إسم الكتاب : منازل السائرين ( عدد الصفحات : 144)


بسم اللّه الرحمن الرحيم


بسم اللّه الرحمن الرحيم

1


هوية الكتاب
اسم الكتاب : منازل السائرين
تأليف : عبد الله الأنصاري
اعداد و تقديم : على الشيرواني
المطبعة : قدس - قم
التاريخ : الأولى ، 1417 ه‍
الكمية : 3000
الناشر : مؤسسة دار العلم
الصف والاخراج : مؤسسة السجّاد


هوية الكتاب اسم الكتاب : منازل السائرين تأليف : عبد الله الأنصاري اعداد و تقديم : على الشيرواني المطبعة : قدس - قم التاريخ : الأولى ، 1417 ه‍ الكمية : 3000 الناشر : مؤسسة دار العلم الصف والاخراج : مؤسسة السجّاد

2


سلسلة
التمهيد في العلوم الاسلامية
منازل السائرين
العارف الكامل عبد الله الأنصاري
اعداد وتقديم
على الشيرواني


سلسلة التمهيد في العلوم الاسلامية منازل السائرين العارف الكامل عبد الله الأنصاري اعداد وتقديم على الشيرواني

3


< صفحة فارغة >
صفحة بيضاء
< / صفحة فارغة >


< صفحة فارغة > صفحة بيضاء < / صفحة فارغة >

4


< صفحة فارغة > [ التحقيق ] < / صفحة فارغة >
بسم الله الرحمن الرحيم
« منزل » در اصطلاح عرفان وكتب عرفا
انسان براي رسيدن به معرفت حقيقي وشهود حقيقت آن گونه كه هست ، بايد منازل ومقاماتى را طي كند ، وبدون عبور از آن منازل دستيابى به معرفت حقيقي ناممكن است . منزل ومقام در اصطلاح عرفان اسلامى معنايى نزديك به هم دارند وتفاوتشان در واقع به اعتبار است . اگر به سلوك سالك نظر شود واينكه أو در حال سفر وگذر وسير است ، حال ووضع وشرايط ومرتبهء أو منزل خوانده مىشود ، واگر به درنگ ومكث أو در آن مرتبه نظر شود ، به آن مقام گفته مىشود .
عبد الرزاق كاشاني در اصطلاحات الصوفية مىنويسد : « مقام عبارت است از استيفا ودريافت تمام حقوق مراسم . چون تا بنده حقوق آن چه را در منازل است به طور كامل دريافت نكند ، ترقى و


< صفحة فارغة > [ التحقيق ] < / صفحة فارغة > بسم الله الرحمن الرحيم « منزل » در اصطلاح عرفان وكتب عرفا انسان براي رسيدن به معرفت حقيقي وشهود حقيقت آن گونه كه هست ، بايد منازل ومقاماتى را طي كند ، وبدون عبور از آن منازل دستيابى به معرفت حقيقي ناممكن است . منزل ومقام در اصطلاح عرفان اسلامى معنايى نزديك به هم دارند وتفاوتشان در واقع به اعتبار است . اگر به سلوك سالك نظر شود واينكه أو در حال سفر وگذر وسير است ، حال ووضع وشرايط ومرتبهء أو منزل خوانده مىشود ، واگر به درنگ ومكث أو در آن مرتبه نظر شود ، به آن مقام گفته مىشود .
عبد الرزاق كاشاني در اصطلاحات الصوفية مىنويسد : « مقام عبارت است از استيفا ودريافت تمام حقوق مراسم . چون تا بنده حقوق آن چه را در منازل است به طور كامل دريافت نكند ، ترقى و

5


رفتن به مقام ومنزل بالاتر برايش درست نمىشود ، همچنان كه تا هر كس به قناعت متحقق نشود ، وقناعت در أو ملكه نگردد ، برايش توكل درست نشده [ وترقى به آن مقام برايش محال است . ] وهر كس تا متحقق به حقوق توكل نشود تسليم برايش درست نمىشود ، وهمينطور در تمامى مراسم ومنازل ومقامات . » « 1 »

