إسم الكتاب : رسالة النصوص ( عدد الصفحات : 121)


رسالة النصوص
تأليف
محمد بن اسحق قونوي
با تعليقات آقا ميرزا هاشم اشكورى
باهتمام
سيد جلال الدين آشتيانى
ستاد انقلاب فرهنگى
مركز نشر دانشگاهى


رسالة النصوص تأليف محمد بن اسحق قونوي با تعليقات آقا ميرزا هاشم اشكورى باهتمام سيد جلال الدين آشتيانى ستاد انقلاب فرهنگى مركز نشر دانشگاهى

تعريف الكتاب 1


رسالة النصوص
تأليف : محمد بن اسحق قونوي
بتصحيح : سيد جلال الدين آشتيانى
تهران : 1362
حروفچينى وچاپ وانتشارات دانشگاه مشهد
صحافي : چاپخانه مجتمع دانشگاهى أدبيات وعلوم انسانى
بهاء : 350 ريال
حق چاپ براى مركز نشر دانشگاهى محفوظ است


رسالة النصوص تأليف : محمد بن اسحق قونوي بتصحيح : سيد جلال الدين آشتيانى تهران : 1362 حروفچينى وچاپ وانتشارات دانشگاه مشهد صحافي : چاپخانه مجتمع دانشگاهى أدبيات وعلوم انسانى بهاء : 350 ريال حق چاپ براى مركز نشر دانشگاهى محفوظ است

تعريف الكتاب 2


< صفحة فارغة > نقل فهرس الموضوعات < / صفحة فارغة >


< صفحة فارغة > نقل فهرس الموضوعات < / صفحة فارغة >

تعريف الكتاب 3


< صفحة فارغة >
صفحة بيضاء
< / صفحة فارغة >


< صفحة فارغة > صفحة بيضاء < / صفحة فارغة >

تعريف الكتاب 4


بسم الله الرحمن الرحيم

پيش گفتار
صدر الدين محمد بن إسحاق قونوى يا قونيوى ( 607 - 673 ) ملقب به شيخ كبير ، مهمترين شاگرد محيى الدين ابن عربى وشارح كلام وجانشين اوست . وى جامع جميع معارف ظاهري وباطني وأستاذ علوم عقلي ونقلي بود ودر تعليم عرفان نظري وتنظيم مباحث وطرح مسايل مكتب ابن عربى بي نظير بود ، به طورى كه عبد الرحمن جامى در نفحات الانس ( 1 ) مىنويسد كه فهم مقصود محيى الدين « در مسأله وحدت وجود بر وجهي كه مطابق عقل وشرع باشد جز به تتبع تحقيقات وى » ميسر نيست . در واقع نخستين كسى كه عرفان ابن عربى را به طورى جديد بيان كرد تا مقصود ومراد محيى الدين بهتر فهميده شود قونوى بود .
صدر الدين قونوى عامل اصلى اشاعهء آراء ونظريات محيى الدين بود . مشايخ بزرگى كه هر يك سعى كردند كتابهايى در شرح وبيان آراء محيى الدين بنويسند ، از قبيل مؤيّد الدين جندي شارح فصوص الحكم ، سعد الدين فرغانى نويسندهء


بسم الله الرحمن الرحيم پيش گفتار صدر الدين محمد بن إسحاق قونوى يا قونيوى ( 607 - 673 ) ملقب به شيخ كبير ، مهمترين شاگرد محيى الدين ابن عربى وشارح كلام وجانشين اوست . وى جامع جميع معارف ظاهري وباطني وأستاذ علوم عقلي ونقلي بود ودر تعليم عرفان نظري وتنظيم مباحث وطرح مسايل مكتب ابن عربى بي نظير بود ، به طورى كه عبد الرحمن جامى در نفحات الانس ( 1 ) مىنويسد كه فهم مقصود محيى الدين « در مسأله وحدت وجود بر وجهي كه مطابق عقل وشرع باشد جز به تتبع تحقيقات وى » ميسر نيست . در واقع نخستين كسى كه عرفان ابن عربى را به طورى جديد بيان كرد تا مقصود ومراد محيى الدين بهتر فهميده شود قونوى بود .
صدر الدين قونوى عامل اصلى اشاعهء آراء ونظريات محيى الدين بود . مشايخ بزرگى كه هر يك سعى كردند كتابهايى در شرح وبيان آراء محيى الدين بنويسند ، از قبيل مؤيّد الدين جندي شارح فصوص الحكم ، سعد الدين فرغانى نويسندهء

--------------------------------------------------------------------------

( 1 ) . عبد الرحمن جامى . نفحات الانس به تصحيح مهدى توحيدىپور ، تهران ، 1337 . ص 556 .

