاص اعتراضاتى شده آنها را همراه با جواب ذكر مىكنيم :
1 - قتل در مقابل قتل موضوعى است كه انسانهاى متمدن و با فرهنگ از آن متنفرند .
2 - قتل اول كه موجب فقدان فردى شده ، قتل دوم نيز فقدان ديگرى را بر آن مىافزايد .
3 - قصاص و كشتن ناشى از سنگ دلى و حس انتقام جويى است ، انتقام جويى خود صفتى زشت و ناپسند است ، كه به وسيلهء تربيت جامعه بايد به آن مبارزه كرد . و قاتل را به وسيله آموزش ، و زندان و . . تربيت نمود .
4 - جرمهائى كه از مجرمين سر مىزند بواسطه بيمارىهاى روحى است ، بنا بر اين بايد قاتل مجرم را در بيمارستانهاى روانى تحت درمان قرار داد ، نه اين كه او را اعدام نمود .
5 - لازم است از وجود افراد اجتماع تا آنجا كه ممكن است استفاده كرد ، و چنان كه گفتيم مجرم به وسائلى غير از قتل مجازات و ادب كرد .
< فهرس الموضوعات >
پاسخها :
< / فهرس الموضوعات >
پاسخها :
جواب اعتراض اول اين است كه حكم قصاص بخاطر انتقام گرفتن از قاتل نيست ، بلكه به منظور تربيت ديگران و جلوگيرى از توسعه فساد است .
در حكم قصاص اگر چه يك نفر « قاتل » كشته مىشود ، اما انسانهايى زنده مىشوند ، يعنى انسانهايى كه بعدها ممكن بود گرفتار دست ستم كاران شوند ، و حكم قصاص جلو همهء قتلها را گرفته ، چنان كه خداوند فرموده * ( « وَلَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الأَلْبابِ » ) * « 1 » از بين بردن افراد مزاحم و خطرناك گاهى بهترين وسيله‌اى براى رشد و تكامل اجتماع مىباشد .
پاسخ اعتراض دوم : از ضمن توجه به پاسخ اول كاملا روشن است كه كشتن يك جانى در جامعه براى جلوگيرى از جنايات تا چه اندازه مؤثر است ، و دليل اين مطلب مطالعه آمار جنايات در آمريكا و اروپا است ، كه بواسطه اجراء نكردن حكم الهى روز بروز بر جنايات افزوده مىشود .


< فهرس الموضوعات > اعتراضاتى كه بر قصاص شده :
< / فهرس الموضوعات > اعتراضاتى كه بر قصاص شده :
بر حكم قصاص اعتراضاتى شده آنها را همراه با جواب ذكر مىكنيم :
1 - قتل در مقابل قتل موضوعى است كه انسانهاى متمدن و با فرهنگ از آن متنفرند .
2 - قتل اول كه موجب فقدان فردى شده ، قتل دوم نيز فقدان ديگرى را بر آن مىافزايد .
3 - قصاص و كشتن ناشى از سنگ دلى و حس انتقام جويى است ، انتقام جويى خود صفتى زشت و ناپسند است ، كه به وسيلهء تربيت جامعه بايد به آن مبارزه كرد . و قاتل را به وسيله آموزش ، و زندان و . . تربيت نمود .
4 - جرمهائى كه از مجرمين سر مىزند بواسطه بيمارىهاى روحى است ، بنا بر اين بايد قاتل مجرم را در بيمارستانهاى روانى تحت درمان قرار داد ، نه اين كه او را اعدام نمود .
5 - لازم است از وجود افراد اجتماع تا آنجا كه ممكن است استفاده كرد ، و چنان كه گفتيم مجرم به وسائلى غير از قتل مجازات و ادب كرد .
< فهرس الموضوعات > پاسخها :
< / فهرس الموضوعات > پاسخها :
جواب اعتراض اول اين است كه حكم قصاص بخاطر انتقام گرفتن از قاتل نيست ، بلكه به منظور تربيت ديگران و جلوگيرى از توسعه فساد است .
در حكم قصاص اگر چه يك نفر « قاتل » كشته مىشود ، اما انسانهايى زنده مىشوند ، يعنى انسانهايى كه بعدها ممكن بود گرفتار دست ستم كاران شوند ، و حكم قصاص جلو همهء قتلها را گرفته ، چنان كه خداوند فرموده * ( « وَلَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الأَلْبابِ » ) * « 1 » از بين بردن افراد مزاحم و خطرناك گاهى بهترين وسيله‌اى براى رشد و تكامل اجتماع مىباشد .
پاسخ اعتراض دوم : از ضمن توجه به پاسخ اول كاملا روشن است كه كشتن يك جانى در جامعه براى جلوگيرى از جنايات تا چه اندازه مؤثر است ، و دليل اين مطلب مطالعه آمار جنايات در آمريكا و اروپا است ، كه بواسطه اجراء نكردن حكم الهى روز بروز بر جنايات افزوده مىشود .