وقشيرى در رسالهء معروف خود مىنويسد : « مقام آن بود كه بنده به منازلت متحقق گردد بدو ، به لونى از طلب وجهد وتكلف ، ومقام هر كسى جاى ايستادن أو بود بدان نزديكى وآن چه به رياضت بيابد ، وشرط آن بود كه از اين مقام به ديگر نيارد تا حكم اين مقام تمام به جاى نيارد . » « 2 »
امّا تفاوت مقام ومنزل با حال آن است كه مقام كسبى است وسالك بايد با رياضت ومجاهده مقامي را به دست آورد ودر آن بماند وچون شرطهاى آن را به جاى آورد به مقام ديگر رود ، اما حال وارد غيبى است وحالتي است كه در دل سالك مىافتد ومانند برقى مىگذرد ودوام ندارد .
عز الدين محمود كاشاني در مصباح الهداية ، كه ترجمه‌اى از عوارف المعارف أبو حفص سهروردى است ، مىنويسد : « مراد از حال


رفتن به مقام ومنزل بالاتر برايش درست نمىشود ، همچنان كه تا هر كس به قناعت متحقق نشود ، وقناعت در أو ملكه نگردد ، برايش توكل درست نشده [ وترقى به آن مقام برايش محال است . ] وهر كس تا متحقق به حقوق توكل نشود تسليم برايش درست نمىشود ، وهمينطور در تمامى مراسم ومنازل ومقامات . » « 1 » وقشيرى در رسالهء معروف خود مىنويسد : « مقام آن بود كه بنده به منازلت متحقق گردد بدو ، به لونى از طلب وجهد وتكلف ، ومقام هر كسى جاى ايستادن أو بود بدان نزديكى وآن چه به رياضت بيابد ، وشرط آن بود كه از اين مقام به ديگر نيارد تا حكم اين مقام تمام به جاى نيارد . » « 2 » امّا تفاوت مقام ومنزل با حال آن است كه مقام كسبى است وسالك بايد با رياضت ومجاهده مقامي را به دست آورد ودر آن بماند وچون شرطهاى آن را به جاى آورد به مقام ديگر رود ، اما حال وارد غيبى است وحالتي است كه در دل سالك مىافتد ومانند برقى مىگذرد ودوام ندارد .
عز الدين محمود كاشاني در مصباح الهداية ، كه ترجمه‌اى از عوارف المعارف أبو حفص سهروردى است ، مىنويسد : « مراد از حال

--------------------------------------------------------------------------

« 1 » اصطلاحات الصوفية ، ص 87 - 88 .
« 2 » ترجمهء رسالهء قشيريه ، ص 91 با تصحيح واستدراكات بديع الزمان فروزانفر ، مركز انتشارات علمي وفرهنگى .

« 1 » اصطلاحات الصوفية ، ص 87 - 88 . « 2 » ترجمهء رسالهء قشيريه ، ص 91 با تصحيح واستدراكات بديع الزمان فروزانفر ، مركز انتشارات علمي وفرهنگى .

6


نزديك صوفيان ، واردى است غيبى كه از عالم علوي گاه گاه به دل سالك فرود آيد ودر آمد [ و ] شد بود تا آن گاه كه أو را به كمند جذبهء الهى از مقامي أدنى به أعلى كشد . ومراد از مقام مرتبه‌اى است از مراتب سلوك كه در تحت قدم سالك آيد ومحل استقامت أو گردد وزوال نپذيرد . پس حال كه نسبت به فوق دارد ، در تحت تصرف سالك نيايد ، بلكه وجود سالك محل تصرف أو بود ، ومقام كه نسبت به تحت دارد ، محل تصرف سالك بود ، واز اين جهت صوفيان گفته‌اند :
« الأحوال مواهب والمقامات مكاسب » واختلاف أقوال مشايخ در أحوال ومقامات از اينجاست كه يك چيز را بعضي حال خوانند وبعضى مقام ، چه جمله مقامات در بدايت حال باشند ودر نهايت مقام شوند . » « 1 »
عرفا ومتصوفه مسلمان از دير زمان رساله ها ونوشتارهايى براي بيان اين مقامات ومنازل سامان داده‌اند ، كه تاريخ نخستين مكتوبات در اين باره به قرن سوم هجرى مىرسد . پاره‌اى از اين رساله ها عبارتند از :
1 - مواطن العباد ، نوشتهء محمد بن إبراهيم أبي حمزه ( ف ، 289 ق ) . « 2 »
2 - مقامات القلوب ، نوشتهء أبى الحسين نوري ، ( ف ، 295 ) . « 3 »