( 1 ) . عبد الرحمن جامى . نفحات الانس به تصحيح مهدى توحيدىپور ، تهران ، 1337 . ص 556 .

1


مشارق الدراري ، وفخر الدين عراقي از جملهء شاگردان وتربيت شدگان مكتب أو بودند . وى تصنيفات متعددى نيز به عربى وفارسي از خود به جا گذاشت كه تعداد آنها را تا 39 عنوان ذكر كرده اند ( 1 ) . تفسير الفاتحة ( حيدرآباد ، 1368 ه . ق . ) مفتاح الغيب ( 2 ) ( تهران ، 1323 ه ق . ) النفحات الاهية ( تهران ، 316 ه ق . ) الفكوك ( تهران ، 1315 ) والنصوص از جمله آثار عربى اوست كه به طبع رسيده است . از آثار فارسي منسوب به أو نيز دو رسالة تا كنون شناخته وچاپ ومنتشر شده است ، يكى به نام مطالع ايمان ( در نشريهء جاويدان خرد ، سال 4 ، شماره 1 ، 1357 ه . ش ) وديگرى تبصرة المبتدي وتذكرة المنتهى ( 3 ) ( تهران ، 1360 ) .
رسالة النصوص ( يا چنانكه مصنف خود در پايان رسالة ياد كرده است . النصوص مفتاح مفاتيح الفصوص ) يكى از آثار عربى قونيوى است كه مانند مفتاح الغيب به بيان عرفان نظري در مكتب محيى الدين مىپردازد . اين اثر مشتمل بر يك ديباچه در حمد خدا وصلوات بر رسول وبيست ويك فصل كوتاه يا نصّ است وبا بحث دربارهء حق تعالى از حيث اطلاق ذاتي أو وعدم شناخت أو در اين مرتبه وعدم صحت انتساب هر گونه نسبتي به أو ، حتى نسبت وحدت ووجوب ومبدئيت واقتضاء ايجاد يا صدور اثر ، آغاز مىشود ومسائلي چون أسماء وصفات واحكام إلهية وانتساب آنها به حق از حيث تعيّنات ، واشتمال تعيّن اوّل بر أسماء ذاتي ، ومغايرت أسماء با يك ديگر وضديّت واتحاد بعضي با بعضي ديگر ، ومسأله علم وغيره ادامه مىيابد .


مشارق الدراري ، وفخر الدين عراقي از جملهء شاگردان وتربيت شدگان مكتب أو بودند . وى تصنيفات متعددى نيز به عربى وفارسي از خود به جا گذاشت كه تعداد آنها را تا 39 عنوان ذكر كرده اند ( 1 ) . تفسير الفاتحة ( حيدرآباد ، 1368 ه . ق . ) مفتاح الغيب ( 2 ) ( تهران ، 1323 ه ق . ) النفحات الاهية ( تهران ، 316 ه ق . ) الفكوك ( تهران ، 1315 ) والنصوص از جمله آثار عربى اوست كه به طبع رسيده است . از آثار فارسي منسوب به أو نيز دو رسالة تا كنون شناخته وچاپ ومنتشر شده است ، يكى به نام مطالع ايمان ( در نشريهء جاويدان خرد ، سال 4 ، شماره 1 ، 1357 ه . ش ) وديگرى تبصرة المبتدي وتذكرة المنتهى ( 3 ) ( تهران ، 1360 ) .
رسالة النصوص ( يا چنانكه مصنف خود در پايان رسالة ياد كرده است . النصوص مفتاح مفاتيح الفصوص ) يكى از آثار عربى قونيوى است كه مانند مفتاح الغيب به بيان عرفان نظري در مكتب محيى الدين مىپردازد . اين اثر مشتمل بر يك ديباچه در حمد خدا وصلوات بر رسول وبيست ويك فصل كوتاه يا نصّ است وبا بحث دربارهء حق تعالى از حيث اطلاق ذاتي أو وعدم شناخت أو در اين مرتبه وعدم صحت انتساب هر گونه نسبتي به أو ، حتى نسبت وحدت ووجوب ومبدئيت واقتضاء ايجاد يا صدور اثر ، آغاز مىشود ومسائلي چون أسماء وصفات واحكام إلهية وانتساب آنها به حق از حيث تعيّنات ، واشتمال تعيّن اوّل بر أسماء ذاتي ، ومغايرت أسماء با يك ديگر وضديّت واتحاد بعضي با بعضي ديگر ، ومسأله علم وغيره ادامه مىيابد .