--------------------------------------------------------------------------

« 1 » سوره بقره ( 2 ) : 179 .

« 1 » سوره بقره ( 2 ) : 179 .

5


و در پاسخ اشكال سوم بايد گفت : هر رأفت و محبتى فضيلت محسوب نمىشود ، زيرا مهربانى و عطوفت هم مواردى دارد ، و به كار بردن اين محبت در مورد جانيان و ستم كاران در واقع ستم ديگرى بر جامعه انسانها و بشريت است .
< شعر >
ترحم بر پلنگ تيز دندان
ستم كارى بود بر گوسفندان
< / شعر >
در پاسخ اعتراض چهارم بايد گفت : افراد جانى - باصطلاح فاشيسم - مانند عضو فاسد بدناند ، كه اگر آن عضو قطع نشود ديگر اعضاء را نيز فاسد مىكند .
طبيب حاذق اگر غدهء سرطان را جراحى نكند ، به سرعت بيمار را نابود مىنمايد ، پس در بارهء جانيان و قاتلان اسلام حكم قصاص را جارى مىكند ، تا ديگر اعضاء جامعه سلامت باشند .
< شعر >
پرتو نيكان نگيرد آن كه بنيادش بد است
تربيت نااهل را چون گردكان بر گنبد است
< / شعر >
و در پاسخ به اشكال پنجم بايد گفت : افراد جانى و تبهكار از زندان و اعمال شاقه نمىترسند ، و پند و اندرز هم در آنها اثر نمىكند ، لذا زندان نه تنها موجب ترس آنها نمىشود ، بلكه ارفاقى در حق آنها بشمار مىرود .
بنا بر اين راه صحيح و منطقى و عادلانه اين است كه با اجراى حدود و قصاص اسلامى جلو متجاوزين به جان و مال و مقررات الهى كه ضامن سعادت انسانهاست را گرفت ، و امنيت فردى و جمعى را بوجود آورد ، تا انسانها بتوانند به رشد مادى و معنوى خود نائل گشته و مجرمين و ناپاكان نيز تنبيه گردند .
كتاب حاضر مشتمل بر كتاب قصاص و حدود و ديات مىباشد ، و در آنها احكام الهى كه مربوط به مجرمين است بيان مىشود ، البته بيشتر مؤلفين كتب فقهى اين كتابها را همراه ساير كتابهاى فقهى ذكر مىكردند ، لكن جمعى از قدماء و متأخرين اين سه كتاب را جداگانه آورده‌اند .
در كتب قدماء بيشتر روايات احكام را ذكر مىكردند ، ولى متأخرين همراه با بيان و استدلال اين كتابها را نوشته‌اند ، و بهتر است اين نوع كتابها را به نام احكام حدود شرعى بناميم مرحوم محقق بزرگوار آية الله شيخ آقا بزرگ