نزديك صوفيان ، واردى است غيبى كه از عالم علوي گاه گاه به دل سالك فرود آيد ودر آمد [ و ] شد بود تا آن گاه كه أو را به كمند جذبهء الهى از مقامي أدنى به أعلى كشد . ومراد از مقام مرتبه‌اى است از مراتب سلوك كه در تحت قدم سالك آيد ومحل استقامت أو گردد وزوال نپذيرد . پس حال كه نسبت به فوق دارد ، در تحت تصرف سالك نيايد ، بلكه وجود سالك محل تصرف أو بود ، ومقام كه نسبت به تحت دارد ، محل تصرف سالك بود ، واز اين جهت صوفيان گفته‌اند :
« الأحوال مواهب والمقامات مكاسب » واختلاف أقوال مشايخ در أحوال ومقامات از اينجاست كه يك چيز را بعضي حال خوانند وبعضى مقام ، چه جمله مقامات در بدايت حال باشند ودر نهايت مقام شوند . » « 1 » عرفا ومتصوفه مسلمان از دير زمان رساله ها ونوشتارهايى براي بيان اين مقامات ومنازل سامان داده‌اند ، كه تاريخ نخستين مكتوبات در اين باره به قرن سوم هجرى مىرسد . پاره‌اى از اين رساله ها عبارتند از :
1 - مواطن العباد ، نوشتهء محمد بن إبراهيم أبي حمزه ( ف ، 289 ق ) . « 2 » 2 - مقامات القلوب ، نوشتهء أبى الحسين نوري ، ( ف ، 295 ) . « 3 »

--------------------------------------------------------------------------

« 1 » مصباح الهداية ، ص 125 .
« 2 » فهرست ابن نديم ، فن پنجم از مقالهء پنجم ، ص 237 .
« 3 » سزكين : 1 - 4 ، ص 136 .

« 1 » مصباح الهداية ، ص 125 . « 2 » فهرست ابن نديم ، فن پنجم از مقالهء پنجم ، ص 237 . « 3 » سزكين : 1 - 4 ، ص 136 .

7


3 - منازل العباد وعبادة ، نوشتهء حكيم ترمذى ، ( ف ، حدود 318 ) . « 1 »
4 - المواقف والمخاطبات ، نوشتهء نفرى ، ( ف ، پس از 366 ) .
5 - اللمع ، نوشتهء سراج طوسي ، ( ف ، 386 ) . بخشي از اين كتاب تحت عنوان « كتاب الأحوال والمقامات » در بيان مقامات ومنازل است .
6 - قوة القلوب في معاملة المحبوب ووصف طريق المريد إلى مقام التوحيد ، نوشتهء أبو طالب مكي ، ( ف ، 385 يا 386 ) . چند فصل از اين كتاب به شرح مقامات نفس ومراتب سلوك آن اختصاص دارد .
7 - التعرف لمذهب أهل التصوف ، نوشتهء أبو بكر محمد كلابادى ، ( ف ، 380 ) .
8 - الرسالة القشيرية ، نوشتهء أبى القاسم عبد الكريم قشيرى ، ( ف ، 465 ) . بخش عمده‌اى از اين كتاب اختصاص به شرح مقامات عرفا دارد .
اينها بخشي از نوشتارهايى است كه پيش از كتاب شريف منازل السائرين در بيان وشرح مقامات ومنازل سير وسلوك تأليف شده است ، واز آن جا كه خواجهء أنصارى هيچ كدام از آنها را كامل نيافت ، خود به نگارش رساله‌اى در اين باره پرداخت . نقاط ضعف اين مكتوبات ونيز انگيزهء تأليف اين كتاب را ، شيخ جليل خود در مقدمهء