--------------------------------------------------------------------------

( 1 ) . در مورد تعداد دقيق آثار قونوى هنوز تحقيقات كافى به عمل نيامده است . بروكلمان در تاريخ أدبيات عرب تعداد 32 اثر را نام برده ، واستفان روسپولى ) S . Rspoli ( در رسالهء دكتراى خود تحت عنوان La Clef Du monde suprasensible اثر را ذكر كرده است ، ولى ويليام چيتيك معتقد است جمع آثاري كه به يقين مىتوان به قونوى نسبت داد از 25 اثر تجاوز نمىكند . دكتر چيتيك خود مجموعا پانزده كتاب ورسالهء عربى وفارسي را نام مىبرد ( رك . مقدمه ويليام چيتيك به « ترجمهء انگليسى وصيت نامهء صدر الدين قونيوى » ، در جاويدان خرد ، سال 4 ، شماره 1 ، صص 50 - 47 ) .
( 2 ) اين كتاب همراه با شرح محمد بن حمزهء فنارى به نام مصباح الانس يكى از كتابهاى مهم درسى در عرفان نظري بوده است . أستاذ جلال الدين آشتيانى در وصف مفتاح مىنويسد « اين كتاب بهترين كتاب در عرفان علمي است ومشحون از تحقيقات وتدقيقات است . آخر كتاب مفتاح الغيب در خواص انسان كامل مطالبى در بر دارد كه بعد از أئمة أطهار ( ع ) احدى در معارف حقّه بدان متانت سخن نگفته است . » ( شرح مقدمهء قيصرى ، مشهد 1344 ، ص 337 . )
( 3 ) براي توضيح در باره كيفيت چاپ آثار فارسي قونيوى بخصوص رسالهء تبصرة المبتدي ، رجوع كنيد به نقد اين جانب در نشر دانش سال دوم ، شمارهء 5 ، مرداد - شهريور 1361 . ص 6 - 55 .

( 1 ) . در مورد تعداد دقيق آثار قونوى هنوز تحقيقات كافى به عمل نيامده است . بروكلمان در تاريخ أدبيات عرب تعداد 32 اثر را نام برده ، واستفان روسپولى ) S . Rspoli ( در رسالهء دكتراى خود تحت عنوان La Clef Du monde suprasensible اثر را ذكر كرده است ، ولى ويليام چيتيك معتقد است جمع آثاري كه به يقين مىتوان به قونوى نسبت داد از 25 اثر تجاوز نمىكند . دكتر چيتيك خود مجموعا پانزده كتاب ورسالهء عربى وفارسي را نام مىبرد ( رك . مقدمه ويليام چيتيك به « ترجمهء انگليسى وصيت نامهء صدر الدين قونيوى » ، در جاويدان خرد ، سال 4 ، شماره 1 ، صص 50 - 47 ) . ( 2 ) اين كتاب همراه با شرح محمد بن حمزهء فنارى به نام مصباح الانس يكى از كتابهاى مهم درسى در عرفان نظري بوده است . أستاذ جلال الدين آشتيانى در وصف مفتاح مىنويسد « اين كتاب بهترين كتاب در عرفان علمي است ومشحون از تحقيقات وتدقيقات است . آخر كتاب مفتاح الغيب در خواص انسان كامل مطالبى در بر دارد كه بعد از أئمة أطهار ( ع ) احدى در معارف حقّه بدان متانت سخن نگفته است . » ( شرح مقدمهء قيصرى ، مشهد 1344 ، ص 337 . ) ( 3 ) براي توضيح در باره كيفيت چاپ آثار فارسي قونيوى بخصوص رسالهء تبصرة المبتدي ، رجوع كنيد به نقد اين جانب در نشر دانش سال دوم ، شمارهء 5 ، مرداد - شهريور 1361 . ص 6 - 55 .