و در پاسخ اشكال سوم بايد گفت : هر رأفت و محبتى فضيلت محسوب نمىشود ، زيرا مهربانى و عطوفت هم مواردى دارد ، و به كار بردن اين محبت در مورد جانيان و ستم كاران در واقع ستم ديگرى بر جامعه انسانها و بشريت است .
< شعر > ترحم بر پلنگ تيز دندان ستم كارى بود بر گوسفندان < / شعر > در پاسخ اعتراض چهارم بايد گفت : افراد جانى - باصطلاح فاشيسم - مانند عضو فاسد بدناند ، كه اگر آن عضو قطع نشود ديگر اعضاء را نيز فاسد مىكند .
طبيب حاذق اگر غدهء سرطان را جراحى نكند ، به سرعت بيمار را نابود مىنمايد ، پس در بارهء جانيان و قاتلان اسلام حكم قصاص را جارى مىكند ، تا ديگر اعضاء جامعه سلامت باشند .
< شعر > پرتو نيكان نگيرد آن كه بنيادش بد است تربيت نااهل را چون گردكان بر گنبد است < / شعر > و در پاسخ به اشكال پنجم بايد گفت : افراد جانى و تبهكار از زندان و اعمال شاقه نمىترسند ، و پند و اندرز هم در آنها اثر نمىكند ، لذا زندان نه تنها موجب ترس آنها نمىشود ، بلكه ارفاقى در حق آنها بشمار مىرود .
بنا بر اين راه صحيح و منطقى و عادلانه اين است كه با اجراى حدود و قصاص اسلامى جلو متجاوزين به جان و مال و مقررات الهى كه ضامن سعادت انسانهاست را گرفت ، و امنيت فردى و جمعى را بوجود آورد ، تا انسانها بتوانند به رشد مادى و معنوى خود نائل گشته و مجرمين و ناپاكان نيز تنبيه گردند .
كتاب حاضر مشتمل بر كتاب قصاص و حدود و ديات مىباشد ، و در آنها احكام الهى كه مربوط به مجرمين است بيان مىشود ، البته بيشتر مؤلفين كتب فقهى اين كتابها را همراه ساير كتابهاى فقهى ذكر مىكردند ، لكن جمعى از قدماء و متأخرين اين سه كتاب را جداگانه آورده‌اند .
در كتب قدماء بيشتر روايات احكام را ذكر مىكردند ، ولى متأخرين همراه با بيان و استدلال اين كتابها را نوشته‌اند ، و بهتر است اين نوع كتابها را به نام احكام حدود شرعى بناميم مرحوم محقق بزرگوار آية الله شيخ آقا بزرگ

6


تهرانى « ره » تعدادى از كتابهائى كه در اين باره تأليف شده در « الذريعه » ياد مىكند « 1 » .
اين كتاب كه به نام « حدود و ديات » علامهء بزرگوار محمد باقر مجلسى ( 1037 - 1110 ) ه مىباشد ، در نول كشور به سال ( 1262 ) ه چاپ گشته ، ولى نسخ آن در عصر حاضر در دسترس نمىباشد ، و به جهت اهميت مسائل كتاب براى قضات دادگاها و افرادى كه خواهان آشنايى با اين قبيل مسائل هستند « مؤسسه نشر آثار اسلامى » تصميم گرفت با چاپ مرغوب ، و تحقيق شده ، در اختيار علاقمندان بگذارد ، تا دين خود را نسبت به انقلاب اسلامى كه خونبهاى شهداء و ثمرهء كوشش ملت مسلمان ايران به رهبرى مرجع عظيم الشأن ، و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران حضرت آية الله العظمى امام خمينى دام ظله ، مىباشد اداء كرده باشد .
اين مؤسسه با همكارى جمعى از فضلاء حوزهء علميه قم به منظور نشر آثار و كتابهاى علماى اسلامى تأسيس شده است ، و تا كنون رسالهء ارث مرحوم گنجوى را نشر و در اختيار دوست داران احكام و معارف اسلامى قرار داده است .


تهرانى « ره » تعدادى از كتابهائى كه در اين باره تأليف شده در « الذريعه » ياد مىكند « 1 » .
اين كتاب كه به نام « حدود و ديات » علامهء بزرگوار محمد باقر مجلسى ( 1037 - 1110 ) ه مىباشد ، در نول كشور به سال ( 1262 ) ه چاپ گشته ، ولى نسخ آن در عصر حاضر در دسترس نمىباشد ، و به جهت اهميت مسائل كتاب براى قضات دادگاها و افرادى كه خواهان آشنايى با اين قبيل مسائل هستند « مؤسسه نشر آثار اسلامى » تصميم گرفت با چاپ مرغوب ، و تحقيق شده ، در اختيار علاقمندان بگذارد ، تا دين خود را نسبت به انقلاب اسلامى كه خونبهاى شهداء و ثمرهء كوشش ملت مسلمان ايران به رهبرى مرجع عظيم الشأن ، و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران حضرت آية الله العظمى امام خمينى دام ظله ، مىباشد اداء كرده باشد .
اين مؤسسه با همكارى جمعى از فضلاء حوزهء علميه قم به منظور نشر آثار و كتابهاى علماى اسلامى تأسيس شده است ، و تا كنون رسالهء ارث مرحوم گنجوى را نشر و در اختيار دوست داران احكام و معارف اسلامى قرار داده است .