3 - منازل العباد وعبادة ، نوشتهء حكيم ترمذى ، ( ف ، حدود 318 ) . « 1 » 4 - المواقف والمخاطبات ، نوشتهء نفرى ، ( ف ، پس از 366 ) .
5 - اللمع ، نوشتهء سراج طوسي ، ( ف ، 386 ) . بخشي از اين كتاب تحت عنوان « كتاب الأحوال والمقامات » در بيان مقامات ومنازل است .
6 - قوة القلوب في معاملة المحبوب ووصف طريق المريد إلى مقام التوحيد ، نوشتهء أبو طالب مكي ، ( ف ، 385 يا 386 ) . چند فصل از اين كتاب به شرح مقامات نفس ومراتب سلوك آن اختصاص دارد .
7 - التعرف لمذهب أهل التصوف ، نوشتهء أبو بكر محمد كلابادى ، ( ف ، 380 ) .
8 - الرسالة القشيرية ، نوشتهء أبى القاسم عبد الكريم قشيرى ، ( ف ، 465 ) . بخش عمده‌اى از اين كتاب اختصاص به شرح مقامات عرفا دارد .
اينها بخشي از نوشتارهايى است كه پيش از كتاب شريف منازل السائرين در بيان وشرح مقامات ومنازل سير وسلوك تأليف شده است ، واز آن جا كه خواجهء أنصارى هيچ كدام از آنها را كامل نيافت ، خود به نگارش رساله‌اى در اين باره پرداخت . نقاط ضعف اين مكتوبات ونيز انگيزهء تأليف اين كتاب را ، شيخ جليل خود در مقدمهء

--------------------------------------------------------------------------

« 1 » همان ، ص 148 .

« 1 » همان ، ص 148 .

8


كتاب منازل السائرين آورده است ، ونيازى به تكرار آن نيست . بهتر است پيش از ذكر توضيحاتى دربارهء اين كتاب ، نظري اجمالي بيفكنيم به أحوال وآثار خواجهء أنصارى .
خواجة عبد الله أنصارى
أبو إسماعيل عبد الله أبى منصور محمد الأنصاري الهروي « 1 » ، ملقب به شيخ الإسلام ، صوفي معروف ، در سال 396 ه . ق . « 2 » در هرات متولد شده ونسبش به أبو أيوب أنصارى مىرسد كه از صحابه وصاحب رحل حضرت رسول أكرم صلَّى الله عليه وآله وسلَّم بود ، ويكى از فرزندان أو با أحنف بن قيس ، فاتح خراسان ، به هرات آمده ، آن جا مسكن گزيد . « 3 »
خواجة عبد الله از كودكى أبو أحمد نامگذارى شده بود وذهني بسيار تيز وروشن وحافظه‌اى قوى داشت ، چنانكه در دوران مكتب ، بالبديهة به عربى شعر مىگفت ، وخود گفته است كه شش هزار بيت عربى ياد دارم . أَوائل عمر را به تحصيل علوم پرداخت ، آن گاه براي كسب معلومات بيشتر به حج رفت وچون به هرات بازگشت ، باقي


كتاب منازل السائرين آورده است ، ونيازى به تكرار آن نيست . بهتر است پيش از ذكر توضيحاتى دربارهء اين كتاب ، نظري اجمالي بيفكنيم به أحوال وآثار خواجهء أنصارى .
خواجة عبد الله أنصارى أبو إسماعيل عبد الله أبى منصور محمد الأنصاري الهروي « 1 » ، ملقب به شيخ الإسلام ، صوفي معروف ، در سال 396 ه . ق . « 2 » در هرات متولد شده ونسبش به أبو أيوب أنصارى مىرسد كه از صحابه وصاحب رحل حضرت رسول أكرم صلَّى الله عليه وآله وسلَّم بود ، ويكى از فرزندان أو با أحنف بن قيس ، فاتح خراسان ، به هرات آمده ، آن جا مسكن گزيد . « 3 » خواجة عبد الله از كودكى أبو أحمد نامگذارى شده بود وذهني بسيار تيز وروشن وحافظه‌اى قوى داشت ، چنانكه در دوران مكتب ، بالبديهة به عربى شعر مىگفت ، وخود گفته است كه شش هزار بيت عربى ياد دارم . أَوائل عمر را به تحصيل علوم پرداخت ، آن گاه براي كسب معلومات بيشتر به حج رفت وچون به هرات بازگشت ، باقي

--------------------------------------------------------------------------

« 1 » اين شرح حال را از كتاب مقدمه‌اى بر مباني عرفان وتصوف ، نوشتهء دكتر سيد ضياء الدين سجادى ، بر گرفته‌ام .
« 2 » نفحات الانس ، ص 331 .
« 3 » مجموعه رسائل خواجة عبد اللَّه أنصارى ، تصحيح محمد شيروانى ، انتشارات بنياد فرهنگ إيران ، 1352 ، مقدمه ، ص 11 ونفحات الانس ، ص 331 .