2


رسالهء نصوص يك بار همراه تمهيد القواعد ابن تركهء أصفهاني به سال 1316 ه - ق . وبار ديگر همراه شرح منازل السائرين عبد الرزاق كاشاني وفكوك قونيوى در 1315 ه - . ق ( چاپ دوم ، 1354 ه . ش ) در تهران . به طبع رسيده است . چاپ حاضر را أستاذ آشتيانى از روى اين دو نسخه چاپى ونسخه اى خطى متعلق به مرحوم ميرزا احمد آشتيانى تصحيح كرده است .
در زير نويس صفحات متن ، حواشي مرحوم ميرزا هاشم اشكورى ( متوفى 1332 ) از استادان به نام عرفان نظري در عصر حاضر وشاگرد آقا محمد رضا قمشه اى - رضوان الله عليهم - به چاپ رسيده است . اين زير نويسها قبلا هم در چاپ 1316 نصوص ( همراه با تمهيد القواعد ) چاپ شده بود . علاوة بر اين ، تتمه اى بر اين حواشي از صفحهء 91 تا 108 به طبع رسيده وبه دنبال آن تعليقهء ديگرى است از مرحوم اشكورى كه از روى نسخهء منحصر به فردى كه به خط ميرزا على أكبر طباطبائى نوشته شده است تهيه وپس از اصلاح غلطهاى آن به چاپ رسيده است .
مقدمات چاپ كتاب حاضر در سال 1354 در چاپخانهء دانشگاه مشهد فرآهم شده وحتى متن وحواشي تا صفحه 112 به طبع رسيده بود ، ولى متأسفانه چاپ تتمهء كتاب ونشر آن به تعويق افتاده بود . مركز نشر دانشگاهى براي حفظ واحياء اين اثر باقي كار را در سال گذشته به عهده گرفت . علاوة بر چاپ صفحات پايانى ، فهرست اعلامى به انتها وفهرست مطالبى به ابتداى آن افزود وغلط نامه اى نيز براي آن تهيه كرد .
بديهي است كه اين چاپ يك تصحيح انتقادى نيست وبيشتر مبتنى است بر نسخه هاى چاپى اين اثر كه با نظر جناب آشتيانى كه از استادان مسلم عرفان است تصحيح شده است . براي تهيه چاپ انتقادى بايد به نسخه هاى خطى معتبرى دسترسى پيدا كرد .
حق اين بود كه مصحح محترم خود مقدمه اى بر اين اثر مىنوشتند وتوضيحاتى دربارهء اهميت رسالة وتعليقات آن وروش خود در تصحيح مىدادند ، ولى متأسفانه به علت كسالت موفق به اين كار نشدند . اميدواريم كه خداى تعالى صحت وسلامت كامل را به ايشان بازگرداند تا بتوانند به فعاليّت خود در احياء متون اسلامى ادامه دهند .
نصر الله پورجوادى
26 فرودين 1362
< / لغة النص = فارسي >