--------------------------------------------------------------------------

« 1 » الذريعه 6 : 296 - 298 .

« 1 » الذريعه 6 : 296 - 298 .

7


< صفحة فارغة >
صفحة بيضاء
< / صفحة فارغة >


< صفحة فارغة > صفحة بيضاء < / صفحة فارغة >

8



بسم الله الرحمن الرحيم الحمد للَّه الذي شرع الدّيات و القصاص و الحدود ، لرفع الفساد من بين العباد ، و نظام عالم الوجود ، و الصلاة على خير من ضرع « 1 » لشرعه الحدود ، محمد و اهل بيته خلفاء المعبود ، و شفعاء يوم الورود .
و بعد : احقر عباد محمد باقر بن محمد تقى عفى الله عن جرائمهما ، بر الواح ارواح زكيّه ، و دفاتر خواطر عليّه ، ناظمان حل و عقد امور عباد ، و سالكان مناهج خير و سداد ، ببنان بيان ، و اقلام اعلام بنگارد ، كه چون حق تعالى نوع بشر را مدنى بالطبع ، و محتاج به يك ديگر آفريده ، و غالبا معاملات و معاشرات سبب حدوث مشاجرات و منازعات مىشود ، و منتهى بقتل نفوس و نهب اموال ، و حدوث جراحات مىگردد .
و ايضا نفوس اكثر ايشان مائل است به متابعت لذّات ، و تحصيل مشتهيات ، و اگر زاجرى و مانعى نباشد ، در عرض و اموال يك ديگر تصرف مىنمايند ، و منتهى بانواع فساد مىگردد .


بسم الله الرحمن الرحيم الحمد للَّه الذي شرع الدّيات و القصاص و الحدود ، لرفع الفساد من بين العباد ، و نظام عالم الوجود ، و الصلاة على خير من ضرع « 1 » لشرعه الحدود ، محمد و اهل بيته خلفاء المعبود ، و شفعاء يوم الورود .
و بعد : احقر عباد محمد باقر بن محمد تقى عفى الله عن جرائمهما ، بر الواح ارواح زكيّه ، و دفاتر خواطر عليّه ، ناظمان حل و عقد امور عباد ، و سالكان مناهج خير و سداد ، ببنان بيان ، و اقلام اعلام بنگارد ، كه چون حق تعالى نوع بشر را مدنى بالطبع ، و محتاج به يك ديگر آفريده ، و غالبا معاملات و معاشرات سبب حدوث مشاجرات و منازعات مىشود ، و منتهى بقتل نفوس و نهب اموال ، و حدوث جراحات مىگردد .
و ايضا نفوس اكثر ايشان مائل است به متابعت لذّات ، و تحصيل مشتهيات ، و اگر زاجرى و مانعى نباشد ، در عرض و اموال يك ديگر تصرف مىنمايند ، و منتهى بانواع فساد مىگردد .

--------------------------------------------------------------------------

« 1 » ضرع : خضع و تذلل ، مقصود آماده ساختن مردم براى پذيرفتن احكام شرع مىباشد .

« 1 » ضرع : خضع و تذلل ، مقصود آماده ساختن مردم براى پذيرفتن احكام شرع مىباشد .

9


و لهذا جناب مقدّس ايزدى تعالى شأنه در شريعت مقدسهء نبوى صلى الله عليه و آله براى انتظام امور عباد ، و دفع فتنه و فساد ، از قطَّان « 1 » به وادى و بلاد ، احكام حدود و قصاص و ديات مقرر فرمود ، كه زاجر نفوس شريره از ارتكاب فتنه و فساد ، و داعى ايشان به سلوك طريق صلاح و سداد بوده باشد .
و چون اكثر احكام مباحث مذكوره از جملهء غوامض مسائل فقه است ، و در غالب آنها اختلاف بسيار ميان فقهاء رضوان الله عليهم است ، لهذا فقير بامر من يجب امتثال امره « 2 » متع الله المسلمين ببقائه ، احكام مزبوره را در اين رساله بلغت فارسى ايراد مىنمايم ، كه نفعش اعم ، و فايده اش اتم بوده باشد .
و پنج چيز است كه در شريعت جميع پيغمبران حفظ آنها لازم و متحتم بوده : اول دين ، دوم نفس ، سيّم مال ، چهارم نسب ، پنجم عقل .
و حفظ دين به اقامهء عبادات است ، و كشتن كافران و مرتدّان « 3 » و جارى گردانيدن حدود و تعزيرات « 4 » بر جمعى كه اينها را سبك شمارد ، و حفظ نفس به قصاص كردن و ديه گرفتن است ، چنانچه حق تعالى فرموده است * ( « وَلَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الأَلْبابِ » ) * « 5 » يعنى از براى شما در قصاص كردن زندگى هست اى صاحبان عقول ، زيرا كه اگر كشنده را بعوض مقتول نكشند ، و جراحت كننده را بعوض جراحت نكنند ، يا ديه نگيرند كشتن و فساد در عالم بسيار مىشود . و حفظ نسب به نكاح و ملك يمين از كنيزان ، و منع از زنا و لواط و امثال آنها كردن ، و حد مرتكب آنها جارى گردانيدن است .