« 1 » اين شرح حال را از كتاب مقدمه‌اى بر مباني عرفان وتصوف ، نوشتهء دكتر سيد ضياء الدين سجادى ، بر گرفته‌ام . « 2 » نفحات الانس ، ص 331 . « 3 » مجموعه رسائل خواجة عبد اللَّه أنصارى ، تصحيح محمد شيروانى ، انتشارات بنياد فرهنگ إيران ، 1352 ، مقدمه ، ص 11 ونفحات الانس ، ص 331 .

9


عمر را آن جا گذرانيد .
أو در طريقت پيرو شيخ أبو الحسن خرقانى بوده ، ومذهب حنبلي داشته وبه آداب شرع پايبند بوده است ، چنانكه در صد ميدان گويد :
« هر چند كه شريعت همه حقيقت است وحقيقت همه شريعت ، وبناى حقيقت بر شريعت است وشريعت بىحقيقت بىكار است وحقيقت بىشريعت بىكار ، وكار كنندگان جز اين دو ، بىكار است » . « 1 »
خواجة عبد الله با آن كه حنبلي مذهب وتا حدى داراى تعصّب بوده ، به خاندان رسالت أرادت مىورزيده است « 2 » ، وغالبا سعى داشته از نزاعها واختلافات اشاعره ومعتزله بر كنار ماند ، اما گاهى بر طريق معتزله مىرفته واشعريان را مىرنجانيده ، همچنين امر به معروف ونهى از منكر مىكرده وبا صوفيه‌اى هم كه جانب شريعت را رعايت نمىكردند ، مخالفت مىكرده وپيروان ومريدان خود را به رعايت آداب شرع وأدار مىنموده است .
گفته‌اند پير هرات هنگامى كه براي مريدان سخن مىگفت وحديث وروايت وتفسير املا مىكرد ، عادت داشت كه آن سخنان را موزون بياورد وبا شعر درهم آميزد ونثر را هم مسجّع سازد كه بيشتر وبهتر در دلها نشيند ، به اين جهت رسائل خواجة عبد الله مسجّع است


عمر را آن جا گذرانيد .
أو در طريقت پيرو شيخ أبو الحسن خرقانى بوده ، ومذهب حنبلي داشته وبه آداب شرع پايبند بوده است ، چنانكه در صد ميدان گويد :
« هر چند كه شريعت همه حقيقت است وحقيقت همه شريعت ، وبناى حقيقت بر شريعت است وشريعت بىحقيقت بىكار است وحقيقت بىشريعت بىكار ، وكار كنندگان جز اين دو ، بىكار است » . « 1 » خواجة عبد الله با آن كه حنبلي مذهب وتا حدى داراى تعصّب بوده ، به خاندان رسالت أرادت مىورزيده است « 2 » ، وغالبا سعى داشته از نزاعها واختلافات اشاعره ومعتزله بر كنار ماند ، اما گاهى بر طريق معتزله مىرفته واشعريان را مىرنجانيده ، همچنين امر به معروف ونهى از منكر مىكرده وبا صوفيه‌اى هم كه جانب شريعت را رعايت نمىكردند ، مخالفت مىكرده وپيروان ومريدان خود را به رعايت آداب شرع وأدار مىنموده است .
گفته‌اند پير هرات هنگامى كه براي مريدان سخن مىگفت وحديث وروايت وتفسير املا مىكرد ، عادت داشت كه آن سخنان را موزون بياورد وبا شعر درهم آميزد ونثر را هم مسجّع سازد كه بيشتر وبهتر در دلها نشيند ، به اين جهت رسائل خواجة عبد الله مسجّع است

--------------------------------------------------------------------------

« 1 » صد ميدان از امالى ، ص 4 .
« 2 » مجموعه رسائل خواجة عبد اللَّه أنصارى ، مقدمه ، ص 12 .

« 1 » صد ميدان از امالى ، ص 4 . « 2 » مجموعه رسائل خواجة عبد اللَّه أنصارى ، مقدمه ، ص 12 .

10

لا يتم تسجيل الدخول!