رسالهء نصوص يك بار همراه تمهيد القواعد ابن تركهء أصفهاني به سال 1316 ه - ق . وبار ديگر همراه شرح منازل السائرين عبد الرزاق كاشاني وفكوك قونيوى در 1315 ه - . ق ( چاپ دوم ، 1354 ه . ش ) در تهران . به طبع رسيده است . چاپ حاضر را أستاذ آشتيانى از روى اين دو نسخه چاپى ونسخه اى خطى متعلق به مرحوم ميرزا احمد آشتيانى تصحيح كرده است .
در زير نويس صفحات متن ، حواشي مرحوم ميرزا هاشم اشكورى ( متوفى 1332 ) از استادان به نام عرفان نظري در عصر حاضر وشاگرد آقا محمد رضا قمشه اى - رضوان الله عليهم - به چاپ رسيده است . اين زير نويسها قبلا هم در چاپ 1316 نصوص ( همراه با تمهيد القواعد ) چاپ شده بود . علاوة بر اين ، تتمه اى بر اين حواشي از صفحهء 91 تا 108 به طبع رسيده وبه دنبال آن تعليقهء ديگرى است از مرحوم اشكورى كه از روى نسخهء منحصر به فردى كه به خط ميرزا على أكبر طباطبائى نوشته شده است تهيه وپس از اصلاح غلطهاى آن به چاپ رسيده است .
مقدمات چاپ كتاب حاضر در سال 1354 در چاپخانهء دانشگاه مشهد فرآهم شده وحتى متن وحواشي تا صفحه 112 به طبع رسيده بود ، ولى متأسفانه چاپ تتمهء كتاب ونشر آن به تعويق افتاده بود . مركز نشر دانشگاهى براي حفظ واحياء اين اثر باقي كار را در سال گذشته به عهده گرفت . علاوة بر چاپ صفحات پايانى ، فهرست اعلامى به انتها وفهرست مطالبى به ابتداى آن افزود وغلط نامه اى نيز براي آن تهيه كرد .
بديهي است كه اين چاپ يك تصحيح انتقادى نيست وبيشتر مبتنى است بر نسخه هاى چاپى اين اثر كه با نظر جناب آشتيانى كه از استادان مسلم عرفان است تصحيح شده است . براي تهيه چاپ انتقادى بايد به نسخه هاى خطى معتبرى دسترسى پيدا كرد .
حق اين بود كه مصحح محترم خود مقدمه اى بر اين اثر مىنوشتند وتوضيحاتى دربارهء اهميت رسالة وتعليقات آن وروش خود در تصحيح مىدادند ، ولى متأسفانه به علت كسالت موفق به اين كار نشدند . اميدواريم كه خداى تعالى صحت وسلامت كامل را به ايشان بازگرداند تا بتوانند به فعاليّت خود در احياء متون اسلامى ادامه دهند .
نصر الله پورجوادى 26 فرودين 1362 < / لغة النص = فارسي >

3


< صفحة فارغة >
صفحة بيضاء
< / صفحة فارغة >
< لغة النص = عربي >


< صفحة فارغة > صفحة بيضاء < / صفحة فارغة > < لغة النص = عربي >

4



بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله الذي ابان بمستقرّات الهمم مراتب علم اليقين وعينه وحقّه ( 1 ) ودرجاته ، وأوضح بسكون قلق الطَّالبين حال الوصول إلى منتهى شأو نفوسهم تفاوت درجاتهم في منازل معرفته سبحانه وتقريباته ، وميّز خاصّته من بين الخلق بان لم يجعل لهم غاية سوى ذاته من جميع عوالمه وحضرات أسمائه وصفاته ، بل جعل منتهى مدى هممهم اشرف متعلَّقات علمه الذاتي وأعلى مراداته ، حتى صار نهاية مرادهم وغاية مرماهم ما يريده بذاته لذاته ومن جهة أعلى حيثيّات شؤونه الاصليّة الأول وارفع تعيناته فهو سبحانه عين علمهم اليقيني وعينه وحقّه ، في ساير مراتب علمه الذاتي المتعلق به أولا ثم بمعلوماته ( 2 ) مع استهلاكهم فيه من حيث هم وبقاء حكمهم وسرايته في جميع موجوداته وحضراته . وصلى الله على المتحقّق به من حيثيّة الشهود الأكمل ، والعلم الأتم ، الأشرف الأشمل مع


بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله الذي ابان بمستقرّات الهمم مراتب علم اليقين وعينه وحقّه ( 1 ) ودرجاته ، وأوضح بسكون قلق الطَّالبين حال الوصول إلى منتهى شأو نفوسهم تفاوت درجاتهم في منازل معرفته سبحانه وتقريباته ، وميّز خاصّته من بين الخلق بان لم يجعل لهم غاية سوى ذاته من جميع عوالمه وحضرات أسمائه وصفاته ، بل جعل منتهى مدى هممهم اشرف متعلَّقات علمه الذاتي وأعلى مراداته ، حتى صار نهاية مرادهم وغاية مرماهم ما يريده بذاته لذاته ومن جهة أعلى حيثيّات شؤونه الاصليّة الأول وارفع تعيناته فهو سبحانه عين علمهم اليقيني وعينه وحقّه ، في ساير مراتب علمه الذاتي المتعلق به أولا ثم بمعلوماته ( 2 ) مع استهلاكهم فيه من حيث هم وبقاء حكمهم وسرايته في جميع موجوداته وحضراته . وصلى الله على المتحقّق به من حيثيّة الشهود الأكمل ، والعلم الأتم ، الأشرف الأشمل مع

--------------------------------------------------------------------------

( 1 ) اى درجات كل من علم اليقين وعينه وحقّه .
( 2 ) معلوماته ( خ ، ل ) .