و لهذا جناب مقدّس ايزدى تعالى شأنه در شريعت مقدسهء نبوى صلى الله عليه و آله براى انتظام امور عباد ، و دفع فتنه و فساد ، از قطَّان « 1 » به وادى و بلاد ، احكام حدود و قصاص و ديات مقرر فرمود ، كه زاجر نفوس شريره از ارتكاب فتنه و فساد ، و داعى ايشان به سلوك طريق صلاح و سداد بوده باشد .
و چون اكثر احكام مباحث مذكوره از جملهء غوامض مسائل فقه است ، و در غالب آنها اختلاف بسيار ميان فقهاء رضوان الله عليهم است ، لهذا فقير بامر من يجب امتثال امره « 2 » متع الله المسلمين ببقائه ، احكام مزبوره را در اين رساله بلغت فارسى ايراد مىنمايم ، كه نفعش اعم ، و فايده اش اتم بوده باشد .
و پنج چيز است كه در شريعت جميع پيغمبران حفظ آنها لازم و متحتم بوده : اول دين ، دوم نفس ، سيّم مال ، چهارم نسب ، پنجم عقل .
و حفظ دين به اقامهء عبادات است ، و كشتن كافران و مرتدّان « 3 » و جارى گردانيدن حدود و تعزيرات « 4 » بر جمعى كه اينها را سبك شمارد ، و حفظ نفس به قصاص كردن و ديه گرفتن است ، چنانچه حق تعالى فرموده است * ( « وَلَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الأَلْبابِ » ) * « 5 » يعنى از براى شما در قصاص كردن زندگى هست اى صاحبان عقول ، زيرا كه اگر كشنده را بعوض مقتول نكشند ، و جراحت كننده را بعوض جراحت نكنند ، يا ديه نگيرند كشتن و فساد در عالم بسيار مىشود . و حفظ نسب به نكاح و ملك يمين از كنيزان ، و منع از زنا و لواط و امثال آنها كردن ، و حد مرتكب آنها جارى گردانيدن است .

--------------------------------------------------------------------------

« 1 » قطَّان : جمع قاطن است ، و قاطن بمعنى مقيم است .
« 2 » مراد شاه سلطان حسين صفوى است ، و نام او در مقدمه نسخه شماره ( 3631 ) خطى كتابخانه آية اللَّه مرعشى نجفى در قم برده شده .
« 3 » مرتد ، كسى است كه بعد از مسلمان بودن كافر شود ، بطور مفصل مورد بحث قرار مىگيرد در مسائل آينده .
« 4 » تعزير در لغت بمعنى تأديب است ، و بحسب شرع عقوبت يا اهانتى كه به مستحق آن جارى مىشود .
« 5 » سورهء بقرة ( 2 ) : 179 .

« 1 » قطَّان : جمع قاطن است ، و قاطن بمعنى مقيم است . « 2 » مراد شاه سلطان حسين صفوى است ، و نام او در مقدمه نسخه شماره ( 3631 ) خطى كتابخانه آية اللَّه مرعشى نجفى در قم برده شده . « 3 » مرتد ، كسى است كه بعد از مسلمان بودن كافر شود ، بطور مفصل مورد بحث قرار مىگيرد در مسائل آينده . « 4 » تعزير در لغت بمعنى تأديب است ، و بحسب شرع عقوبت يا اهانتى كه به مستحق آن جارى مىشود . « 5 » سورهء بقرة ( 2 ) : 179 .

10

لا يتم تسجيل الدخول!