( 1 ) اى درجات كل من علم اليقين وعينه وحقّه . ( 2 ) معلوماته ( خ ، ل ) .

5


دوام الحضور معه سبحانه في جميع مواطنه وأحواله ومقاماته ومراتبه ونشأته ، سيّدنا محمد صلى الله عليه وآله ، والصفوة من أمّته وإخوانه ، الحائزين ميراثه الاتمّ المشتمل على علومه وأحواله ومقاماته مع تحقّقهم بنتائج حظوظهم ( 1 ) الاختصاصيّة المميّزة ايّاهم عنه التي تميّز بها ( 2 ) خواص الوسائط وثمرات التبعية واحكام الحدّ والروابط ، صلاة مستمرّة الحكم دائمة الاتباع ( 3 ) دوام الزمان من حيث حقيقته الكليّة وصور أحكامها التفصيليّة المعبّر عنها بسنينه وشهوره وايّامه وساعاته .
( 1 )
نصّ شريف هو أول النّصوص الواجب تقديمه
اعلم أن الحق من حيث إطلاقه الذاتي ( 4 ) لا يصحّ ان يحكم عليه يحكم أو يعرف بوصف أو يضاف اليه نسبة ما من وحدة أو وجوب وجود أو مبدئيّة أو اقتضاء ايجاد أو صدور اثر أو تعلَّق علم منه


دوام الحضور معه سبحانه في جميع مواطنه وأحواله ومقاماته ومراتبه ونشأته ، سيّدنا محمد صلى الله عليه وآله ، والصفوة من أمّته وإخوانه ، الحائزين ميراثه الاتمّ المشتمل على علومه وأحواله ومقاماته مع تحقّقهم بنتائج حظوظهم ( 1 ) الاختصاصيّة المميّزة ايّاهم عنه التي تميّز بها ( 2 ) خواص الوسائط وثمرات التبعية واحكام الحدّ والروابط ، صلاة مستمرّة الحكم دائمة الاتباع ( 3 ) دوام الزمان من حيث حقيقته الكليّة وصور أحكامها التفصيليّة المعبّر عنها بسنينه وشهوره وايّامه وساعاته .
( 1 ) نصّ شريف هو أول النّصوص الواجب تقديمه اعلم أن الحق من حيث إطلاقه الذاتي ( 4 ) لا يصحّ ان يحكم عليه يحكم أو يعرف بوصف أو يضاف اليه نسبة ما من وحدة أو وجوب وجود أو مبدئيّة أو اقتضاء ايجاد أو صدور اثر أو تعلَّق علم منه

--------------------------------------------------------------------------

( 1 ) اى صفاتهم وأحوالهم .
( 2 ) اى تميّز بالنتائج الاختصاصيّة من الصّفات والأحوال بين احكام الروابط في القوّة والضّعف والتقدّم والتأخّر مقاما .
( 3 ) الإيناع ، الإيقاع ( خ ) .
( 4 ) اى المأخوذ لا بشرط ، اى لاعتبار كونه وجودا فحسب ، اى من غير اعتبار التّجريد والتخليط . فالمراد بالإطلاق الذاتي هو ما لا يعتبر فيه قيد ، لا ما قيّد بالإطلاق ، وهو المأخوذ بشرط ، اى التجريد عن القيود ، والأول هو المأخوذ لا بشرط ( ه ش ) .

( 1 ) اى صفاتهم وأحوالهم . ( 2 ) اى تميّز بالنتائج الاختصاصيّة من الصّفات والأحوال بين احكام الروابط في القوّة والضّعف والتقدّم والتأخّر مقاما . ( 3 ) الإيناع ، الإيقاع ( خ ) . ( 4 ) اى المأخوذ لا بشرط ، اى لاعتبار كونه وجودا فحسب ، اى من غير اعتبار التّجريد والتخليط . فالمراد بالإطلاق الذاتي هو ما لا يعتبر فيه قيد ، لا ما قيّد بالإطلاق ، وهو المأخوذ بشرط ، اى التجريد عن القيود ، والأول هو المأخوذ لا بشرط ( ه ش ) .

6

لا يتم تسجيل الدخول!